چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۱

طاهره رحیمی: تئاتر «تراژدی رودکی جادوگر واژگان سبز» به کارگردانی علی پویان به مناسبت نامگذاری سال 2008 میلادی به نام رودکی با تاخیر به صحنه تالار وحدت رسید؛ آذر تا اسفند گذشت و در نهایت اجرای این برنامه در فروردین سال جدید قطعی شد.

تاخیر چند باره در اجرای این نمایش که به‌دلیل تغییر در متن نمایشنامه اتفاق افتاد،   موسیقی آن را هم بی‌نصیب نگذاشت و باعث شد تا پارتیتور آن هم تغییر کند و حتی مجید درخشانی آهنگساز این نمایش هم چندین قطعه را حذف کند و جاهایی را از نو بنویسد.

فرصت کم برای نگارش موسیقی این اثر و تغییرات در برنامه نمایش موجب شد تا خود درخشانی هم از نتیجه کار راضی نباشد و همچون بسیاری از آهنگسازان دیگر،  شاید برای مدتی، دور کار سفارشی را خط بکشد.

مجید درخشانی که  سرپرست گروه موسیقی خورشید است و در گروه موسیقی آوا در کنار محمدرضا شجریان تار می‌نوازد، برای این گروه قطعات مختلفی را نوشته است.

  • چطور شد که ساخت موسیقی تئاتر رودکی را قبول کردید؟

با رودکی و اشعارش از قبل آشنا بودم و پیش از این روی اشعارش که البته بسیار کم هم به جا مانده بود، کار کرده بودم.

او فقط شاعر نبود و توانایی او در نوازندگی و آهنگسازی موجب شد بیشتر به او
علاقه مند شوم. چند ماه قبل از آغاز کار آقای بابک رضایی، رئیس انجمن موسیقی در خصوص موسیقی این نمایش با من صحبت‌هایی کردند و برنامه‌ای در خصوص مراحل مختلف کارتدوین کردیم. اما پس از آغاز برنامه برای مدتی کار متوقف ماند و پس از آن هم به‌دلیل تغییر در نمایشنامه بیشتر از 50 در صد برنامه ما هم تغییر کرد.

  • چرا؟

به هر حال برنامه نمایش به‌دلیل تغییر نویسنده تغییر کرد و به دنبال آن برنامه‌ای هم که ما برای موسیقی اش نوشته بودیم، عوض شد. به نمایش حرکات موزون اضافه شد که خوب ما برای موسیقی‌اش فکری نکرده بودیم و حتی بعد از چند ماهی که از شروع کار گذشته بود، حرکات موزون معطل موسیقی مانده بود. اما به‌دلیل آنکه برنامه کل کار تغییر کرده بود، من زمان بسیار کمی داشتم.

 گفتم به‌دلیل زمان کم نمی‌توانم روی موسیقی حرکات موزون کار کنم. به خاطر همین خود خانم فرزانه کابلی که مسئول بخش حرکات موزون بودند، چند تا موسیقی آوردند که من روی آنها کار کردم و یکی از موسیقی‌های حرکات موزون را هم خودم ساختم.

  • در بخش موسیقی با کلام چطور، آن هم تغییر کرد؟

نه خیلی. من دو شعر رودکی را برای بخش موسیقی با کلام استفاده کردم. یکی «ای آنکه غمگینی و سزاواری» و دیگری قصیده معروف « بوی جوی مولیان‌آید همی» که همه کار بی‌نقص بنان و خالقی را روی این قصیده شنیده‌ایم.کارگردان خیلی اصرار داشتند ما از همان موسیقی استفاده کنیم، اما اگر قرار بود همان کار را فقط اجرای مجدد کنیم، کار باید همان حال و هوای ارکستر گلها را پیدا می‌کرد که این بسیار مشکل بود. به دلیل این که هم امکانات به ما اجازه نمی‌داد و ارکستر بزرگی در اخیار نداشتیم و دیگر اینکه همان اجرای اصلی درجه یک بود و تقریبا هر اجرای مجددی به نظرمن خیانت به این اثر محسوب می‌شود.

به همین دلیل من پیشنهاد دادم که ملودی دیگری برای این شعر بنویسم و برای اینکه این بخش همان موسیقی معروف را نیز تداعی کند، بخش‌هایی از ملودی آن موسیقی با گروه کر اجرا و ضبط شود. در واقع یک جور تلفیق صورت گیرد. البته هنوز این بخش از کار معلق مانده و تا آخرین لحظه مشخص نشد که موسیقی تلفیقی برای اجرا انتخاب می‌شود یا همان موسیقی آقای خالقی.

مشکل اصلی ما این بود که ما با تنگی زمان مواجه بودیم و اگر زمان کافی در اختیار می‌بود، کار بهتر ازآب در می‌آمد وهم موسیقی بین صحنه‌ها و هم موسیقی باکلام کار راحت‌تر و بهتر جلو می‌رفت.

  • قبل از این کار موسیقی تئاتر هم کرده بودید؟

بله. بعد از انقلاب در کانون پرورش فکری کار موسیقی چند نمایش را بر عهده گرفتم که یکی از آنها نمایش «خورشید، زیتون و دریا» بود که رضا فیاضی کارگردانی آن را بر عهده داشت و  گوهر خیر اندیش در آن بازی می‌کرد.

این تئاتر برای مدت طولانی روی صحنه بود و خودم هم از موسیقی اش راضی بودم. در سال‌هایی هم که در آلمان بودم، کار موسیقی چند تئاتر را هم انجام دادم. یکی تئاتر زندگی قمر بود به کارگردانی اکبر یادگاری و دیگری «رستم و سهراب» که رشید بهبودی آن را کارگردانی می‌کرد. در همان زمان برای چند فیلم یکی از کانال‌های تلویزیون کلن همموسیقی‌هایی ساختم.

  • ابتدا قرار بود، بخشی از موسیقی نمایش به صورت زنده اجرا شود، چطور شد که برنامه تغییر کرد؟

بله. صحبت‌هایی بود، اما در نهایت تصمیم گرفته شد که موسیقی به صورت ضبط شده اجرا شود.

  • مسلما موسیقی زنده در تئاتر به دلیل وجود بازیگر و نفس تماشاگر تاثیرگذارتر است.

بله. البته این بستگی به نمایش شما دارد. یعنی برای آن نوع نمایش استفاده از موسیقی زنده هم ضرورت داشته باشد. زمانی که صدای موسیقی همزمان شنیده می‌شود و مخاطب این نواختن را می‌بیند، تاثیر صحنه‌ها و محتوای نمایش در او بیشتر است.

علاوه بر این، خود نمایش، صحنه‌ها و حالات بازیگران بر چگونگی اجرای نوازنده‌ها تاثیر می‌گذارد. در واقع موسیقی زنده مکمل اجرای زنده نمایش است. به هرحال حتی اگر همین تاثیرگذاری را هم مد نظر قرار دهیم، نوع نمایش می‌تواند تصمیم نهایی را برای بود و نبود موسیقی زنده بگیرد.

  • خوب، این ضرورت برای وجود موسیقی زنده در مورد تئاتر رودکی بیشتر احساس می‌شد. چون خود رودکی هم نوازنده بوده و هم آهنگساز. چرا موسیقی زنده در این کار به کار نرفت؟

بله. این موضوع هم مطرح شد اما استفاده از نوازنده‌ها و ارکستر به صورت زنده خیلی به امکانات شما بستگی دارد و به‌طور خاص در این اجرا هم صحنه جایی را برای اجرای گروه موسیقی نداشت که هم گروه نمایش کار خود را انجام دهد و هم نوازنده‌ها به راحتی بنوازند تا از کلیت کار جدا نیفتند.

  • اما اینها دلایل مناسبی برای عدم استفاده از ساز و موسیقی زنده در تئاتر نیست، دلیل اصلی شما در این مورد چه بود؟

رودکی خودش چنگ می‌نواخته و من خیلی دوست داشتم، از این ساز در همراهی گروه استفاده می‌شد اما ما نه اجرای زنده‌ای داشتیم و متأسفانه نه این ساز به شکل اصلی‌اش موجود است. علاوه بر تمام اینها مشکل مالی، مشکل اجراست که نوازندگان بخواهند آن را همراه با نمایش اجرا کنند.

 نمایش‌ها معمولا اجراهای بلند مدت و یک‌ماهه دارند. هزینه نوازنده‌ها برای این مدت طولانی رقم بالایی می‌شود، به خصوص اینکه شما ارکستر نسبتا بزرگی را هم به کار گرفته باشید.

  • شما بیشتر کار آهنگسازی صرف می‌کنید تا موسیقی تئاتر. چه تفاوت‌هایی میان این دو وجود دارد، ترجیح خودتان کدام است؟

من موسیقی تصویری را بیشتر دوست دارم. منظورم البته موسیقی‌ای که همراه با تصویراجرا شود -مثل فیلم یا تئاتر- نیست بلکه موسیقی‌ای است که شما بتوانید آنچه را در ذهنتان دارید، به تصویر بکشید. علاقه خودم بیشتر هم به شعر و تصنیف است. چون با کلمات می‌توانید، تصویری را که با موسیقی ساخته اید، کامل ترکنید.

در واقع در کار آهنگسازی صرف موسیقی بیشتر ملودی محور است. در مقابل در آهنگسازی تئاتر یا فیلم شما امکانات سازی بیشتری در اختیار دارید که در مورد آهنگسازی صرف این امکان وجود ندارد. مثلا اگر شما برای ارکستر ایرانی موسیقی می‌نویسید، نمی‌توانید از ابزارهای افکتیو استفاده کنید اما در نمایش و تئاتر به اقتضای صحنه و بیان موقعیت می‌توانید این سازها و ابزارها را به کار بگیرید.

  • فکر می‌کنم بین تئاتر و فیلم از این لحاظ تفاوت‌هایی وجود دارد.

بله. ببینید زمان صحنه‌ها در فیلم مشخص‌تر است و معمولا شما می‌توانید فیلم را از قبل ببینید. اما در تئاتر معمولا این طور نیست، به‌خصوص در مورد همین کار «رودکی». چون زمان قطعات و بخش‌های مختلف تا لحظه آخر مشخص نبود و همراه بود با حدس و گمان. حتی برخی صحنه‌ها که من برای آنها موسیقی‌اش را نوشته بودم، به‌دلیل تغییر در نمایش حذف شدند و بخش‌های دیگری جایگزین شد. البته تفاوت اصلی کار موسیقی برای تئاتر و فیلم، امکاناتی است که برای فیلم دارید و برای تئاتر ندارید.

چون موسیقی فیلم بیشتر جا افتاده است و جدی‌تر گرفته می‌شود. امکانات شما از امکانات مالی گرفته تا به کارگیری نوازنده و استودیو و ضبط بیشتر است.

  • اما خود آهنگسازان فیلم(سریال و تلوزیون) هم همیشه از نبود همین امکانات گله دارند.

پس وضعیت بقیه را خودتان حدس بزنید. مسلم است که شما به‌عنوان آهنگساز یا نوازنده دوست دارید، کاری که می‌کنید، مؤثر باشد نه اینکه بعد از اتمام کار که اثر به دل خودتان هم نشسته، به دیگران هم مقروض شده‌اید یا از هزینه شخصی خودتان پول استودیو و نوازنده‌ها را پرداخت کنید. فکر می‌کنم درد مشترک تمام کسانی که با ارگان‌ها و سازمان‌ها همکاری می‌کنند، همین باشد.

 زمانی که به شما سفارش کار داده می‌شود، قول هر نوع امکاناتی داده می‌شود اما زمانی که پای اجرا می‌رسد، همه چیز نامشخص  و زمانی که کار تمام شد، شما باید بدوید به‌دنبال پول خودتان و نوارنده‌ها و هزینه استودیو.

شاید گفتن این حرف‌ها هم درست نباشد، اما تابستان من برای صدا و سیما کاری انجام دادم که هنوز هم از بودجه خبری نیست.

 فکر کنید این مشکلات مالی که هست، برنامه کار هم در میانه کار تغییر می‌کند، آدم واقعا پشیمان می‌شود که سفارش کاری را قبول کند. بنابراین ترجیح می‌دهم سراغ همان کار آهنگسازی خودم بروم که حداقل احساس و حرف دلم را زده باشم.

کد خبر 48939

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار