بنیامین صدر: حدود را در ازدواج موقت‌ می‌توان در نظر گرفت این موضوعی است که بسیاری از صاحبنظران اجتماعی و علوم مذهبی در مورد آن متفق‌القولند. نباید از ترس مرگ خودکشی کرد.

اتفاقات ناخوشایند بسیاری در جامعه ما در حال رخ‌دادن است و ما همواره از آنها به‌عنوان آسیب‌های اجتماعی یاد می‌کنیم، اما حاضر نیستیم برای آن چاره اندیشی کنیم. ازدواج موقت هم یکی از این مسایل است که بسیاری بدون توجه به دلایل و ریشه‌ها در رد آن می‌کوشند و به نوعی صورت مسئله را پاک می‌کنند.

چنانچه دامنه مفهوم ازدواج موقت را از صیغه محرمیت برای شناخت آشنایی بیشتر تا عقد و ازدواج دائم توسعه بدهیم، در آن صورت شاید بتوان گفت‌ بسیاری از ازدواج‌های موقت به عقد دایم ختم می‌شود.

زمانی که دو طرف با یکدیگر در چارچوبی شرعی و دینی آشنا شده و همدیگر را بیشتر می‌شناسند، همدیگر را بهتر پذیرفته و وارد پروسه ازدواج دایم می‌شوند. در واقع، دورانی که ما از آن به عنوان نامزدی یاد می‌کنیم، نیز‌ می‌تواند در چارچوب ازدواج موقت باشد.

آنچه واضح است آن که برای جلوگیری از سوءاستفاده باید با وضع قانون اوضاع را مدیریت کرد. باید برای این بحث طرح و برنامه‌ریزی کرد نه آنکه در مورد آن احساساتی قضاوت کرد.
صاحبنظرانی که از این طرح  دفاع می‌کنند در جست‌وجوی راه‌حلی برای خروج از بحران‌های اجتماعی هستند.

این نکته را هم یادآور می‌شویم که عناصری چون مصلحت اندیشی یا قرار گرفتن تحت تأثیر عرف موجود جامعه موجب می‌شود که برخی داده‌های فرهنگ اسلامی، از سوی عالمان دینی بیان نشود.

آیت‌الله موسوی تبریزی یکی از صاحبنظران مذهبی است. او نیز معتقد است که ازدواج موقت از نظر شرعی مشکلی ندارد، اما باید دید که برای حل چه معضلی در جامعه دست به دامن این طرح شده‌ایم و چرا می‌خواهیم ازدواج موقت را پررنگ کنیم.

دو طرف باید بتوانند رابطه خود را محدود تعریف کنند. اکنون هم در جامعه گاهی میان عقد تا جشن ازدواج فاصله وجود دارد و طرفین حدود را در این مدت رعایت می‌کنند، چون عرف از آنان می‌خواهد.

او می‌گوید: «برای ازدواج موقت هیچ مانعی در حال حاضر وجود ندارد همین حالا هم به راحتی در محضر این شیوه آشنایی و زندگی مشترک را ثبت می‌کنند. اما علنی کردن و ترویج این مسئله بدون کار کارشناسی و در نظر گرفتن عواقب‌اش می‌تواند معضلات پیچیده‌تری را برای ما به بار بیاورد.

دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  در این مورد ادامه می‌دهد: در صورت طرح مسئله ازدواج موقت باید برای برخی عواقب ناشی از آن نیز چاره اندیشی شود.

موسوی تبریزی خاطرنشان می‌کند: طرح موضوع ازدواج موقت با چنین جنجال و سر و صدایی موجب می‌شود که مخالفان و موافقان نتوانند، بر اساس نیاز جامعه و مشکلاتی که تحت تأثیر آن ایجاد می‌شود، صحبت‌های خود را مطرح کنند. 

به گفته موسوی تبریزی، فساد موجود در جامعه و آنچه میان دختران و پسران وجود دارد، به اصل وجود یا عدم وجود ازدواج موقت مربوط نمی‌شود و عمدتاً فساد، دروغ، خیانت و کلاهبرداری ناشی از فرهنگ غلط رایج در جامعه ترویج شده است.

آیت الله جناتی به ما می گوید: پیش از این هم گفته‌ام و به این مسئله در رساله‌ام به صورت کامل پرداخته‌ام، به نظرم میان ازدواج موقت و دائم تفاوت چندانی وجود ندارد، وقتی در ازدواج موقت هر دو طرف متدین و مقید باشند هیچ فرقی با نوع دائم ندارد تنها به اقتضای شرایط باید یکی از این دو گزینه را انتخاب کرد.

آیت‌الله حایری شیرازی معتقد است که حاکمیّت اسلامی به واسطه  برداشت خاصی از منابع فقهی انبوه جوانان نیازمند به ارضای عاطفی و جنسی را دعوت به تقوی و پیشه نمودن صبر می‌کند.

او می‌افزاید: پرسش اینجاست، این جوان غریزه دارد و شما برای غریزه‌اش چه کرده‌اید؟ شما می‌گویید تنها راه حل ازدواج است و تنها ازدواج هم ازدواج دائم است. آیا جوان در جامعه فعلی که امکان نکاح و ازدواج برایش فراهم نیست امکان اجابت این نیاز را ندارد؟! مرتباً شرایط ازدواج را سنگین‌تر می‌کنند. شما ببینید از 10 سال قبل تا الان چه تغییراتی انجام شده است؟ در 10 سال قبل 10درصد می‌توانستند ازدواج کنند الان 1 درصد نمی‌توانند. یعنی فاصله بین درآمد انسان‌ها و قیمت خانه را ببینید، درآمد انسان و اجاره خانه. اگر با وجود انبوه زنان و مردان خواهان رفع نیاز عاطفی راه‌های حلال این عمل متروک است این پرسش پیش می‌آید که وظیفه حاکمیت در احیای قوانین و سنن اسلامی چه می‌شود؟

حال چگونه است که حاکمیّت اسلامی جوان را در طول مدت بلوغ و غلیان شهوت و نیاز جنسی و عاطفی تا زمان اشتغال و توان اداره خانواده به احتراز از اجابت نیازهای عاطفی آن هم به تمامی انحاء آن دعوت می‌کند. ناگفته پیداست که این دعوت اجابت نشده و مسئولیت حاکمیّت اسلامی هم رفع نخواهد شد.

راه دیگری که حاکمیّت اسلامی می‌تواند در برخورد با این نیازها در پیش گیرد، آنست که نیاز جنسی جوانان خصوصاً در 10 ساله اول بلوغ که اوج نشاط جنسی است را به رسمیّت بشناسد و به عنوان یک واقعیت و یک نیاز که علی‌ایحال راهی را برای ارضای آن خواهد جست بپذیرد.

چنانکه که گفتیم، ازدواج دایم در دهه اول بلوغ جنسی، غالباً میسر نیست و حداقل در سالیانی از این دهه، مطلوب هم نیست به علاوه، تعداد قابل توجهی از زنان و مردان هم که جوانی را پشت سر گذاشته‌اند، شرایط ازدواج دایم را ندارند.

حال با توجه به واقع بینی که مفروض تحلیل نوع رفتار حاکمیّت است، حاکمیّت چه راهی را پیش روی نیازمندان به اطفاء میل جنسی قرار خواهد داد؟ به نظر می‌رسد این راه نباید دشواری‌های واقعی ازدواج دایم را داشته باشد، به علاوه چارچوبی تعریف شده است که حقوق زن و مرد را محترم شمارد و بهره‌مندی از نشاط جنسی را با کمترین هزینه (البته به صورت نسبی ) به ارمغان آورد.

کد خبر 24001

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار