دکتر محمد سالارکیا: بابک بیات سازنده معتبر موسیقی فیلم به‌علت نارسایی کبدی در بیمارستان‌‌ بستری است. بیات را از اسفند 83 تا به امروز، سه بار دیده‌ام و متاسفانه هر سه بار، ناخوش.

اسفند 83 در آن شب سرد زمستانی، وقتی با بامداد بیات خداحافظی کردم و از منزل استاد بیرون آمدم، فکرش را نمی‌کردم که دو روز بعد، آن تصادف کذایی برای بامداد اتفاق بیفتد و برای عیادتش بروم بیمارستان.

اولین دیدارمان همان روز و همان‌جا بود که بابک بیات را پریشان دیدم، اما محکم. دومین دیدارمان برمی‌گردد به اوایل بیماری بابک بیات و بستری شدنش در بیمارستان، باز هم به منظور عیادت؛ و سومین دیدار همین چند روز پیش بود که برای عیادتش رفتم بیمارستان و دیدم ممنوع‌الملاقات شده و شنیدم که قادر به سخن گفتن نیست.

پزشک معالجش اما امیدوار بود که «طی روزهای آینده بهبود بیشتری پیدا کند تا پیوند کبد هر چه سریع‌تر انجام شود.»

سلطان و شبان، ولایت عشق، کشتی آنجلیکا، عروس، مرسدس، جهان‌پهلوان‌ تختى، دستهاى آلوده، قرمز، دو زن، خانه به دوش، چیدن سپیده‌دم و... فیلم‌ها، سریال‌ها و ترانه‌هایی که موسیقی بابک بیات، زیبا یا زیباترشان کرده؛ یکی دو تا نیستند.

پنجه‌های هنرمند او اما مدتی است کلاویه‌های پیانو را لمس نمی‌کنند. بابک بیات در شصتمین سالگرد زندگی‌اش در بستر بیماری است و پزشک معالجش می‌گوید:«او به پیوند کبد احتیاج دارد.»

بیماری او نارسایی کبدی است و «طی دو سال گذشته، این نارسایی به شدت پیشرفت کرده و هم‌اکنون به دلیل تجمع مواد سمی و عفونت، هوشیاری او کاهش پیدا کرده است.»

نارسایی کبدی از آن اختلالاتی است که می‌تواند به دنبال بیماری‌های متعددی از جمله مشکلات ژنتیکی، هپاتیت، سرطان کبد، مسمومیت با الکل، سیروز، مسمومیت با داروهایی نظیر استامینوفن و... ایجاد شود.

این بیماری وقتی اتفاق می‌افتد که بخش اعظم بافت کبد از بین رفته باشد، چرا که حتی اگر بخش کوچکی از کبد نیز سالم مانده باشد، می‌تواند جورِ بخش‌های از دست رفته را بکشد. متخصصان داخلی معتقدند نارسایی کبدی وقتی رخ می‌دهد که درگیری کبد منجر به آسیب‌های مغزی آشکار شود و وضعیت هوشیاری بیمار، به وضوح افت کند.

نارسایی کبد، دو نوع دارد: حاد و مزمن. علایم نوع حاد در عرض چند روز تا چند هفته پیشرفت می‌کند و علایم نوع مزمن در طول چند ماه تا چند سال. مشکل بابک بیات از همین نوع اخیر است؛ نارسایی مزمن کبدی.

شناسنامه بیماری

پزشکان، نارسایی کبدی را عمدتا از روی این علایم می‌شناسند: زردی، مشکلات انعقادی (مانند کبودی، خون‌مردگی و خونریزی)، آسیت (به معنای جمع شدن مایع در شکم) و آنسفالوپاتی کبدی (به معنای آسیب‌ مغزی و کاهش سطح هوشیاری).

در نارسایی کبدی اما علایم دیگری نیز دیده می‌شود: خستگی مفرط، ضعف، تهوع و کاهش اشتها. معمولا مجموعه علایم بالینی می‌تواند کلید تشخیص این بیماری باشد، اما در آزمایش خون این بیماران نیز می‌توان اختلال عملکرد کبد را به وضوح مشاهده کرد.

نارسایی کبدی به طور کلی بیماری ناخوشایندی است و در صورت عدم درمان ممکن است کار به جاهای باریک بکشد. در انواع پیشرفته این بیماری، گاهی کار به نارسایی کلیه‌ها می‌کشد و سلامت عمومی بیمار به شدت تهدید می‌شود.

درمان این بیماری نیز به معنای پایان قطعی بیماری نیست، چرا که با درمان، احتمال عود بیماری به طور کلی منتفی نمی‌شود.

از اصلاح رژیم غذایی تا پیوند کبد

درمان نارسایی کبد معمولا با توجه به علت اصلی بیماری و بر اساس علایم بالینی بیمار صورت می‌گیرد. فوریت درمان نیز بستگی به این نکته دارد که نارسایی از نوع حاد است یا مزمن. با این وجود، اصول درمان در تمام انواع نارسایی کبدی کم‌و‌بیش یکسان است.

مثلا به تمام مبتلایان توصیه می‌شود رژیم غذایی‌شان تحت کنترل باشد و به‌خصوص روی میزان مصرف پروتئین این بیماران باید نظارت دقیقی وجود داشته باشد، زیرا مصرف بیش از حد مواد پروتئینی در این بیماران با خطر اختلالات مغزی و کاهش سطح هوشیاری همراه است و از سوی دیگر، کمبود پروتئین نیز باعث کاهش وزن شدید آنها می‌شود.

میزان مصرف نمک نیز باید به حداقل ممکن کاهش ‌یابد تا از تجمع آب در حفره شکمی (آسیت) جلوگیری شود. مصرف الکل هم کاملا ممنوع است، چرا که به تخریب بافت کبد دامن می‌زند.

دیالیز کبدی یکی از گزینه‌های بالقوه برای درمان این بیماری است و متخصصان در سراسر جهان به این گزینه بسیار امیدوارند و مشغول کار و بررسی روی آن هستند. داروهایی نظیر لاکتولوز نیز برای رفع موقت علایم این بیماری می‌تواند موثر باشد.

و بالاخره این که پیوند کبد، به شرطی که به موقع و به‌درستی انجام شود، می‌تواند بیمار را به شرایط عادی و سلامت کامل برگرداند؛ هرچند که تمام بیماران مبتلا به نارسایی کبدی کاندیدای مناسبی برای این نوع عمل نیستند.

. . . و اما پیوند

واقعیت این است که در شرایط کنونی، پیوند کبد بهترین گزینه برای درمان نارسایی پیشرفته کبد است. پیوند کبد در انسان برای نخستین بار در سال 1963 در کشور آمریکا و توسط توماس استارزل صورت گرفت. دومین پیوند نیز دو سال بعد در سال 1965 در انگلستان زده شد.

این عمل، تنها گزینه درمانی برای کسانی است که دچار نارسایی کبدی غیرقابل برگشت شده‌اند. بیشتر این پیوندها برای بیماری‌های مزمن کبدی که به سیروز منجر می‌شود، صورت می‌گیرد؛ بیماری‌هایی مانند هپاتیت‌سی مزمن، الکلیسم و...

پیوند کبد معمولا از یک بیمار دچار مرگ مغزی به یک انسان زنده انجام می‌گیرد. اما نوع دیگری از پیوند هم وجود دارد که در آن، کبد یک انسان زنده به یک انسان زنده دیگر پیوند می‌شود.

در این نوع پیوند، بخشی از کبد از بدن فردِ دهنده خارج شده و به بدن فردِ گیرنده اهدا می‌شود. این نوع پیوند برای اولین بار در سال 1989 و در اطفال انجام شد، چرا که برای پیوند به نوزاد و بچه‌های کوچک فقط به 20درصد از کبد یک انسان بالغ نیاز است.

اخیرا مواردی از پیوند بالغ به بالغ نیز انجام شده و البته برای این کار به 60درصد از بافت کبد فرد دهنده نیاز است. به خاطر خاصیت ترمیم و بازسازی کبد، بعد از مدتی، هم دهنده و هم گیرنده دارای کبدی کامل و سالم خواهند بود اما از آنجا که عمل جراحی که بر روی فردِ دهنده انجام می‌شود، دشوار و وقت‌گیر است و در چند صد مورد اولیه با مرگ دو نفر از دهندگان همراه بوده، این عمل کمی با شک و تردید انجام می‌گیرد.

کد خبر 8147

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار