همشهری آنلاین: آیت الله محمدعلی جاودان در جلسه اخلاق با بیان اینکه ایمان یک حداقل دارد که اگر انسان این حداقل را داشته باشد، ایمانش مسلم است. گناه نمی‌کند. وقتی انسان گناه نمی‌کند، ایمانش مسلم است. هر کس ایمان دارد از رفتار خود مراقبت می‌کند، راقبت نیاز حوصله می خواهد. اگر ایمان درست و به اندازه کافی دارم، حوصله وجود دارد. هرچه سختی پیش آید، پایش هستیم. نشانه کمبود این است که یک جایی کم می‌آورم. هروقت من کم آوردم، نشانه یک کمبودی در ایمانم است.

آیت الله محمد علی جاودان

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله محمدعلی جاودان در جلسه اخلاق به بررسی وعده خداوند به مؤمنان پرداخت که اکنون متن این سخنرانی از نظر شما می‌گذرد.

أعوذ باللهِ من الشَّیطانِ الرَّجیم. بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمین وَ لا حَولَ وَ لا قوَة إلا بالله العَلیِّ العَظیم وَ الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِنا وَ نبیِّنا خاتم الأنبیاء وَ المُرسَلین أبِی القاسِم مُحمَّد وَ عَلی آلِهِ الطیِبینَ الطاهِرینَ المَعصومین سِیَّما بَقیة اللهِ فِی الأرَضین أرواحُنا وَ أرواحُ العالمینَ لِترابِ مَقدَمِهِ الفِداء وَ لعنة الله عَلی أعدائِهم أجمَعین إلی یَوم الدّین.

در آیه 185 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ در این آیه پنج تا درس هست: اول اینکه هرکسی مرگ را خواهد چشید. بحث مان روی این نیست. وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ اجرهای خودتان را در قیامت دریافت خواهید کرد. هرچه زحمت کشیده اید، در قیامت دقیق و صد در صد اجر زحمت خودتان را دریافت خواهید کرد. بدون یک ذره کم و زیاد. وفای به اجر. کامل و دقیق. این هم درس دوم. فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ کسی که در اثر زحماتی که کشیده بود و کاری که کرده بود، از آتش دور ماند و به بهشت وارد شد، فَقَدْ فَازَ یعنی چه؟ یعنی این آدم برده است. کم چیزی نیست. این زندگی اش را برده است. شما در طول زندگی ات داشتی یک مسابقه می دادی. در یک مسابقه شرکت کرده بودی. همین زندگی ای که ما داریم، یک مسابقه است. در این مسابقه اگر از آتش دور ماندی و به بهشت وارد شدی، بردی. وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ متاع دنیا چیزی جز یک متاع فریب نیست. الْغُرُورِ یعنی فریب. یعنی واقعیت ندارد. آدمی یک مدتی با متاع دنیا سرش کلاه رفته. مثلا فرض کنید من یک مقام و ثروتی دارم. یک زندگی راحتی دارم. اینها متاع دنیاست. تا پرده برداشته می شود، معلوم می شود اینها خیالات بود. حالا فعلا به این هم کاری نداریم. خود این احتیاج به بحث دارد. بنابراین یک مرحله اول داری و آن این است که انسان از جهنم نجات پیدا کند و به بهشت برود. اگر به این مرحله برسد، برده است. زندگی اش را نباخته است. کسانی هستند که زندگی شان را می بازند.

در گذشته مکرر از این صحبت شده که یک کسانی خسران می بینند. ضرر کرده است. زندگی اش ضرر کرده. حالا این را به یک معنای دیگر هم می شود عرض کرد. عرض کردم که زندگی انسان یک مسابقه است. همچنین می توان گفت زندگی یک تجارت است. در آیات هم آمده است که آیا ما شما را به یک تجارت نخوانیم؟ اینجا یک تجارتی است و می گوییم آقایان بیایید اینجا تجارت. بعد هم در آیاتی مانند آیه 8 سوره مبارکه حدید فرمودند: تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ و یک مجموعه دیگر. به هر صورت زندگی یک تجارت است. شما در این تجارت برده اید. خوب است. خیلی خوب است. یک تجارت بالاتر هم وجود دارد. در آیات قبل یک مجموعه ای از نعمت های دنیوی را نام می برند. در آیه 14 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ و یک مجموعه. بعد در آیه بعد می فرماید: قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ آیا شما را به بهتر از این خبر ندهم؟ بهتان خبر ندهم که یک چیز بهتر وجود دارد. لِلَّذِینَ اتَّقَوْا کسانی که زندگی شان را به پاکی گذراندند عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ وقتی به نزد رب شان بروند، نزد پروردگارشان باغ ها دارند. جنت یعنی باغ. جنات یعنی باغ ها. باغ ها دارند. تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ زیر درختانش نهرها جاری است.

خَالِدِینَ فِیهَا در این باغ ها ابدی هستند. وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ هرکسی زن یا مرد یک زوج مطهر دارد. ازواج بهشتی مطهر هستند. مطهر یعنی چه؟ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ یک سری نعمت را می شمارد و از همه بالاتر وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ رضای خدا را هم دارند. این درمورد چه کسانی بود؟ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا کسانی که به پاکی زندگی کرده اند، نزد پروردگارشان باغ و یک مجموعه نعمت دیگر دارند. از همه بالاتر وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ. این را در نظر داشته باشید. باز یک مطلب بهتر از این هم گفته می شود. در آیه 72 سوره مبارکه توبه می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی آنجا فرموده بودند لِلَّذِینَ اتَّقَوْا کسانی که به تقوا یا بفرمایید به پاکی زندگی کرده اند. اینجا می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خدای تبارک و تعالی به مومنین و مومنات وعده کرده است. فرقی نمی کند. ببینید زن و مرد بودن یک جریانی است که در عالم طبیعت و در این دنیا جاری است. از این عالم که بروید، شما انسان می‌شوید. یعنی معیارها، معیارهای انسانی است. هرکس انسان است. حالا فرموده وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ هیچ فرقی نمی‌کند. جَنَّاتٍ باز همان است. باغ هایی که تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ باغ هایی که در زیر درختانش نهرها جاری است. خَالِدِینَ فِیهَا آنجا هم این موارد را داشتیم. وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً آنجا چه گفتند؟ وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ آنجا هیچ چیز ناپاک وجود ندارد. سرزمین پاکی تام و تمام است. اگر من هنوز یک مقداری در سینه ام کینه باشد، نمی شود دیگر.

اگر در سینه من کینه باشد، نمی‌شود. آنجا سرزمینی است که فقط در آن پاکی هست و هیچ چیز غیر پاک وجود ندارد. در آیه 23 سوره مبارکه طور می‌فرماید: لَّا لَغْوٌ فِیهَا وَلَا تَأْثِیمٌ نه سخن و کار لغو آنجا وجود دارد و نه تَأْثِیمٌ. تَأْثِیمٌ یعنی گناه. هرچه هست خوبی و پاکی و درستی است. در آیه 108 سوره مبارکه کهف می فرماید: لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا کسی که داخل آنجا شد، فرض بیرون آمدن نمی‌کند. بهتر از آنجا فرض ندارد. بنابراین هیچ جای دیگری را فرض نمی‌کند. اینجا چه فرموده بود؟ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً مساکن طیبه. دیوارهایش مطهر و طیب است. حالا یک جا لفظ طیب را به کار بردند و یکجا لفظ مطهر. حالا اینها را من می گویم. بفرمایید دیوارش، زمینش، آبش، هوایش، درختش. هرچیزی که آنجا هست پاک و طیب است. فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ درمورد جنات عدن فرمودند یعنی جایی که اصلا دست نخورده است. ببینید شما یک بهشتی برای خودت دارید. چرا؟ چون خودت ساخته ای. مثلا من در ساختمان بهشت شما شریک نیستم. اصلا نمی شود که شریک باشم. من اگر کاری انجام دهم، دارم برای خودم بهشت می سازم. اگر بهشت ساخته بودی، خب. اگر جهنم ساخته باشی که نمی شود به بهشت بروی. وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ جنات عدن یعنی بهشت دست نخورده. از لای زر ورق باز می‌کنند و به شما تحویل می دهند. در آنجا در انتها فرمود: وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ و نفرمود که رضوان به چه معناست. اینجا می فرماید: وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ از همه نعمت‌هایی که فقط یک ذره شان را اینجا گفتیم و شما باید کل قرآن را بگردید تا نشانه هایی از آنچه که نعمت های بهشتی در آن هست ببینید، رضایت خدا از همه بالاتر است.

در آیه 35 سوره مبارکه رعد می‌فرماید: مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ مثل. اینهایی که برای شما می‌گویند مثال است. مثال با واقعیت فرق می کند دیگر. اینها مثال است. شما از این نمی فهمید که این یعنی چه. یک تصور کوچک و حقیر و اندکی از آن واقعیت پیدا می کنید. خب؟ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ رضای خدا از همه آن نعمت ها برتر است. شخص مومن به بهشت رفته و آنجا خدا را از خودش راضی می بیند. ما نمی فهمیم خدا یعنی چه. برای خدا هم یک تصور ناقص چگونه داریم. ناقص هم بگوییم بد است. آنجا که شما به واقعیت آشنا شده ای، آنجا که به واقعیت عالم آشنا شده ای، متوجه می شوی. اینجا شما اصلا از واقعیت خبر نداری. یک وقت هایی آیات دیگر را عرض کرده بودم. وقتی این عالم به هم می خورد و ما به قیامت پا می گذاریم، آنجا می فهمیم که زمین در ید قدرت خدای تبارک و تعالی مانند یک سکه کوچکی است که دارد در دست تو می گردد. تازه این مثال هم درست نیست. مثال قدرت خدای متعال نسبت به زمین و نسبت با عالم، اصلا با این مثالی که زدیم، نسبت ندارد. می‌گوییم یک سکه کوچک در مشت تو، چطور تحت قدرت توست. اما در واقع تحت قدرت تو نیست. یک حد اندکی تحت قدرت توست. مثلا اگر شما بخواهی آن را خمیر کنی، نمی توانی. بخواهی عدد رویش را زیاد کنی و صد هزار میلیارد رویش نوشته باشد، نمی توانی. نیست. قدرت نداری. یک اندک قدرتی نسبت به آن داری و فقط می توانی زیر و بالایش کنی. می گویند در روز قیامت می بینی که زمین در دست خدای متعال اینگونه است.

بعد این سوال پیش می‌آید که مگر در دنیا اینگونه نبوده؟ الان خدای متعال نسبت به زمین قدرت ندارد؟ نمی تواند زیر و رویش کند؟ خب می تواند زیر و رویش کند. پس چرا می‌گویی در قیامت. در قیامت این فهمیده می‌شود. شما خدای خودت را در قیامت می‌شناسی. شهود می کنی. آن خدایی که با آن عظمت شهود می کنی، می دانی و می فهمی و حس می کنی که از تو راضی است. این نعمت انقدر بزرگ است که باز ما تصورش را نداریم و فقط یک خیالی از آن می کنیم. انقدر این نعمت بزرگ است. وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ آقا آن نعمت هایی که شمردند، یک دانه اش برای اینکه انسان مدهوش شود کافی است. مثال می زدند که اگر یک دانه از برگ های بهشتی را به این عالم بیاورند، همه این عالم بهشت می‌شود. زمین های خشک بی آب و علف همه سبز و خرم در درجه اعلا می شود. خب وقتی یک برگش انقدر زنده است و انقدر سبز و خرم است که وقتی به این عالم بیاید، این عالمی که اندکی از آن سبز و خرمی دارد را به کل سبز و خرم می کند و نمی دانیم چه اندازه سبز و خرم می‌شود، اگر اینجا می‌توانستیم آن یک دانه برگ را ببینیم، مدهوش شده بودیم و از دست رفته بودیم. آنجا می‌گویند اینهایی که همه عالم را مدهوش می کند که چیزی نیست. وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ رضای خدا از همه بالاتر است. متاسفانه این حرف ها برای ما در حد شنیدن است آن هم شنیدن ناقص چون بنده ناقص می‌گویم دیگر. بلد نیستم بگویم. شما هم بلد نیستید بشنوید.

در ادامه آیه می‌فرماید: ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ آنجا چه گفتند؟ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ این بردن است. حالا مثال این عالمی اش اینگونه است. یک کسی مدال برنز برده است و یک کسی مدال طلا برده است. حالا مثال است ها. اصلا ربطی ندارد. برای فهم می‌گویم. آن که مدال طلا برده، مدال برده است. ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ فوز عظیم آن رضایت است که این آدم به آن می رسد. خب مبنای این چه بود؟ به چه دلیل این آدم به فوز عظیم رسیده بود؟ به چه دلیل بود؟ وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ آنجا فرمودند قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا کسانی که تقوا داشتند. اینجا می‌فرمایند خدای تبارک و تعالی به کسانی که ایمان دارند وعده کرده است. ببینید این را مکرر عرض کردیم. یک وقتی یک دستور و حکم و نتیجه‌ای را بر یک چیزی بار می کنند. مانند اینجا که می‌فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ جنات برای مومنین و مومنات است. نمی‌گویند برای محمد و علی و حسین است. می شد اینگونه بگویند. مثلا نام تمام بهشتی ها را اینجا بگویند و بعد بگویند برای فلانی و فلانی و فلانی جَنَّاتٍ. اما نه. دلیلش را گفته اند. می گویند شما پدرت را احترام کن. کلمه پدر، دلیلش است. می گوییم چون پدرت است، احترام کن. معلمت را احترام کن. داریم دلیل می گوییم. به دلیل اینکه پدر و معلم است. اینجا می‌گوید وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ. چون مومن هستند. ایمان دلیل است. حداقل ایمان چیست؟

ایمان یک حداقل دارد که اگر انسان این حداقل را داشه باشد، ایمانش مسلم است. گناه نمی‌کند. وقتی انسان گناه نمی کند، ایمانش مسلم است. امضا دارد. اما جدی است. اینجا می گویند هرکس مومن است، هرکس مومن است جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا. مَسَاکِنَ طَیِّبَةً. أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ. و بعد وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ آنجا را هم مبتنی بر تقوا کرده اند. در عمل از رفتار و اعمال خودش مراقبت می کند. این مراقبت حوصله می خواهد. اگر من ایمان درست و به اندازه کافی دارم، حوصله دارم و پایش هستم. هرچه سختی پیش آمد، پایش هستم. اما اگر کمبود دارم، نشانه کمبود این است که یک جایی کم می‌آورم. هروقت من کم آوردم، نشانه یک کمبودی در ایمانم است. ایمان یک واقعیت است. یک واقعیت در ساختمان شماست. ببینید ساختمان تمام است. می‌توان از ساختمان تمام، بار کامل کشید. یک ماشین سالم است و می‌تواند آن مقداری که گفته‌اند سرعت برود. ماشین سالم و دقیق و درست که هیچ مشکلی ندارد. یک دانه پیچش شل باشد ممکن است خوب نرود. حتی یک پیچ. وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً. مساکن طیبه. ازواج مطهره. مدام از این موارد بشمارید. هرچیز دیگری که آنجا بگویید، طیب است و مطهر است. فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ عرض کردم که می‌فرماید: ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ هیچ کس دیگری به بزرگ تر از این نرسیده. بردنی بیشتر از این نداشته. ببینید الان تمام سرمایه من و شما برای بدست آوردن اینها عمر ماست. هیچ چیز دیگری نیست. شما یک عمر داری که می توانی در آن ایمان و تقوا تحصیل کنی. اگر ایمان و تقوا تحصیل کردی، وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ. خب من چقدر این سرمایه را حرام می‌کنم. چقدر؟

کد خبر 256426

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار