گروه ادب و هنر: فیلمنامه‌نویسی روایت می‌کرد: روزی فیلمنامه‌ای را به دفتر یک تهیه کننده بردم. او بعد از مطالعه فیلمنامه، گفت به شرطی می‌شود آن را ساخت که تغییراتی در آن داده شود.

تغییرات تهیه‌کننده افزودن یک مایه عاشقانه و چند فصل کمدی بود. به اعتقاد تهیه‌کننده فیلمنامه فاقد تنوع و انعطاف لازم بود و به همین خاطر،  تماشاگر نمی‌توانست با آن ارتباط برقرار کند. جالب است که بدانید این فیلمنامه‌نویس، فیلمنامه‌اش‌ در ژانر وحشت می‌گنجیده و اصلاً  آداپته یکی از فیلم‌های شاخص این ژانر بود. فیلمنامه فوق‌الذکر البته  به‌خاطر مخالفت نویسنده‌اش با اعمال تغییرات تهیه‌کننده، هرگز ساخته نشد.یک قول رایج میان اهالی سینما وجود دارد با این مضمون که در سینمای ایران تبعیت از یک ژانر به موفقیت تجاری نمی‌انجامد. اغلب فیلم‌های موفق و پرفروش این سینما حاصل ترکیب ژانرهای مختلف بوده‌اند. به همین خاطر است که مثلاً تعریف ژانر کمدی در سینمای ایران با تعریف کلاسیک این ژانر متفاوت است. درواقع سینمای کمدی ایران بیشتر بر پایه نمایش‌های روحوضی لاله‌زاری شکل گرفته و تنها فیلم‌هایی که واقعاً منطبق بر ژانر هستند کمتر از انگشتان  دست است. این تازه وضعیت ژانری است که تهیه‌کنندگان به توفیق محصولاتش در گیشه امیدوارند.وگرنه در ژانرهایی مثل وحشت، اساساً تمایلی برای تولید فیلم مشاهده نمی‌شود. درواقع نوعی دست کم گرفتن در مورد این ژانر وجود دارد. آن هم در حالی که تعدادی از درخشان‌ترین فیلم‌‌های تاریخ سینما در این ژانر ساخته شده‌اند. به دلایل مختلف و متنوع سینمای وحشت و هراس برای مخاطب سینمای ایران هم چندان جا نیفتاده است. شاید به همین خاطر است که برخی سینماگران می‌گویند: «تماشاگر ایرانی وقتی به سینما می‌رود دوست دارد بخندد یا احساساتی شده و گریه کند نه اینکه بترسد!» در حالی که همین تماشاگر در منزل، محصولات روز سینمای هراس را  تماشا می‌کند.نکته دیگر دست پایین فرض کردن ژانر وحشت است. به طوری که گویی محصولات این ژانر جز ترساندن تماشاگر رسالت دیگری ندارند. این تعبیر غلط در حالی صورت می‌گیرد که ژرف‌ترین مضامین در تعدادی از فیلم‌های وحشت مطرح شده است. این گونه است که در اینجا اصطلاحی چون سینمای معناگرا باب می‌شود و ازسوی مسئولان مورد حمایت قرار می‌گیرد ولی باعث تولید هیچ فیلم موثری نمی‌شود. آن هم در حالی که شاهد ساخته شدن ضعیف‌ترین فیلم‌های جشنواره‌ای به عنوان سینمای معناگرا هستیم. آیا جز این است که از سیاستگذار و مدیر گرفته تا اهالی سینما، منتقدان و... این گونه مهم و  شاخص سینما را جدی نمی‌گیرند؟ شاید هم حق با آن منتقد قدیمی است که می‌گفت: «در این سینما، ژانر به چه دردی می‌خورد؟!»
کد خبر 7227

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار