جمعه ۱۶ تیر ۱۳۸۵ - ۱۲:۲۵

ایمان جلیلی: موبایل چیز خوبی است، چون اگر آدم توی آسانسور یک ساختمان 12 طبقه گیر کند، می تواند با یک تماس، همه را خبر کند. حالا حساب کنید که این دستگاه نیم وجبی، کلی امکانات جور واجور هم داشته باشد.

امکاناتی که می تواند در فاصله ای که بر و بچه های آتش نشانی شما را از توی آسانسور بیرون می کشند، حسابی سرگرمتان کند. از دوربین و mp3 پلیر بگیر تا انواع و اقسام بازی ها. موبایل اما یک امکان بی نظیر دارد که هیچ چیز دیگری نمی تواند جایش را بگیرد: sms!

پیام کوتاه یکی از آن چیزهایی است که می تواند درصد امید به زندگی را در آدمیزاد بالا ببرد. چرا؟ چون می شود با یک پیغام در مسابقة sms نود شرکت کرد و 150 هزار تومان جایزه برد، به بهزیستی کمک کرد و آخرت را خرید، و یا انواع و اقسام جوک ها را گرفت و برای دوست و رفیق فوروارد کرد.

 sms جدید را دیدی؟ این، دیالوگ معروفی است که بعد از هر اتفاق تازه ای که توی مملکت می افتد، می توانید از در و همسایه و دوست و آشنا بشنوید. کافی است تقی به توقی بخورد تا موج smsها به سمت شما سرازیر شود. جام جهانی و حضور ایران در این جام، آخرین نمونه از این اتفاق  ها بود و باخت تیم ملی در بازی هایش سوژه اصلی موج جدید پیام های کوتاه.

وقتی به مکزیک باختیم
پیشاپیش برد 5 بر 1 ایران مقابل پرتغال را به مردم عزیز تبریک می گوییم. ستاد پیش بینی حوادث غیرمترقبه!

هنوز چند دقیقه ای از باخت ایران مقابل مکزیک نگذشته بود که smsها شروع شد. همه از باخت به مکزیک عصبانی بودند، اما متن بعضی از پیام های کوتاه، این قدر شیرین و جذاب بود که آدم را به خنده وامی داشت.

اکثر پیام هایی که بعد از بازی اول ایران فرستاده می شد، ابراهیم میرزاپور و علی دایی را هدف گرفته بود. دو بازیکنی که در آن بازی، بیشتر از بقیه علاقه مندان فوتبال را عصبانی کرده بودند. خیلی از این smsها بیشتر به توهین شبیه بود تا لطیفه و جوک.

برای همین نمی شود متن آن ها را توی این گزارش آورد. اما smsهای بامزه ای هم لابه لای آن همه بد و بیراه پیدا می شد: مردم قرار است جمع شوند و سند بگذارند و علی دایی را از تیم ملی بیاورند بیرون.

کاپیتان حجم عمده ای از پیام های بعد از بازی با مکزیک را بر دوش می کشید: دایی در پاسخ به خبرنگار سی ان ان که از او پرسیده بود برای چی توی بازی بودی، گفت می خواستم از نزدیک بازی را تماشا کنم. این هم یک نمونة دیگر: علی دایی به عنوان بهترین تماشاچی بازی ایران و مکزیک انتخاب شد.

غیر از بازی ضعیف، سن و سال کاپیتان 38 ساله هم سوژه خوبی برای جوک ساختن بود: مراحل زندگی انسان: کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، پیری و علی دایی ای! و یک نمونة جالب دیگر که پر بود از خلاقیت و نکته: دایی بعد از بازی با مکزیک به عنوان قهرمان وسطی دنیا معرفی شد. چون در طول 90 دقیقه نگذاشت حتی یک بار هم توپ به پایش بخورد.

نفر بعدی، ابراهیم میرزاپور بود. اگر نگوییم smsهایی که دربارة عملکرد آقای شماره یک ساخته شد بیشتر از علی دایی بود، مسلما کمتر از او هم نمی شد: پس از بازی با مکزیک، سردار طلایی، نشان امنیت و آرامش را به میرزاپور اعطا کرد.

مردم برای دروازه بان تیم ملی سنگ تمام گذاشتند! مسابقه sms نود: در بازی با پرتغال، میرزاپور به چه کسی پاس گل می دهد؟

الف ـ لوئیس فیگو ب ـ رونالدو ج ـ دکو د ـ او ریسک نخواهد کرد و خودش دروازه را باز می کند. البته یحیی هم به طور غیر مستقیم در بعضی smsها نقش بازی کرد: پس از باخت به مکزیک، از واژة ذرت گل محمدی به جای ذرت مکزیکی استفاده کنید.

بعد که به پرتغال باختیم
بعد از این که ایران گل دوم را هم از پرتغال خورد، دیگر همه منتظر رسیدن smsهای جدید بودند. این بار، علی دایی توی زمین نبود. بنابراین، سازندگان این پیام ها باید دنبال سوژه های بهتری می گشتند. حسین کعبی اولین کسی بود که با آن تکل عجیب و غریبش بهانه دست sms بازها داد:

سؤال: شماره کفش حسین کعبی چند است؟ راهنمایی: به جای استوک کفش او روی صورت فیگو توجه کنید. به غیر از این مورد، این بار بازیکنان خیلی مورد توجه نبودند. این دفعه کل تیم مورد تمسخر قرار گرفته بود: مقامات مسؤول دستور دادند با توجه به درخواست های متعدد مردم، تیم ملی را با هواپیمای 130 ـ C به ایران برگردانند.

بقیه پیام ها متوجه رده بندی گروه و چهارم شدن ایران در این گروه بود. البته این smsها هم خیلی محتوای قابل چاپی ندارند! و سری آخر پیام ها که کلی بودند و باز هم ردپای کاپیتان: علی دایی پس از حضور ضعیف در جام به مردم قول داد در جام جهانی بعدی جبران کند.

و این یکی هم حضور مشترک دایی و میرزاپور در یک sms: نفرین جام جهانی: امیدوارم دروازه بان تیمتون میرزاپور باشه، مهاجمش علی دایی.

آب ها از آسیا افتاد
حالا آب ها کمی از آسیا افتاده است و همه به اندازة کافی دارند مردة تیم ملی را چوب می زنند. علاوه بر این، مکزیک مقابل آرژانتین خیلی خوب بازی کرده و پرتغال هم به یک چهارم نهایی راه یافته است. با این اوضاع، حداقل همه خودشان را راضی کرده اند که ای بابا، توقع بی جایی داشتیم.

 آنها تیم های بزرگی بودند و از این جور چیزها. موج smsها هم به همین خاطر فروکش کرده است؛ البته تا وقتی که ماجرای دیگری استعداد بی کران ما ایرانی ها را قلقلک ندهد. 

امیرمهدی ژوله به عنوان یک طنزنویس، علت بالاگرفتن تب sms، بعد از شکست های ایران را، عدم امکان ابراز نظر راحت و بی رودربایستی دربارة تیم می داند: وقتی مردم نمی خواهند رک و راست نظرشان را دربارة تیم بگویند، نیش و کنایه ها شروع می شود.

 اصولا وقتی فضای راحتی برای اظهار نظر وجود نداشته باشد، طنز شکوفا می شود. ژوله به طور کلی با انتشار لطیفه های مختلف در مورد یک موضوع به وسیلة sms موافق است. او برای خودش دلیل هم دارد: قبل از این که امکان sms مهیا شود، فرهنگ جوک در ایران داشت نابود می شد.

sms که رونق گرفت، جوک ها دوباره زنده شدند. آن اوایل، مطالبی که از طریق sms رد و بدل می شد، جوک های انگلیسی بود که ترجمه شده بودند. او نوع طنز جوک های sms را هم می پسندد. البته منهای آن هایی که بیشتر حالت فحش و ناسزا دارند: هرچقدر اتفاق تلخ تر باشد، طنز هم بهتر می شود.

یعنی از شدت تلخی به یک موضوع می خندیم. به نظرم بعضی از این smsها از نظر بار طنز، خیلی خوب اند؛ یعنی آن غافلگیری و پیچی که مخصوص کار طنز است را دارند. 

عمران صلاحی، از آن دسته طنزنویسانی است که همیشه یک چیزی برای غافلگیر کردن شما دارند. وقتی با او تماس گرفتیم، گفت که اصلا موبایل ندارد و با قابلیت های sms آشنا نیست.

صلاحی اما معتقد است که این smsها، در واقع همان جوک ها و لطیفه هایی است که قبل از فراگیر شدن موبایل دهان به دهان بین مردم می چرخید و پخش می شد. حالا هم که سر و کله موبایل و تکنولوژی پیدا شده، این کار خیلی راحت تر و البته سریع تر صورت می گیرد.

 صلاحی می گوید این موج متلک ها، کنایه ها و شوخی هایی که بعد از هر اتفاق راه می افتد، در واقع میزان الحرارة اجتماع است و می شود با آن، تب جامعه را اندازه گرفت: به نظرم این حجم sms، نشانگر اوضاع جامعه است و می تواند مفید باشد؛ اگر مسؤولین که به نوعی با قضیه درگیرند، به آن ها توجه کنند. 

کارهای خشایار الوند را حتما در قالب شب های برره دیده اید. آقای نویسنده، ایرانی ها را به عنوان ملت طناز می شناسد. او می گوید ایرانی ها هر جایی که توانسته اند، با زبان بامزة طنز حرفشان را زده اند.

 نمونه خوبی هم برای حرفش دارد: شما ببینید توی بحبوحة انقلاب، مردم یک شعار ساخته بودند: ما می گیم شاه نمی خوایم، نخست وزیر عوض می شه این خیلی جالب است. می شود زبان طنز مردم را در آن وضعیت دید. الوند وقتی می خواهد دربارة موج smsها حرف بزند، اول می رود سراغ تحلیل جامعه شناسی موضوع: دلیل جامعه شناسانه راه افتادن این تب، این است که هنوز بستر عمومی راضی کننده ای برای حرف زدن وجود ندارد.

جراید هم نیازهای مردم را جوابگو نیستند. در واقع، فضای آن ها بیش از حد رسمی است. و اما تحلیل خود استاد: ببینید! یک زمانی موج موبایل دار شدن توی مملکت راه افتاد و همه رفتند برای خرید موبایل.

 این جریان sms هم در واقع، یک جور مد است که راه افتاده. یعنی تب جام جهانی یک عده را گرفته. جام که تمام شود، آن ها هم یادشان می رود که مشکل چه بوده است. او فکر می کند پخش این smsها زیر سر طبقة متوسط به بالای جامعه است که زیاد هم اهل فوتبال دیدن و استادیوم رفتن نیستند و فقط جوگیر شده اند.

 الوند می گوید این smsها را چند نفری که هم زبان طنز خوبی دارند و هم اهل فوتبال هستند می سازند. بعد هم smsها در تیراژ میلیونی فوروارد می شوند و این، سرعت انتشار جوک ها را بالا می برد. 
    
سرعتی که با هیچ پدیده دیگری قابل مقایسه نیست. او در مورد علت متنوع بودن این smsها می گوید: اگر مسؤولان تیم ملی به درخواست مردم گوش می دادند، نارضایتی ها این جوری جمع نمی شد که کسی برای مخالفت با فرضا حضور دایی در تیم ملی، از یک ادبیات این جوری استفاده کند که خیلی جاها با فحش و ناسزا هم همراه شده.

 الوند می گوید خیلی از این smsها کیفیت یک جوک را ندارند، اما بعضی هایشان این قدر قوی و بامزه اند که اگر او می توانست سازندگانش را پیدا کند، حتما از آن ها برای همکاری دعوت می کرد.

کد خبر 956

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار