آیا تربیت کودک کار ساده ای است؟ آیا پرورش و تربیت کودک به آگاهی و تخصص خاصی نیاز ندارد؟ پژوهشگران مرکز تحقیقات و مطالعات همشهری پژوهشی در این زمینه انجام داده‌اند که نتایج آن از قرار زیر است.

مدیر طرح: سیامک کفایی
همکاران: سرورالسادات هشمی- زهرا ادریس آبادی- میترا زاغی- فریده درفشی- سمیه گایگانی

پیشگفتار

برخی از والدین تربیت کودک را کار ساده ای می دانند و برای آن اهمیت چندانی قائل نیستند، اما آیا هنگامی که امور ساده و روزمره زندگی به تخصص و آگاهی نیاز دارد، چگونه می توان گفت که پرورش و تربیت یک انسان به آگاهی و تخصص خاصی نیاز ندارد؟ هر زوج جوان پیش از تولد فرزندشان باید با مسائل تربیتی کودک آشنا شوند.

البته پدران و مادران در طول زندگی و پرورش فرزندان خود بتدریج اطلاعات و آگاهیهای لازم و تجربه کافی را کسب می کنند و با مسائل تربیتی آشنا می شوند ولی این گونه اطلاعات غالباً بی نتیجه است و هر گز برای تربیت صحیح کودک کافی نیست. چرا که مهمترین دوران تربیتی کودک سپری شده و شخصیت او دیگر شکل گرفته است.

تربیت کودک را باید از همان آغاز تولد و حتی از دوران جنینی شروع کرد، زیرا "شخصیت کودک در همان پنج سال اول زندگی پایه ریزی می شود" . اغلب والدین با آن که علاقه زیادی به تربیت فرزندشان دارند و با این وجود که از هیچ سعی و کوششی در این زمینه فروگذار نمی کنند، اما معمولا خود را در این امر ناکام می دانند.

 مسلماً همیشه والدین مایلند که فرزندشان را به صورت صحیح تربیت کنند ، ولی این به تنهایی کافی نیست، زیرا عمل کردن بدون داشتن اطلاعات کافی، نه تنها ما را به هدف نمی رساند، بلکه حتی ممکن است ما را از هدفمان نیز دور سازد.

امام سجاد (ع) می فرمایند : حق فرزندت آن است که بدانی او از توست و خوب و بد او در این دنیا به تو وابسته است. تو مسئول و سرپرست او در تربیت درست و رهنمونی وی فراسوی پروردگار و یاری رساندن به او در اطاعت باری هستی. تو برای این کارها پاداش می بری و در صورت کوتاهی کیفر می بینی. پس در باره او چنان کن که در انجام وظیفه نسبت به او نزد خداوند معذور باشی.

تعریف و اهمیت تربیت:

تربیت یعنی ایجاد تغییرات مطلوب در انسان و به تعبیر دیگر پرورش دادن و پرورش یافتن. در فرهنگ لغات فارسی عمید برای واژه تربیت معانی زیر ذکر شده است: پروردن، پروراندن ، آداب و اخلاق را به کسی آموختن ، پرورش ، پرورش دادن، تهذیب، ادب.

نقش تربیت:

نقش تربیت عبارت است از: سازندگی و آفرینندگی، ساختن و سازمان دادن، تلاش برای ایجاد تعادل بین نیازها و تعدیل تمایلات و غرایز. به وسیله تربیت می توان انسانی ساخت که زندگی اش براساس معیارها و ضوابط اندیشیده، مبتنی بر استقلال شخصیت، عدالت اجتماعی، شناخت زیبا و انتخاب احسن، مبانی اخلاقی و انسانی باشد. تربیت فرزند  به معناى فراهم آوردن مقدمات لازم براى به فعلیت رسیدن قواى او در راه تقرّب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهى و تمرین عملى است. انتقال عقیده حق و ایجاد رفتار سعادت آفرین، عنوان کلى وظایف تربیتى پدر و مادر است.

امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده‏اند: "خداوند کسى را که به خیر فرزندش یارى مى‏دهد بیامرزد. پرسیدند چگونه به خیر فرزند یارى رساند؟ فرمودند: آن چه در توان اوست پذیرا شود و از آن چه فوق توان اوست در گذرد و او را به نافرمانى نخواند و سرگشته و حیرانش  نسازد." 

در روایت فوق یکی از اصول مهم تربیتى بیان شده است: توانایى‏ها و استعدادهاى فرد باید در جریان تربیت مورد توجه باشد و والدین در مسیر تربیت فکرى و عملى فرزند خود نباید از این اصل غفلت کنند. غفلت از این اصل خیر فرزند را محقق نمى ‏کند و او را به نافرمانى و سرگشتگى مبتلا مى‌‏سازد.

از این روایت اهمیت مراحل رشد را نیز مى ‏توان دریافت زیرا بدون توجه به قابلیت‏ هاى فرزند در دوره‏هاى مختلف زندگى، تربیت صحیح ممکن نمى‏ شود.

یکى از اهداف تعلیم و تربیت فرزند، آماده سازى او براى زندگى در اجتماع و تعقیب اهداف الهى جامعه است. تربیت فرزند را باید با آگاهى از تفاوت‏ هاى خود و فرزندان از حیث فضاى فرهنگى و مناسبات اجتماعى صورت داد. باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانى و مکانى زندگى خود رعایت کند.

ویژگی‌های تربیت صحیح

تربیت را از جهات مختلفی می توان به کار یک کشاورز تشبیه کرد با این تفاوت که کشاورز گیاه می پروراند و مربی انسان. در این ارتباط ماهنامه پیوند مقایسه بسیار جالبی را ارائه داده است که خلاصه آن به شرح ذیل است:

1- هر کشاورز در کار خویش این نکته را به خوبی می داند که او فراهم آورنده زمین و زمینه مناسب برای پرورش گیاه است، نه رشد دهنده آن.

این اولین حکمتی است که در کار تربیت باید از کشاورز آموخت. مربیان کودک و نوجوان پیش از هر چیز باید خود را مسئول فراهم آوردن زمینه مناسب تربیتی  بدانند و اگر در این زمینه سستی کردند، نباید کینه بی کفایتی خویش را با سرزنش و تنبیه نابجای متربی بر سر او خالی کنند و سوء عمل تربیتی خویش را تکرار کنند.

پدر و مادری که محیط زندگی را برای امیال و هواهای خویش ترتیب می دهند و از رفت و آمدها، نشست و برخاست ها، دیدن و شنیدن ها و خوردن و آشامیدن ها در جهت تلذذ خویش به هر شکل ممکن بهره می گیرند، اگر فرزندی بی کفایت و ضد تربیت و اخلاق پرورش داده اند، بدانند که محیط را برای تربیت فرزند خویش آماده نکرده بودند و نباید انتظاری مثبت از کار خویش داشته باشند.

2- هر کشاورز نگاهی حکیمانه به زمان دارد.توجه به زمان در کار تربیت نیز حائز اهمیت است. هر مربی باید توجه به زمان مناسب داشته باشد. نه از یک سو زمان را از دست بدهد و نه از سویی دیگر در تربیت ، عجله بیهوده به خرج دهد.

عجله نکردن در تربیت نیز وجه دیگر توجه به زمان است. همان گونه که کشاورز، هرچند که عجول باشد، گیاه خود را مجبور به ثمر دادن نمی کند، مربی نیز نباید کودک و نوجوان را به چنین عملی مجبور کند. کسانی که از کودکی پنج ساله انتظار رفتار کودکی ده ساله را دارند، کسانی که از یک نوجوان انتظار رفتار یک بزرگسال را دارند، چنین عجله ای را به کار گرفته اند. کسانی که اصرار بر جهش فرزند خویش دارند، به اندازه یک کشاورز درکار تربیت حکمت نمی ورزند.

3- هر کشاورزی وقتی بخواهد محصولی بهتر به دست آورد، علاوه بر وظیفه ای که خود در زمینه سازی برای پرورش گیاه دارد، به دانه و نهالی که برای کشت انتخاب کرده نیز به خوبی توجه دارد و در حد توان خود بهترین را برمی گزیند.

چنین کاری در تربیت فرزندان، در هنگام انتخاب همسر انجام می شود. همسر انسان، چه زن و چه مرد، حامل بذر مناسب تربیت است. این بذر در یکایک سلول های بدن زن و مرد از یک سو و در ذهن و روان او از سوی دیگر به ودیعت گذاشته شده است.

وراثت های پاک و سالم ، تأمین کننده ویژگی جسمانی انسان هاست و تربیت ها و فرهنگ های مناسب، تأمین کننده ویژگی های روانی و ذهنی آنان است. انسان در انتخاب همسر  باید به این دو ویژگی به خوبی نظر کند.

4- هر کشاورز به خوبی می داند که چه چیزی را باید پرورش دهد و چه چیزی را پرورش ندهد.کدام گیاهی را نگه دارد و کدام گیاه را ریشه کن کند.

وجین در تربیت، پاک کردن محیط از عوامل مزاحم، به خصوص انسان های مضراست. مربی باید مراقب انسان هایی باشد که در اطراف متربی او قرار گرفته اند. رشد دوستان نامناسب در اطراف متربی، حکم علف های هرزی را دارد که اگر به موقع از گیاه مطلوب ما دور نشوند می توانند به او لطمه بزنند.

بریدن شاخه های اضافی نیز جلوگیری از رشد صفات و عادات نامطلوب در متربی است. باید با بصیرتِ تربیتی ، از رشد صفات و رفتارهای نامطلوب در متربی جلوگیری کرد. در ضمن باید توجه داشت در زمینی که در اختیار داریم، امکان پرورش چند فرزند را داریم. وقتی امکانات محدودی در اختیار داریم، از کثرت فرزندان و شاگردان اجتناب کنیم."

عاملان تربیت:

کودک تحت تاثیر چه عواملی تربیت می شود؟ به عبارت دیگر، عاملان اعمال تربیت چه کسانی هستند؟ در این خصوص دیدگاه های متفاوتی را می توان در کتاب های روانشناسی و تربیتی سراغ داد. به عنوان مثال:

"سازندگان کودک که در بحث ما عاملان تربیت نام دارند به سه دسته تقسیم می شوند:

1-   والدین که عامل اصلی تربیت اند و مهم ترین نقش را در پرورش او ایفا می کنند.
2-   اطرافیان کودک، که به نسبت تماس و برخورد کودک با آنها به دسته های زیر قابل تقسیم هستند:

- برادر، خواهر، پدر بزرگ ، مادر بزرگ .
- عمو، عمه ، دایی ، خاله و فرزندان آنها.
- معلم ، مدیر، مستخدم ، همکلاسی ها وهم مدرسه ای ها.
- دیگر افراد  جامعه اعم از بقال ، عطار، کتاب فروش ، بزاز، قصاب ، نانوا ، پلیس و ...

3- عوامل خارجی که عبارت اند از: وسائل ارتباط جمعی  چون رادیو ، تلویزیون ، فیلم و سینما ، روزنامه  و مجله ، کتاب و نوشته ها ...، موجودات غیر انسانی چون گیاه و حیوان و جماد، تحولات طبیعی."

اگرچه در ارتباط با هریک از عاملان تربیت می توان به تفصیل سخن گفت اما با توجه به بضاعت این مقاله ، تنها به ذکر نکاتی در ارتباط با نقش پدر و مادر در تربیت فرزند بسنده می کنیم:

1- نقش پدر درتربیت فرزند:

پدر در کودک دارای دو گونه تاثیر است که عبارتند از تاثیر وراثتی و تاثیر محیطی. پدر از نظر وراثت یکی از منابع انتقال دهنده صفات و ویژگی های جسمی و زیستی به کودک است و از نظر محیطی نیز خلق و خوی و رفتار و سلوک و حتی دانش و شیوه حیات وی برروی کودک تاثیر می گذارد. از دیدگاه کودک پدر می تواند برای خانواده خود پناهگاه و مامنی امن و تامین کننده معاش خانواده باشد."حتی روایات ما می گویند که کودک پدر خود را چون خدای خویش می داند و گمان دارد که او روزیشان را می رساند."

کودک در چهره پدر خود تمام خوبی ها را منعکس می بیند. "پدر از نظر کودک مظهر قانون و عدل و انصاف است و می تواند پناهگاه خوبی برای خانواده باشد. مشی پدر، مهر و انصاف او ،ظلم و ستم و قدرت و ضعف پدر در رفتار و آینده اش اثر می گذارد.

زحماتی که هر پدری متقبل می شود، از یک سو وظیفه دینی و از سوی دیگر وظیفه اخلاقی است. از نظر دینی کودکان و همسر برگردن پدر حقی دارند. از نظر اخلاقی نیز کودکان همانند مهمان هایی هستند که به دعوت پدر و مادر در این سفره که همان خانواده است حاضر شده اند. حالا که حضور پیدا کرده اند، پدر وظیفه دارد از این مهمان ها به خوبی و به وجه شایسته و نیک پذیرایی کند.

رسول گرامی اسلام محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:«الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» آن کس که برای خانواده اش تلاش کند، همانند مجاهد نستوه و در حال جهاد است."

مسئولیت پدر در خانواده:

منش و رفتار پدر و حتی طرز فکر او در رفتار و طرز زندگی حال و آینده کودک اثر می گذارد. بدین ترتیب می توان گفت که پدر در خانواده مسئولیت های مهمی را بر عهده دارد که به طور خلاصه عبارتند از:

  • مسئول رشد و هدایت و تأمین عوامل سعادت فرزندان و اصلاح وضع آنها.
  • مسئول جهت دادن فرزندان به سوی خیر و نیکی.
  • مسئول تهذیب و هدایت اخلاقی.
  • مسئول ایجاد روحیه مقاومت در برابر شدائد.
  • هموار کردن راه زندگی.
  • آموختن ادب و وقار در زندگی.
  • پرهیز دادن فرزند از انحرافات و.......

2- نقش مادر در تربیت فرزند:

نخستین کلمات را مادر بر زبان کودک جاری می سازد، آداب و رسوم را مادر به کودک می آموزد، نیک و بد زندگی را مادر به کودک القاء می کند، پس صحت و سلامت روحی و جسمی یک نسل در گرو سلامت همه جانبه مادر است.

مادر خانواده که رکن دیگر خانواده است همانند پدر نقش عمده‏اى ‏در تربیت فرزندان دارد، مادر علاوه بر اینکه از عوامل تاثیرگذار وراثتى به حساب مى‏آید از حیث تاثیر محیطى نیز نقش تعیین‏کننده‏اى دارد زیرا به عنوان رکن دیگر خانواده همانند پدر در تامین موثراست و از این مهمتر نقش بسیار تعیین کننده او از هنگام انعقاد نطفه تا رسیدن به سن آموزش و رفتن به مدرسه است که در مقایسه ‏با نقش پدر در این مقطع بسیار با اهمیت ‏تر است زیرا در دوران ‏جنینى مادر مستقیم ‏ترین نقش را داراست و پس از او نیز به خصوص ‏در سالهاى اولیه نقش مادر برجسته‏تر است و این تاثیر به ویژه ‏در دو سال شیرخوارگى به اوج مى‏رسد چرا که شیر مادر به عنوان ‏مهمترین  منبع تغذیه کودک، علاوه بر تاثیر اساسى در تامین‏ سلامتى کودک مى‏تواند در شکل گیرى روانى و اخلاقى او نیز موثر باشد. حضرت زهرا (س) فرمودند: "در خدمت مادر باش که بهشت زیر پای مادران است."

نقش مادر در تربیت فرزندان، اهمیّت و حساسیت ویژه‌ای دارد و در رقم خوردن سرنوشت فرزندان بسیار تعیین کننده است. وجود مادر، گرمی بخش کانون خانواده و روشنگر راه زندگی سعادتمندانه ی اعضای آن است.

امام خمینی (ره )، در مقایسه جایگاه ومنزلت مادر با دیگر عوامل تربیتی نیز می فرمایند: "شما خانمها شرف مادری دارید که در این شرف از مردها جلو هستید ومسئولیت تربیت فرزند را در دامن خودتان دارید، اول مدرسه ای که بچه دارد دامن مادر است. مادر خوب، بچه های خوب تربیت می کند."

مراحل تربیت:

پیامبر اکرم«ص» مراحل تربیت کودک را به سه دوره 7 ساله تقسیم فرموده اند که این دوران عبارتند از:

1- دوره سیادت (7سال اول عمر) کودک در این دوره سید و آقاست
2- دوره اطاعت ( 7 سال دوم عمر ) دوره بندگی و اطاعت
3- دوره وزارت  ( 7 سال سوم عمر ) فرزند در این دوره مسئول و طرف شور و مشورت است

وظایف والدین در هر یک از دوره های فوق را می توان چنین عنوان نمود:

وظایف والدین در دوره سیادت:
"ابراز محبت به کودکان، عدم سخت گیری و دادن استقلال به کودک، دادن پاسخ های مناسب به سئوالات او، نادیده گرفتن برخی اشتباهات، احتراز از پرخاشگری و لجاجت، پرهیز از و حمایت های افراطی بیجا، امر و نهی کردن به موقع با حفط آبرو و شخصیت آنها، آماده کردن کودک برای رفتن به دبستان."

وظایف والدین در دوره اطاعت:
"عدم تبعیض در خانواده، هماهنگی بین پدر و مادر در تربیت، همکاری با مدرسه، وفتی به عهد، گفتار نیک، انتخاب الگوی مناسب، آزادی (بیان)، تفریحات، دوستی، مسئولیت، اعتنا به رفتار و گفتار فرزندان، دعای خیر."

وظایف والدین در دوره وزارت:
"آگاه کردن جوانان به مسائل مذهبی، بیدار کردن حس احساس مسئولیت در جوانان، یاری کردن جوانان در شناخت و تعیین هویت فرهنگی، ملی و مذهبی، آموزش راه صحیح زندگی، کنترل و مراقبت، یاری جوانان در انتخاب شغل و حرفه مناسب، تشویق جوانان به ورزش، آموزش مهارت های اجتماعی و آداب و رسوم مذهبی و متداول جامعه، کوشش در جهت سلامت جسم و روان جوان، فراهم آوردن موجبات ازدواج جوانان."

سایت اینترنتی تبیان نیز  تربیت کودک را در نکات زیر خلاصه کرده و در این راستا باید ها و نباید هایی را ارائه داده است:

- اهانت و تحقیر کودک، سرزنش های مداوم و انتقادهای بیجا و به کارگیری تعبیرات غیرمحترمانه از مهمترین عواملی هستند که بذر کینه و نفرت را در دل کودک می پاشند.
- نوزاد پس از تولد به ارتباط جسمی با مادر نیاز فراوان دارد؛ از این رو نباید ساعات طولانی از مادر جدا بماند. تحقیقات نشان داده است که از شش ماهگی تا سه سالگی، حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی کودک ، بلکه در رشد بدنی و عقلی او نیز تأثیر بسزایی دارد.
- در مقایسه بین فرزندان، کودکی که امتیاز نمی آورد دچار احساس خود کم بینی می شود و اعتمادش را نسبت به پدر و مادر از دست می دهد.
- اگر بیش از حد ،سرعت فراگیری را در فرزندانمان تقویت کنیم، امکان باروری و تحکیم مفاهیم را در مراحل بعدی کاهش خواهد داد. سرعت اولیه و تشدید آهنگ رشد ، منجر به تأخیر قابل ملاحظه ای در مراحل بعدی می شود.
- هرگز عیب فرزندتان را در رفتارها ، بزرگتر از آنچه هست جلوه ندهید و هرگز عیب هایش را نزد دیگران بازگو نکنید.
- همبازی شدن با کودک علاوه بر این که او را غرق لذت و شادی می کند و صمیمیت را افزایش می دهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در کودک تقویت می کند.
- تحقیقات نشان می دهد که کودکان پرورش یافته در منزل نسبت به کودکان مهد کودک ، ماهانه از رشد قدی بیشتری برخوردارند.
- تربیتی که آزادی را به کلی در کودک نادیده بگیرد و انتخاب و میل قلبی را از وی سلب کند و تنها مبتنی بر ترس و آداب خشک و بی روح ظاهری باشد، نه تنها دوام نمی یابد بلکه در نهایت به رکود وعصیان کودک می انجامد.
- یک کارشناس مسائل روانی کودکان در اتریش می گوید: چنانچه در روابط نوزاد با پدر ممنوعیتی ایجاد شود، نوزاد در حس وفاداری و دوستی دچار نقیصه می شود و در سال های آینده توانایی ارتباط سالم را نخواهد داشت.
- کودکان باید با رنج ها و مشکلات طبیعی زندگی آشنا شوند تا افرادی شکننده، رفاه زده و پر توقع بار نیایند.

بحث تربیت کودک را می توان از دغدغه های مهم اجتماعات بشری به حساب آورد. در هر جامعه و متناسب با شرایط جاری و ارزش های حاکم، شیوه ها و ابزارهای خاصی برای تربیت کودک به کار گرفته شده است.

در جوامع معاصر که خانواده ها از حالت "گسترده" خارج شده و عمدتا شکل خانواده های "هسته ای"، پیدا کرده است اهمیت و حضور کودک بسیار پررنگ تر شده است. خانواده هسته ای، خانواده ای است متشکل از والدین و کودک یا کودکان آن ها.

در این خانواده، برعکس خانواده گسترده که گاه شامل اعضای بیش از دو نسل و لذا جمعیتی قابل توجه می شد، نقش نسل های قدیمی و یا اعضای جانبی فامیل در تربیت کودک کم رنگ می شود و این مهم، دست کم در ظاهر، از حقوق انحصاری پدر و مادر به حساب می آید. امروزه در جامعه ما چه طرز تلقی ای از تربیت و ابعاد مختلف آن وجود دارد؟

منابع و مآخذ:

1- سیر آرای تربیتی درتمدن اسلامی- عرسان کیلانی. ماجد- ترجمه بهروز رفیعی- انتشارات سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران(1386)
2- نحوه رفتار والدین با فرزندان –جهانگرد.یدالله – انتشارات انجمن اولیا و مربیان(1372)
3- سایت تبیان
4- سایت خدو
5- سایت بلاغ
6- سایت نرجس
7- سایت تبیان
8- دو تا 6 سالگی

کلیات تحقیق

در این گزارش با به کارگیری نظرسنجی تلفنی و بدست آوردن آمارها، پردازش و تحلیل علمی آنها، سعی شده است تا به چگونگی نقش والدین در تربیت فرزند از نظر پاسخگویان دست یافت. 

این گزارش حاصل جمع آوری پاسخ 1177نفر از مردم تهران به پرسشنامه تهیه شده توسط واحد نظرسنجی تلفنی مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای موسسه همشهری است.

این افراد به صورت تصادفی و بر اساس مراجعه به فهرست شماره تلفن ها (از 22000000 الی 88999999) انتخاب شدند. در این گزارش نظر کسانی که تمایل به پاسخگویی به تمام پرسش های تحقیق را داشته اند، منعکس شده است.

اهداف  تحقیق
هدف کلی این تحقیق دستیابی به مجموعه اطلاعات و پاسخ هایی است که پاسخگویان  در مورد  نقش والدین در تربیت فرزندان عنوان کرده اند.

روش نظرسنجی
در این پژوهش، از نظرات عامه مردم به صورت تلفنی (نظرسنجی تلفنی) به روش پیمایشی و نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. عددهای داخل جدول گرد شده است.

جامعه نمونه
در این تحقیق نمونه آماری شامل  1177 نفر از مردم تهران است لازم به ذکر است که از این تعداد درصد  31 مرد و 69 درصد زن هستند.

زمان اجرای نظرسنجی
این نظرسنجی از تاریخ 10 تا 13 شهریور ماه 1386 توسط گروه نظرسنجی مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ای روزنامه همشهری انجام شده است.

پرسشنامه نظرسنجی
1. جنس         
2. سن 
3. تحصیلات         
4. در تربیت کودک نقش پدر مهم تر است یا مادر؟
5. مهمترین نقش پدر در تربیت کودک چیست؟
6. مهمترین نقش مادر در تربیت کودک چیست؟
7. در تربیت کودک نقش والدین مهمتر است یا مدرسه؟
8. شما در تربیت فرزند موفق تر بوده اید یا والدین شما؟
9. چرا؟

چکیده:
 طرح نظرسنجی حاضر، ‌به منظور دست یافتن به نظر پاسخگویان در مورد نقش والدین در تربیت کودک به اجرا درآمد. یافته های این طرح به قرار زیر است:
- 69 درصد از پاسخگویان زن و31 درصد  مرد هستند.
- 17 درصد پاسخگویان در گروه سنی 30-26 سال قرار دارند.
- از میان پاسخگویان، 39درصد دارای مدرک تحصیلی دیپلم بوده اند.
- 49 درصد از پاسخگویان، نقش تربیتی پدر و مادر ( هردو) را مهم می دانند.
- 39 درصد از پاسخگویان ، مهمترین نقش پدر را به عنوان یک پشتوانه محکم بیان کرده اند.
- 38 درصد از پاسخگویان مهمترین نقش مادر در تربیت کودک را به عنوان اولین مربی بیان کرده اند.
-65 درصد از پاسخگویان نقش تربیتی والدین را بیشتر از مدرسه دانسته اند.
 -34درصد از پاسخگویان خود را در تربیت فرزند موفق تر از والدین خود می دانند.
-23 درصد از پاسخگویان احترام بیشتر خودشان به والدین را علت موفقیت وادین در تربیت فرزند عنوان کرده اند.

جنس پاسخگویان
 
بر اساس جدول شماره 1، از میان 1177 نفر پاسخگو  69 درصد  زن  و 31  درصد مرد  هستند.

    جدول شماره  1- توزیع پاسخگویان بر اساس جنس

جنس

تعداد

درصد

زن

811

69

مرد

366

31

جمع

1177

100

نمودار شماره  1


سن پاسخگویان

جدول شماره 2، نشان دهنده توزیع سنی جامعه آماری این تحقیق است. همان طور که مشاهده می شود بزرگترین گروه سنی در 1177 نفر پاسخگوی این تحقیق را گروه سنی 30 تا 26 سال (19 درصد) و کوچک ترین گروه سنی را گروه 50-46 سال (6درصد) تشکیل می دهند.

جدول شماره 2- توزیع پاسخگویان بر اساس سن

سن

تعداد

درصد

30 -26 سال

216

19

25 -21 سال

181

15

40 -36 سال

153

13

35 - 31 سال

136

12

20- 15 سال

134

11

45-41 سال

105

9

60-50 سال

93

8

60 سال به بالا

86

7

50-46 سال

73

6

جمع

1177

100

نمودار شماره 2


 

سطح تحصیلات پاسخگویان

بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 3،  از میان 1177 نفر  پاسخگو 39 درصد دیپلم و 3 درصد بی سواد هستند.

جدول شماره 3- توزیع پاسخگویان بر اساس میزان تحصیلات

میزان تحصیلات پاسخگویان

تعداد

درصد 

 دیپلم

455

39

لیسانس و بالاتر

218

18

ابتدایی

149

13

راهنمایی

122

10

دانشجو وفوق دیپلم

113

10

دبیرستان

81

7

بی سواد

39

3

جمع

1177

100

نمودار شماره 3


پاسخگویان در تربیت کودک نقش پدر را مهمتر می دانند یا مادر را؟

بر اساس آمار مندرج در جدول شماره4، از میان 1177 نفر پاسخگو،49 درصد نقش تربیتی هردو(پدر و مادر) را مهم دانسته اند و 47 درصد از پاسخگویان نقش مادر را در تربیت کودک مهمتر عنوان کرده و تنها   4 درصد از پاسخگویان نقش تربیتی پدر را مهم دانسته اند.


جدول شماره 4- توزیع پاسخگویان بر اساس اهمیت آنها به نقش تربیتی پدر یا مادر

اهمیت نقش تربیتی پدر یا مادر

تعداد

درصد

هر دو

571

49

مادر

557

47

پدر

49

4

جمع

1177

100

نمودار شماره 4


 
مهمترین نقش پدر در تربیت کودک از نظر پاسخگویان:
بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 5، از میان 1177 نفر پاسخگو، 39 درصد پدر را به عنوان یک پشتوانه محکم، 33 درصد یک الگوی مناسب، 19 درصد بازدارنده(تنبیهی) و9 درصد وی را دارای یک نقش آموزشی دانسته اند. 

جدول شماره 5-  توزیع پاسخگویان بر اساس عنوان مهمترین نقش پدر در تربیت

مهمترین نقش پدر در تربیت

تعداد

درصد

پشتوانه محکم

462

39

الگوی مناسب

392

33

بازدارنده

216

19

آموزشی

107

9

جمع

1177

100

نمودار شماره 5

مهمترین نقش مادر در تربیت کودک از نظر پاسخگویان:
بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 6، از میان 1177 نفر پاسخگو، 38 درصد مادر را بعنوان اولین مربی کودک دانسته، 23 درصد وی را هم راز کودک، 21 درصد نقش مادر را یک نقش پرورشی، 14 درصد مادر را مسئول اجتماعی بار آوردن کودک و 4 درصد وی را باعث وجود اعتماد بنفس می دانند.

جدول شماره 6-  توزیع پاسخگویان بر اساس عنوان مهمترین نقش مادر در تربیت

مهمترین نقش مادر در تربیت

تعداد

درصد

اولین مربی

451

38

هم دل و هم رازبودن

270

23

پرورشی

241

21

اجتماعی بار آمدن

163

14

ایجاد اعتماد بنفس و آرامش

52

4

جمع

1177

100

نمودار شماره  6

 از نظر پاسخگویان نقش والدین در تربیت مهمتر است یا مدرسه؟
بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 7، 65 درصد از پاسخگویان نقش والدین در تربیت را مهم تر از مدرسه دانسته اند،24 درصد هر دو نهاد خانواده و مدرسه را در تربیت کودک مهم دانسته و تنها 11 درصد نقش مدرسه را در تربیت مهم تر عنوان   کرده اند.

جدول شماره 7-  توزیع پاسخگویان بر اساس اهمیت آنها به نقش والدین یا مدرسه در تربیت

اهمیت پاسخگویان به نقش والدین یا مدرسه در تربیت

تعداد

درصد

والدین

763

65

هردو(والدین و مدرسه)

281

24

مدرسه

128

11

جمع

1177

100

نمودار شماره  7

 پاسخگویان ، خود و یا والدین خود را در تربیت فرزند موفق می دانند؟
بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 8 ، 34 درصد از کل پاسخگویان خود و 27 درصد والدین خود را در امر تربیت فرزند موفق تر دانسته اند ، 11 درصد از پاسخگویان نیز خود و والدین خود را (هردو) در امر تربیت موفق می دانند.

جدول شماره 8-  توزیع پاسخگویان بر اساس اعتقاد به موفقیت خود، یا والدین خود در تربیت فرزند

اعتقاد پاسخگویان به موفقیت خود، یا والدین خود در تربیت

تعداد

درصد

من

401

34

آنها

324

27

بچه ندارم

284

24

هر دو

125

11

نمی دانم

43

4

جمع

1177

100

نمودار شماره  8

 چرا پاسخگویان خود و یا والدین خود را در تربیت فرزند موفق می دانند؟
بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 9، از تعداد 850 پاسخگو که بچه داشته و علتی را برای اعتقاد به موفقیت خود و یا والدین خود در تربیت ذکر کرده اند 23درصد احترام بیشتر به والدین، 22 درصد کودک سالاری، 21 درصد موفقیت در زندگی، 17 درصد رسیدگی بیشتر، 13 درصد رشد هر دو بر وفق زمان خود، 2 درصد مذهبی بودن خانواده و 2 درصد عدم اهمیت فرزندان امروزی به والدین را به عنوان علت هایی برای اعتقاد شان به موفقیت خود و یا والدین خود عنوان کرده اند.

جدول شماره 9-  توزیع پاسخگویان بر اساس علت اعتقاد به موفقیت خود، یا والدین خود در تربیت فرزند

علت اعتقاد پاسخگویان به موفقیت خود، یا والدین خود در تربیت

تعداد

درصد

احترام به والدین

197

23

کودک سالاری

189

22

موفقیت در زندگی

175

21

رسیدگی بیشتر

140

17

هر دو بر وفق زمان خود رشد کردیم

113

13

مذهبی بودن خانواده

20

2

عدم اهمیت فرزند به والدین

16

2

جمع

850

100

نمودار شماره  9
 

کد خبر 33668

برچسب‌ها