۲۶ اسفند سالروز یکی از وحشتناک‌ترین جنایت‌های تاریخ جنگ‌های جهان و سالگرد بمباران شیمیایی منطقه کردنشین حلبچه است. شیرزاد خزایی، پژوهشگر تاریخ معاصر و نویسنده معتقد است امواج نیروی انسانی ایران و ترس ارتش عراق از پیروزی ایران علت اصلی استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی و گازهای سمی بود.

حلبچه

همشهری آنلاین- مهناز عباسیان: سال ۱۳۶۶ و چند روز مانده به تحویل سال نو درحالی‌که تنها ۲ روز از عملیات والفجر ۱۰ می‌گذشت رژیم بعث عراق در ۲۶ اسفند ۱۳۶۶ درحالی‌که تنها ۲ روز از عملیات والفجر ۱۰ می‌گذشت، علیه ملت خودش مرتکب شد و تعجب جامعه جهانی را برانگیخت. البته این نخستین جنایت جنگی صدام نبود و پیش از این نیز از سلاح‌های شیمیایی در جنگ علیه ایران استفاده کرده بود. در آستانه سالروز این حمله وحشیانه، سراغ یک پژوهشگر تاریخ معاصر و نویسنده رفته‌ایم که سال‌هاست در زمینه حملات شیمیایی عراق علیه ایران تحقیق کرده و حاصل پژوهش‌هایش در کتابی با عنوان «جنگ شیمیایی عراق علیه ایران: بررسی نظامی و حقوقی» در مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.

چالش مانکن ۵ هزار نفری در یک شهر
دکتر شیرزاد خزایی

زخم های به جا مانده بر دل مردم ایران

در خاطرات رزمندگان و جانبازان به‌کرات به حملات شیمیایی عراق اشاره شده است اما چرا صدام از این سلاح‌های غیرقانونی استفاده می‌کرد؟ شیرزاد خزایی در تبیین این سؤال می گوید: «امواج نیروی انسانی ایران و ترس ارتش عراق از پیروزی ایران علت اصلی استفاده ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی و گازهای سمی بود. در همین راستا عدنان خیرالله، وزیر دفاع دولت صدام در اوایل جنگ، می‌گفت: «سلاح شیمیایی قدرت نیروی نظامی را چند برابر می‌کند.» به همین دلیل دولت عراق از ابتدای جنگ واحد و رسته سلاح‌های شیمیایی را در ارتش خود ایجاد کرد. ارتش عراق در اوایل جنگ تا فتح خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ به‌دلیل برتری و اشغال شهرهای مرزی ایران معمولاً از سلاح‌های متعارف استفاده کرده و گهگاه در طول سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ به‌صورت آزمایشی و محدود از تسلیحات شیمیایی استفاده می‌کرد. مثلاً سابقه نخستین کاربرد سلاح‌های شیمیایی عراق علیه ایران به تاریخ ۲۳ دی۱۳۵۹در منطقه‌ای بین «هلاله» و «نی‌خزر» در ۵۰ کیلومتری غرب ایلام (منطقه عمومی میمک) بازمی‌گردد که در آن بر اثر اصابت گلوله‌های شیمیایی تعدادی از نیروهای ایران مصدوم شدند و پس از آن نیز به‌کرات این تسلیحات مورد استفاده قرار گرفت. اما پس از فتح خرمشهر و ورود نیروهای ایران به خاک عراق، صدام برای جلوگیری از شکست ارتش خود در عملیات‌های مختلف به‌صورت گسترده و در حجم زیاد به استفاده از سلاح‌های شیمیایی و گازهای سمی روی آورد. در واقع ارتش عراق می‌خواست با ایجاد ترس و وحشت در جبهه‌های جنگ نیروهای ایران را از انجام عملیات‌های پیروزمندانه متعدد بازدارد. اگر ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی استفاده نمی‌کرد به‌طور حتم در همان اوایل دهه ۶۰ شکست سنگینی را متحمل می‌شد.»

شیرزاد خزایی معتقد است استفاده عراق از سلاح شیمیایی، یک فاجعه و جنایت جنگی محسوب می‌شود اما آنطور که باید در جهان به این موضوع نپرداخته‌اند و ابعاد زیادی از این فاجعه مغفول مانده است. او درباره علت این امر می گوید: «دشواری دسترسی به اسناد آرشیوی با موضوع حملات شیمیایی عراق علیه ایران موجب شده تا کمتر به آن پرداخته شود. از طرفی حمایت مالی چندانی از پژوهشگران صورت نمی‌گیرد مگر اینکه کسی مثل من از روی علاقه شخصی و به جهت تعلق خاطر خودش این کار را انجام دهد.»

 قبرستان کشته شدگان حلبچه
قبرستان کشته شدگان حلبچه

نقش شرکت‌های اروپایی در ساخت کارخانه‌های شیمیایی عراق

طرف مقابل ایران در جنگ تحمیلی به ظاهر کشور عراق بود اما در حقیقت ایران با مجموعه‌ای از کشورهای قدرتمند و متخاصم جنگید و اجازه نداد یک وجب از خاکش جدا شود. نقش‌آفرینی کشورهای غربی و حتی شرقی در تجهیز عراق به تسلیحات شیمیایی و همچنین فروش و انتقال فناوری اینگونه سلاح‌ها به عراق موضوعی مهمی است که شیرزاد خزایی در کتاب «جنگ شیمیایی عراق علیه ایران: بررسی نظامی و حقوقی» به آن اشاره کرده است؛ «دولت عراق از اوایل دهه ۱۹۷۰ درصدد برآمد تا با کمک کشورهای شرق و غرب ارتش این کشور را به گازهای سمی و سلاح‌های شیمیایی مجهز کند. بنابراین عراق به‌خصوص با آغاز جنگ علیه ایران برای تهیه مواداولیه و خرید سلاح‌های شیمیایی به کشورهای شوروی، آلمان (شرقی و غربی)، فرانسه، انگلیس، آمریکا، ایتالیا، چکسلواکی، شیلی، برزیل و غیره روی آورد. دولت عراق تحت عناوین پوششی تأسیس صنایع حشره‌کش اما در واقع کارخانه‌ها و مجتمع‌های شیمیایی مانند کارخانه سامرا، المثنی، سلمان پاک، کارخانه اَلتّاجی، عکاشات، القائم، سماوا، فلوجه ۱ و ۲ و ۳ و غیره را بنیاد کرد. هدف از ایجاد این مراکز تولید، انباشت و ذخیره‌سازی‌ انواع گازهای سمی و شیمیایی از قبیل خردل، سارین، تابون، وی ایکس، فسژن و غیره بود. در میان کشورهای اروپایی نقش آلمان، فرانسه و انگلیس در تجهیز عراق به سلاح‌های شیمیایی بسیار پررنگ است.»

چالش مانکن ۵ هزار نفری در یک شهر

چالش مانکن ۵ هزار نفری در یک شهر

تصور کنید با یک اتفاق در چند ثانیه، کل جمعیت یک شهر یکباره به چالش مانکن دعوت می‌شود. فرزند در آغوش مادر، کودک در حال تاب بازی، دانش آموز در حال درس خواندن، مرد در حال دویدن، کشاورز پشت تراکتور و … یک چالش مانکن ۵ هزارنفری. هرکسی در هر حالی هست فقط چندثانیه طول می‌کشد که بفهمد تنفس کردنش دچار مشکل شده بعد یک شهر در همان شکلی که هست از هوش می‌رود. صدام بخاطر عملیات والفجر ۱۰ و استقبال اهالی اقلیم کردستان عراق از لشکریان ایران، با سلاح شیمیایی اروپایی‌ها چنین انتقامی از مردم خودش گرفت. از هیچ جایی هم صدایی در نیامد.

چالش مانکن ۵ هزار نفری در یک شهر

خیلی از تصاویر این واقعه، از جمله عکسی که پدر با فرزند در آغوشش، در حال فرار، جلوی پله خانه افتاده‌اند که تبدیل به عکس نمادین بسیاری از تندیس‌ها و یادبودها شد کار ۳ تا عکاس ایرانی بود که خودشان را زودتر از همه به محل واقعه رسانده بودند. عکاس‌های ایرانی چون ماسک‌شان مزاحم عکاسی‌شان بود حتی ماسک‌شان را برداشتند که بهتر بتوانند ردپای مدعیان امروز بازرسی از کشورمان بخاطر نگرانی موهوم از سلاح‌ هسته‌ای را ثبت کنند. بین این ۳ نفر سعید جان بزرگی بعدها به دلیل استنشاق گاز شیمیایی در بیمارستان مصطفی خمینی در سال ۸۱ شهید شد.

چالش مانکن ۵ هزار نفری در یک شهر
عکاس شهید سعید جان بزرگی

علی شیمیایی که بود؟

سنگ دل ترین همدست صدامعلی حسن المجید مسئول استفاده از بمب های شیمیایی علیه کردهای عراق و رزمندگان ایرانی در دهه هشتاد میلادی بود که به همین دلیل به لقب علی شیمیایی معروف شد. علی شیمیایی که بود؟ علی حسن المجید در سال ۱۹۴۱ در تکریت زاده شده، اما خود او می‌گوید که متولد سال ۱۹۴۴ است. او پسر عموی صدام دیکتاتور معدوم بود، پله‌های ترقی نظامی را به سرعت طی کرد. و در دوران رژیم بعثی به یکی از مهره‌های اصلی تبدیل شد. بر اساس گزارش که نشریه آلمانی اشپیگل در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۷ سرکوب خونین قیام شیعیان عراق در پی حمله ارتش بعثی به کویت در سال ۱۹۹۱ و شرکت در کشتار و آواره کردن شیعیان در سال ۱۹۹۹، دست داشتن وی در قتل آیت ‌الله محمد صادق الصدر و دو پسرش توسط سازمان امنیت عراق در فوریه۱۹۹۹ و کشتار صدها نفر از شیعیان معترض به این جنایت و جنایت وحشیانه کشتار هزاران کرد در حلبچه، علی شیمیایی را به سنگدل ترین و جنایتکارترین همدست صدام معدوم تبدیل کرده بود ... علی شیمیایی را بسیاری “سنگدل ‌ترین همراه صدام” می‌نامند. او حاضر بود برای بقای رژیم دست به هر جنایتی بزند. او نخستین بار در ژوئن ۲۰۰۷ به عنوان مسئول حمله شیمیایی به روستای کردنشین حلبچه که به کشته شدن پنج هزار نفر انجامید، به اعدام محکوم شد. سپس دو بار دیگر به اتهام سرکوب قیام شیعیان پس از حمله ی عراق به کویت در سال ۱۹۹۱، و نیز به اتهام شرکت در کشتار و آواره کردن شیعیان در سال ۱۹۹۹، به اعدام محکوم شد. و نهایتا” در پنجم بهمن ماه ۱۳۸۸ (۲۵ ژانویه ۲۰۱۰) اعدام شد.

کد خبر 839402

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha