سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۹

فرهاد عشوندی : امروز برای استقلال روز مرگ زندگی است. تیم یا راه آهن را می‌برد و امید به گرفتن یک کاپ را در دل هوادارانش زنده نگه می‌دارد و یا با بخت و حذف از جام حذفی می‌رود تا انقلابی را در این تیم ایجاد کند.

 انقلابی از نوع آنچه در سال 82 برای تیم اتفاق افتاده بود. درست در سخت‌ترین روزهای استقلال، به ناگاه کامران منزوی مرد شماره 2 استقلال خبر استعفایش را اعلام کرد. مردی که در انتخاب ناصر حجازی به سرمربیگری تیم و خرید یاران این فصل استقلال، نقشی به سزا داشته است.

دایی او در این شرایط همگان را به یاد تجربه استعفاهای پیشین این مقام همیشه مسئولیت‌دار در تشکیلات استقلال انداخت. درست مثل استعفای سال 81 که در روزهای بد فتح‌الله‌زاده انجام شد و او چندی بعد همراه با قریب به باشگاه برگشت و بعد استعفا در زمان قریب که همراه شد با حضور دوباره‌اش در تیم فتح‌الله زاده.

 این بار هم آیا چنین اتفاقی افتاده؟ منزوی این برداشت را برداشتی اشتباه می‌داند و تکذیب می‌کند؛«‌من فقط دیدم نمی‌توانم برای استقلال مفید باشم و رفتم تا جایم یک نیروی جوان بیاید. کسی که بتواند به استقلال سامان بدهد.»

  •  اگر قبل از بازی با ابومسلم از تیم جدا شدید، چطور با استعفای کریمی مخالفت کرده بودید؟

اصلا یک مشکل اساسی این وسط وجود دارد. آقای کریمی پس از بازی با پگاه در جلسه شورای معاونین گفتند که اگر مشکل به او برمی‌گردد، حاضر به استعفاست. هیچ وقت ایشان استعفا ندادند و آنجا هم من گفتم استعفای مربی اصلا ارتباطی به من و دیگر معاونین ندارد.

  • هیچ دقت کردید همیشه وقتی تیم به بحران می‌رسد، شما می‌روید؟

اتفاقا جدایی‌ام اصلا برای فرار از زیر بار مسئولیت شکست‌ها نیست. همین جا می‌خواهم تاکید کنم ما یک تیم بودیم و همه مان در این ناکامی مقصریم. من هم سهم خودم را می‌پذیرم. جدایی‌ام هم به این دلیل است که احساس می‌کنم توانایی انجام کار را ندارم.

  • می‌پذیرید که با انتخاب اشتباه سرمربی، همه اتفاقات را از ابتدای فصل، سبب شدید؟

ببینید من ابتدای فصل شاید نظرم با فتح‌الله‌زاده فرق داشت ولی وقتی او این تصمیم را گرفت مجبور به پذیرشش بودم.

  • ولی من فکر می‌کنم شما موافق این انتخاب بودید!

وقتی که خبر رسمی انتخاب حجازی اعلام شد من هم مثل همه گروه مان از ایشان با تمام وجود حمایت کردم.حجازی هم بدون شک سهم زیادی در مشکلات تیم نداشت.

  • چطور انتظار دارید این حرف را بپذیریم. خیلی از مشکلات تیم ناشی از تیم بدی است که حجازی بسته!

ببینید تمام خریدهای باشگاه با صلاحدید سرمربی تیم انجام گرفت. من لیستی را در باشگاه دارم که نام بازیکنانی که گرفتیم را در آن، حجازی به ما داده.

  • و شما خودتان متوجه نشدید که این لیست، لیست مناسبی نیست؟

یعنی شما می‌گویید ما تیم بدی داریم؟

  • کارشناسان می‌گویند استقلال بد بسته شده!

ما در شروع فصل، بحران داشتیم. 15 بازیکن تیم، یار آزاد بودند و تیم فرصت کمی داشت تا بسته شود. ما با محدودیت‌هایی که در جذب بازیکن داشتیم، به ناچار سعی کردیم تا در کمترین زمان ممکن، تیم را جمع کنیم.

  • ولی بازیکنان روی نیاز تیم جذب نشدند. مثلا با اینکه می‌دانستید تیم نیاز به هافبک دفاعی دارد و کاظمی تمایل به ماندن داشت او را نگه نداشتید!

در مورد حسین موضوع کاملا فرق می‌کرد. او جایی گفته بود در 4 بازی آخر به خاطر حفظ پایم بازی نکردم. این جمله به گوش حجازی رسیده بود و حجازی هم نپذیرفت که این بازیکن را نگه دارد. تازه رقمی که حسین از سپاهان گرفت 2 برابر مبلغ ما بود. بدون‌شک، حسین بهترین هافبک دفاعی ایران است. او وزنه مهمی در تیم ما بود ولی ما نمی‌توانستیم کسی را به سرمربی تحمیل کنیم.

  • یعنی شما نمی‌دیدید که تیم تان خوب بسته نمی‌شود و نقص دارد؟

ما هم می‌دانستیم. حتی من با چند بازیکن در این پست هم مذاکره کردم ولی آقای حجازی نظرات دیگری داشتند. تازه فراموش نکن که ما زمان کمی داشتیم و بازیکن زیادی هم نبود که امکان انتخاب برای مان وجود داشته باشد.

  • یادم هست که فتح‌الله‌زاده در کنفرانسی مطبوعاتی گفت برهانی را خریده تا ترانسفرش کند و گفت باشگاه برای خرید یاران تیم با سرمربی هماهنگ نمی‌کند چون ممکن است سرمربی تیم اخراج شود!

بله من هم این جمله او را یادم هست. با این وجود همه این بازیکنان را حجازی هم می‌خواست و ما می‌خواستیم با این تاکتیک سه بازیکن بزرگی را که خریده بودیم تا احیای‌شان کنیم به اوج برگردند.

  • که این اتفاق نیفتاد!

ببین مشکل کار ما به مسائل دیگری بر می‌گردد. حالا برایت این مشکلات را می‌شمارم: انتخاب دیر اعضای هیأت‌مدیره و تاخیر در انتخاب مدیر عامل، انتخاب دیرهنگام سرمربی تیم، شروع دیر تمرینات تیم، فرصت کم برای یارگیری، نداشتن بازی تدارکاتی و بدنسازی مناسب قبل از فصل.

این اتفاقات باعث شد که 5 بازی اول ما در لیگ حالت بازی‌های تدارکاتی داشته باشد چون 12 نفر به تیم ما اضافه شدند. بازیکنانی که باید در کنار هم کار می‌کردند زمانی نداشتند تا هماهنگ شوند. بعد هم وقتی نتوانستیم از بازی‌های ابتدایی امتیاز بگیریم حرکات غیرحرفه‌ای بچه‌های مان شروع شد.

یوسفی با سر به‌صورت بازیکن حریف کوبید، بقیه مدام محروم شدند و بعد هم که سریال آسیب دیدگی‌ها در تیم‌مان آغاز شد، غیراز این اگر اشتباهات سهوی که 15 پنالتی ما در این مسیر نادیده گرفته شد را هم اضافه کنیم، می‌بینیم علت ناکامی استقلال خیلی هم مشکلات تیم نبوده است. تازه از یاد نبر که ما در شروع فصل با مشکل چندصدایی بودن مدیریت مواجه بودیم که فشار کار را بر مدیریت تیم و کادرفنی بیشتر هم می‌کرد!

  •  شما فقط توجیه می‌کنید. می‌خواهم بپرسم که اگر همه این شرایط ایده آل بود فکر می‌کنید استقلال با حجازی می‌توانست نتیجه بگیرد؟

ببین دوست عزیز، من پیش از فصل جایی نوشتم که دل به قهرمانی بستن در این فصل یک‌رؤیا است. به حجازی هم قبل از شروع بازی‌ها همه مشکلات را شرح دادم اما او در جوابم گفت ؛ تو می‌خواهی ته دلم را خالی کنی که به استقلال برنگردم و من مجبور به سکوت شدم.

  • این جمله تان هم یعنی حجازی توان حل مشکلات استقلال را داشته؟

شما غیراز این فکر می‌کنید؟ کارنامه مربیگری ناصرخان مشخص است.

  • آخرین تجربه مربیگری موفق حجازی چه سالی بوده؟ قهرمانی با استقلال در سال 77؟ در لیگی که پرسپولیس حضور نداشت!

آن سال پرسپولیسی‌ها از ما خیلی عقب‌تر بودند. به هر حال فکر می‌کنم بهتر باشد ناصرخان خودشان از کارنامه کاری اش دفاع کند. من هم شاید نظری متفاوت درباره حجازی داشته باشم ولی وقتی حاجی فتح‌الله‌زاده حکم کرد که مربی حجازی باشد همه ما موظف بودیم که از این تصمیم حمایت کنیم.

  • و بعد نوبت به آوردن کریمی رسید!

من همان موقع هم اعتقاد داشتم که تغییر در کادر فنی علاج کار ما نیست چون واقعا تیم مشکلاتش حل نشده بود و همه معضلات در بستر وجود داشت. ما مشکل را حل نکردیم و صورت مسئله را عوض کردیم. به همین دلیل هم بود که کریمی هم نتوانست تیم را جمع کند.

  • فکر نمی‌کنید ورود کریمی به تیم به‌دلیل نا آشنایی با جو استقلال، مشکلات را بیشتر هم کرد.

بدون شک همین طور است. او تجربه کار در این تیم را نداشت. اینجا همه چیز زیر ذره‌بین است و مربی تیم فشار زیادی را تحمل می‌کند. البته معتقدم که او حالا راه و چاه را یاد گرفته و می‌تواند تیم را از نو بسازد.

  • البته اگر زمان این کار را پیدا کند. چون می‌گویند اگر امروز ببازد اخراج می‌شود!

این تصمیم هم اگر گرفته شود یک تصمیم اشتباه است. چون مشکل استقلال واقعا ضعف فنی نیست. تیم باید در هفته‌های بعدی به جوانانش میدان بدهد و بگذارد آنها شرایط بازی در لیگ را پیدا کنند و فارغ از نتیجه‌ای که می‌گیرد از حالا به فکر سال بعد باشد.

  • می گویند اگر کریمی اخراج شود، منصوریان مربی تیم می‌شود. او توان جمع کردن تیم را دارد؟

علی رضا واقعا یک مدیر است. من همیشه به او گفتم که می‌تواند یک مربی یا یک مدیر بزرگ باشد. او هم بسیار باهوش است وهم شخصیتی دارد که مردانش برای او با جان و دل کار می‌کنند. علی اگر مربی شود، مربی بزرگی می‌شود.

  • فکر نمی‌کنید اگر تیم را در این شرایط به او بدهند، منصوریان را هم می‌سوزانند؟

بدون شک. من مخالف تغییر در کادر فنی تیم هستم. این فصل هر کسی را در استقلال بگذاریم، سوزانده ایمش. مگر کریمی مربی کمی بود که در استقلال سوخت. استقلال این فصل اصلا جای خوبی برای مربیگری نیست.

  • برای فصل بعد چطور. از بین منصوریان و قلعه نویی، کدامیک را برای هدایت تیم می‌پسندید؟

هر دوی اینها از سرمایه‌های استقلال هستند ولی باید در شرایطی که تیم پایان فصل دارد در این باره تصمیم گرفت. الان زمان مناسبی برای این حرف‌ها نیست.و سؤال آخر. فکر می‌کنید امروز استقلال راه آهن را می‌برد. امیدوارم. انشاالله این اتفاق می‌افتد. البته فراموش نکنیم که حتی با قهرمانی استقلال در جام حذفی هم نمی‌توان روی مشکلات تیم سرپوش گذاشت.

 راستش یک نکته هم هست که می‌خواهم بگویم. واقعا نمی‌دانم تاوان حرکت غیرحرفه‌ای مجتبی جباری را چه کسی باید بدهد. نمی‌توانم درک کنم که او با این همه تجربه چرا باید از کوره در برود.

کد خبر 49576

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار