چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۵
۰ نفر

بنفشه محمودی: نگاهی به مجموعه شعر کوتاه بی‌صورت و رگ، سرودۀ آذر اسدی کرم.

نگاهی به مجموعه شعر کوتاه بی‌صورت و رگ، سرودۀ آذر اسدی کرم.

انسان معاصر حوصله ندارد، وقت ندارد و به قول سنت اگزوپری، همه چیز را آماده از دکان‌ها می‌خرد. طبیعی است که چنین انسانی، هیچ حوصلۀ خواندن متن‌های طولانی را نداشته باشد؛ و ایضاً شعرهای طولانی را! و این دقیقا همان مسأله‌ای است که موج انتشار شعرهای کوتاه را با استقبال کم‌نظیری روبه‌رو کرده است.

نشر نون پس از آزمودن بازار شعرهای کوتاه و انتشار مجموعه شعرهای کوتاهی همچون محوِ، آهسته‌خوانی، مرا می نویسی و...، این بار مجموعۀ شعرهای کوتاه آذر اسدی کرم روزنامه‌نگار و مدرس ارتباطات را با عنوان بی‌صورت و رگ منتشر کرده است. شعرهای سپید هایکووار، بیشتر با درونمایۀ محبوب این روزها و همۀ روزها؛ یعنی عشق.

عشقی که اسدی در بیشتر این شعرها از آن حرف می‌زند، عشقی معاصر است و عشقی معاصر نیست! از آن جهت معاصر است که ردپای زندگی امروز را می‌شود در این اشعار دید و از این جهت معاصر نیست که ردپای تلمیح به داستان‌های قدیمی به‌وضوح در آنها دیده می‌شود: ترنجی شده‌ام/ در حسرت خون‌شدن/ از دیدنت/ عزیز مصر! که به داستان یوسف (ع) اشاره می‌کند، یااگر حال خیام را داشتم/ دورم، نزدیک می‌شد/ آنجایم، اینجا/ منم، تو می‌شد/ عشق اردیبهشتی من!/ اینجا در حجره عطار اسیرم! که به داستان طوطی و بازرگان مثنوی مولوی اشاره دارد.

فراق و هجر، بن‌مایۀ ازلی و ابدی شعرهای عاشقانه است و در بی‌صورت و رگ هم، حضور چشمگیری دارد. این شعر را بخوانید: تا آغوش تو/ چند کوه/ چند دریا/ چند من/ چند تو/ چند فاصله/ راه است؟ یا پرنده بادرخت چه فرقی دارد/ وقتی قدر پریدن را نمی‌داند/ وقتی نمی‌داند اینجا که منم/ با آنجا که تویی/ چقدر فاصله دارد؟

البته باید گفت که شعرهای مجموعۀ بی‌صورت و رگ، بیش از هر چیز، واگویه‌های یک انسان معاصر است. انسانی احاطه‌شده در زندگی شهری، با الزام‌ها، داشتن‌ها و نداشتن‌ها. حرف‌های روی زمین مانده را جمع می‌کنم/ ته‌مانده‌ای از عشق/ بوسه/ و لبخند/ حرف‌هایی که به خانه راه ندارند/ خوراک سطل زباله‌اند/ ... این شهر من است/ شهری که در آن/ زندگی را دور می‌ریزند
انسانی که این شاعر از او حرف می‌زند، در عین نزدیکی فیزیکی به دیگران، تنهاست: همه چیزمان یکی است/ درِ یک خانه را/ با یک کلید باز می‌کنیم/ روی یک تخت می‌خوابیم/ روی یک گاز/ غذا گرم می‌کنیم/ لیوان آب را از یک شیر پر می‌کنیم/ یک بچه را دوست داریم/ همه زندگی‌مان یکی است/ جز آواز قلب‌هامان/ هارمونی نفس‌هامان/ و صدای رویاهامان/ ما حرمت نگه داشته‌ایم/ حرمت اشیاء را.

چند شعر پایانی این مجموعه را نمی‌توان شعرهای کوتاه تلقی کرد و از این منظر، با کلیت آن منافات دارند. با این حال، به دلیل برخورداری از بن‌مایه‌های مشترک با سایر اشعار، جاگرفتن آنها در این مجموعه چندان هم بیراه نیست.

این مجموعه شامل 89 شعر است و در 53 صفحه با قیمت 7000 تومان منتشر شده است.

مراسم رونمایی مجموعه شعر بی‌صورت و رگ، همزمان با افتتاح نمایشگاه نقاشی‌های بهنام ولدوند با عنوان مترسک‌های خیابان چهل‌ و چندم، جمعه17 مهر ماه در گالری ساربان برگزار می‌شود. در این مراسمبزرگمهر حسین پور، سیدعبدالجواد موسوی و مرجان فولادوند سخنرانی می‌کنند.

نکته مورد توجه در همزمانی این دو رویداد، ارتباط مفهومی شعرهای آذر اسدی کرم و نقاشی‌های بهنام ولدوند است که یکی از آنها نیز برای طراحی جلد کتاب استفاده شده است.

این نمایشگاه نقاشی تا 27 مهر ماه در گالری ساربان به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان صابونچی، کوچه مهماندست، پلاک 8 ادامه دارد.

کد خبر 309768

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha