سه‌شنبه ۲۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۸

محمدرضا پهلوی که سال‌ها تحت حمایت اربابان آمریکایی خویش و با تکیه بر اریکه سلطنت، کشور را تحت‌سلطه گرفته و عرصه ترکتازی و غارتگری‌های خود قرار داده بود، سرانجام فرار را بر قرار ترجیح داد و مجبور به ترک ایران شد.

شاه معدوم برخلاف پدر خود، رضا شاه که پس از ۱۶سال حاکمیت مستبدانه تحت حمایت انگلیس از کشور خارج شد، بدون استعفا راهی سرزمین اربابان خود شد. همزمان با فرار شاه، مردم در سراسر ایران به خیابان‌ها آمدند و با پخش شیرینی، این رویداد مهم تاریخی را جشن گرفتند و ۲۶دی ماه ۵۷ نقطه عطف دیگری در تاریخ سراسر حماسه انقلاب سرخ و اسلامی ایران شد.

شاه بعد از روی کار آمدن کارتر در سال1977، درصدد جلب رضایت وی برآمد. نخست دولت 13ساله هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیل کرده آمریکا را به صدارت گماشت و راهی آن کشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به کاخ سفید که موجب پرتاب گاز اشک آور از طرف پلیس و اشک‌ریختن کارتر و مهمانانش شد،  آغاز ناخوشی برای شاه  در این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رئیس‌جمهوری جدید آمریکا،  سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند. در این مذاکرات، شاه جای هیچ گله و شکایتی برای آمریکایی‌ها باقی نگذاشت، به‌طوری که در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریکه سلطنت تکیه زده بود.

ولی مشکلات اقتصادی و نابسامانی‌های ناشی از ریخت و پاش‌های گذشته از یک طرف و تشدید مخالفت‌ها با حکومت خودکامه و مفاسد و مشکلات ناشی از آن، به‌تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید که مهار آن روز به روز دشوارتر می‌شد. آموزگار در کار خود فرو مانده و هویدا هم که به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ‌گونه کارشکنی در کار دولت فروگذار نمی‌کرد و سرانجام با انتشار مقاله توهین‌آمیز نسبت به امام خمینی«قدس سره» در روزنامه اطلاعات در 17 دی 1356، کاری‌ترین زهر خود را به حکومت آموزگار ریخت.

سرانجام دولت آموزگار از کار بر کنار شد و شاه، شریف امامی ‌را که مهره انگلیسی‌ها بود روی کار آورد تا بتوانددر کنار حمایت آمریکا، رضایت انگلستان را نیز جلب کند. انتخاب شریف امامی‌ به نخست‌وزیری هم هیچ‌یک از انتظارات شاه را بر آورده نکرد. عقبگرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیت‌های مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده رژیم در برقراری حکومت نظامی، فاجعه 17شهریور در  میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعکاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حکومت نظامی‌بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه‌ای را به‌دنبال آورد.

تیراندازی به سوی دانشجویان و دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و کشته و زخمی‌شدن تعدادی از آنها، تظاهرات بی‌سابقه 14 آبان را در تهران به‌دنبال داشت. شاه همان روز با هلی‌کوپتر بر فراز شهر پرواز کرد و پس از مشاهده شعله‌های آتش که از صدها نقطه شهر زبانه می‌کشید، به کاخ نیاوران بازگشت و سفیران آمریکا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود  برای تشکیل یک دولت نظامی‌ را به آنها ابلاغ کند. دولت نظامی‌در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره امور کشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حکومت نظامی‌هم عملاً کارایی خود را از دست داد.

گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، به‌خصوص صنعت نفت، مملکت را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ رد داد. شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.  شاه نیز پس از عدم‌موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب‌ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت.

تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی‌بود. مشایعت کنندگان، نخست‌وزیر، روسای مجلسین، وزیردربار، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان‌های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت 5/11 صبح، شاه و همسرش، با یک هلی‌کوپتر وارد فرودگاه شدند.   شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم.

ضمناً گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می‌شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می‌کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه‌گذاری آینده موفق شود.»  او در مورد مدت سفر هم گفت: «این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی‌توانم آن را تعیین کنم.»

سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را برقرار ترجیح داد. ساعت 30: 12 بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترک کردند.  از اعضای خانواده سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان‌ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سراسر ظلم و جور 2500 ساله شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.

کد خبر 72850

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار