گفت‌و‌گو> محمد سرابی: هریک از کوه‌ها و صخره‌ها نامی دارند که یا از اسامی محلی است و یا کوهنوردانی که برای اولین‌بار به آن رسیده‌اند برایش انتخاب کرده‌اند. در منطقه‌ی کوهستانی شمال پاکستان «‌قله‌ی بی‌نام» از مجموعه کوه‌های ترانگو وجود دارد.

بر فراز قله‌ی بی‌نام

«حسن گرامی» صخره‌نورد ایرانی یکی از معدود صعودکنندگان به این قله است که حالا در سالن صخره‌نوردی سراج با او به گفت‌وگو می‌نشینیم. به گفته‌ی گرامی رشته‌ی صخره‌نوردی اگر با رعایت استانداردها و احتیاط‌های لازم دنبال شود، آن‌قدر که به نظر می‌آید خطرناک نیست.

 

  • چرا برای قله‌ی بزرگ ترانگو اسم «بی‌نام» انتخاب شده است؟

ترانگو مجموعه‌ای از کوه‌های بلند و برف‌گیر است که دیواره‌های معروفی برای صعود دارد. هریک از این قله‌ها و دیواره‌ها شکل خاصی دارند، ولی برج بی‌نام با همه فرق می‌کند. وقتی از یک مسیر طولانی می‌گذرید و به پای قله می‌رسید، ناگهان ستون سنگی بسیار بزرگ و زیبایی را می‌بینید که از میان کوه‌ها بیرون آمده و دور تا دورش خالی است. شکوه این برج 1200 متری آن‌قدر است که نمی‌شود برایش اسمی گذشت.

  • وقتی این قله را از نزدیک دیدید، همین حس را داشتید؟

در حقیقت ما مسیر بسیار زیادی را طی کردیم. اول به شهر اسلام‌آباد رفتیم. برنامه‌ریزی برای صعود دو روز طول کشید. بعد به شهر اسکاردو رفتیم و دو روز هم آن‌جا اقامت کردیم. آخرین نقطه‌ای که با خودرو می‌توانستیم به آن برسیم روستای آسکولین بود. از این نقطه سه روز پیاده‌روی کردیم تا به کمپ ترانگو رسیدیم که تازه از آن نقطه باید صعود شروع می‌شد. واقعاً قله‌ی بی‌نام ترانگو بسیار عجیب و جذاب بود. در این محیط، هوا به ساعت عوض می‌شود. ممکن است در مدت کوتاهی برف شروع شود، بعد طوفان بیاید و بعد آفتاب شود.

  • بهمن هم می‌آمد؟

یک بار بهمن در دره‌ای که 300 متر تا چادر‌های ما فاصله داشت به راه افتاد. طوفانی که در اطراف بهمن به راه افتاده بود، هرچند فاصله‌ی زیاد‌ی با ما داشت، چادر‌های ما را خم کرد. دمای هوا از حدود 15 درجه زیر صفر گرم‌تر نمی‌شد و فقط زمانی که آفتاب برای مدت کوتاهی می‌تابید و از روی برف منعکس می‌شد، می‌توانستیم کمی گرما را حس کنیم.

  • چند نفر بودید؟

اعضای تیم 13 نفر بودند که چهار نفر در صعود نهایی شرکت کردند. البته هوای بدی در راه بود و اگر آن روز نمی‌توانستیم صعود را شروع کنیم باید مدت زیادی انتظار می‌کشیدیم. در مجموع حدود دو روز در حال کوهنوردی و صخره‌نوردی بودیم.

  • صخره‌نوردی چه فرقی با سنگ‌نوردی دارد؟

بالا رفتن تا ارتفاع 20 متر سنگ‌نوردی نام دارد. بعد از آن مرحله‌ی صخره‌نوردی است که 40 متر ارتفاع دارد و به اصطلاح  کوهنوردان یک طول طناب است. دیواره‌نوردی هم صعود چند مرحله‌ای است که در طبیعت می‌تواند تا هر ارتفاعی باشد. این ورزش به سه رشته‌ی اصلی سرطناب (لید)، بولدرینگ و سرعت تقسیم می‌شود.

  • بالارفتن از سنگ‌های صاف و بلند به نظر هرکس کار مشکلی است و هر لحظه احتمال سقوط می‌رود. این رشته واقعاً چه‌قدر خطرناک است؟

هر ورزشی که از روی اصول انجام نشود، احتمال مصدومیت بالایی درپی خواهد داشت. این را تمام ورزشکاران می‌دانند. اما کسانی که از نوجوانی این ورزش را شروع می‌کنند، اگر از همان اول به‌طور اصولی و علمی تمرین کنند، معمولاً به مشکلی بر نخواهند خورد. مثلاً وقتی یک تمرین سنگین انجام می‌شود و ماهیچه‌ها به کار می‌افتند، باید مدت زمان مشخصی به بدن فرصت استراحت داد، چون کشیدگی زیاد به عضله آسیب می‌زند. همین چند هفته قبل مشکل خستگی در جریان صعود به دیواره‌ی پل خوابی چالوس برای بعضی از صخره‌نوردان دیده می‌شد.

  • با این‌حال خطرناک است. شاید به‌خاطر همین، والدین نگران بچه‌هایی هستند که به‌صورت حرفه‌ای سنگ‌نوردی را دنبال می‌کنند؟

ورزش خطرناک وجود ندارد، ولی آسیب دیدن در بعضی از رشته‌های ورزشی شدت بیش‌تری دارد. اصطلاحاً می‌گویند سه رشته‌ی ورزشی در این زمینه با بقیه تفاوت دارند. اتومبیل‌رانی، گاوبازی و کوهنوردی، زیرا حادثه دراین رشته‌ها به مرگ نزدیک است.

  • با این وجود از صخره‌نوردی در ایران استقبال می‌شود؟

بله. الآن شمار زیادی از نوجوانان و جوانان وارد این رشته شده‌اند و در حال تمرین روی دیواره‌های مصنوعی در باشگاه‌ها هستند. این رشته هیجان خاصی دارد که آن‌ها را جذب می‌کند.

  • از چه سنی می‌شود صخره‌نوردی را شروع کرد؟

معمولاً نوجوانان از 12 تا 14 سالگی تمرین‌های جدی این رشته را شروع می‌کنند و زود، به سطح حرفه‌ای می‌رسند. در جهان قهرمانانی هستند که 17 یا 19 سال دارند و در بالاترین سطح کار می‌کنند. دختران هم می‌توانند از همین سن‌ تمرین را شروع کنند و الآن تعداد زیادی از صخره‌نوردان ایرانی، خانم‌ هستند.

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۱۱

  • خودتان از چه سنی شروع کردید؟

من متولد 1355 هستم و به رشته‌‌های ورزشی گوناگونی مثل فوتبال و رزمی علاقه داشتم. از سال 77 هم صخره‌نوردی را شروع کردم ولی آن‌چه که باعث شد این رشته را به‌صورت تمام وقت دنبال کنم حضور سه مربی فرانسوی در ایران بود. این مربیان در سال 1387 به ایران آمدند و آموزش تعدادی از صخره‌نوردان را شروع کردند. من هم جزو همین گروه بودم و آموزش‌‌ها باعث شد نگاهم به این رشته تغییر کند.

تا آن موقع پیش خودم فکر می‌کردم 25 سالگی حداکثر سنی است که می‌توانم به موفقیت در صخره‌نوردی امیدوار باشم. این مربیان باعث شدند که دوباره تلاش را شروع کردم.

  • چرا می‌گویند در صخره‌نوردی ذهن اهمیت زیادی دارد؟

برای کسی که صخره‌نوردی را شروع می‌کند سه چیز خیلی اهمیت دارد؛ اول این‌که توانایی خودش را بشناسد و بداند چه نوع استعداد ورزشی و چه‌قدر قدرت فیزیکی دارد. دوم این‌که ظرفیت شکست را داشته باشد. زیرا در جریان صعود و همین‌طور مسابقه ممکن است شکست بخورید. سومین توانایی که حتماً باید از آن برخوردار باشید روراست بودن است. اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید یک صعود را انجام بدهید یا در مسابقه‌ای شرکت کنید، باید این قدرت را داشته باشید که به بقیه بگویید و آن کار را انجام ندهید.

  • یک جور توانایی «نه» گفتن؟

بله. نوجوان‌ها بیش‌تر دچار این مشکل می‌شوند و ممکن است زمانی که آمادگی کافی ذهنی و بدنی ندارند یک صعود را شروع کنند یا مسیر دشواری را روی دیواره‌ی مصنوعی بروند که در آن موفق نمی‌شوند. باید بتوانند به دوستان، تماشاگران و مربی خود بگویند که در آن لحظه توانایی صعود را ندارند تا زمان مناسب برسد.

  • هزینه سنگ‌نوردی زیاد است؟

در طبیعت بله، ولی در دیواره‌های مصنوعی باشگاه‌ها با یک جفت کفش مخصوص و یک کیسه پودر و یک هارنس (کمربند مخصوصی که به طناب متصل می‌شود) می‌توان شروع کرد. البته هنوز هم امکانات این رشته در ایران زیاد نیست. هزینه‌ی ساخت سالن و نگه‌داری از آن زیاد است و سوددهی هم ندارد، ولی الآن شمار زیادی از نوجوانان به این رشته علاقه دارند که می‌توانند دیواره‌نوردان آینده ما باشند.

 

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۱۱طناب آبی یادگاری

از ماجرای گم‌شدن کوهنوردان ایرانی در قله برودپیک کمی بیش از یک ماه می‌گذرد. گرامی یکی از کسانی بود که در جریان این سفر و حوادث آن قرار داشت. او از دوستان نزدیک «آیدین بزرگی» بوده و زمانی که تیم برای سفر آماده می‌شد، به بدرقه آن‌ها رفته بود. گرامی ‌می‌گوید: «در ارتفاع بالای 8000 متر نمی‌شود بیش‌تر از سه روز اقامت کرد، زیرا شرایط بسیار نامساعدی دارد که به مرگ منجر می‌شود. فشار کم هوا، کمبود اکسیژن، سرما و عوامل دیگر باعث می‌شوند که سلامت انسان زود به خطر بیفتد. کوهنوردان ما روز اول از ارتفاع اول 7500 متری تماس گرفتند، روز دوم از 7400 متری و در تماس روز سوم گفتند در 8000 متر مستقر شده‌اند. من درست از زمانی که این خبر رسید احساس نگرانی کردم، ولی امیدوار بودم که به سلامت برگردند. کوهنورد تا موقعی که به کمپ اصلی در پایین کوه نرسد در معرض خطر است. بهمن، ریزش سنگ، سقوط در شکاف یخی و صدها اتفاق دیگر ممکن است زندگی آنان را به خطر بیندازد.»

قله‌ای که اعضای تیم سه نفره می‌خواستند به آن برسند، حدود 45 متر بالاتر از ارتفاع 8000 متری است، ولی این 45 متر مستقیم نیست، بلکه باید مسیری طولانی را در شرایط بسیار سخت رفت تا به آن رسید. فاتح ترانگو می‌گوید: «این شرایط اصلاً قابل مقایسه با وضعیت عادی نیست. در این ارتفاع رشد سلولی متوقف می‌شود و میزان مصرف انرژی سه برابر خواهد شد، در‌حالی‌که می‌دانستیم اعضای تیم فقط برای سه روز غذا دارند. بعد خبر رسید که به قله رسیده‌اند ولی شب چهارم را هم در همان ارتفاع چادر زده‌اند. روز پنجم طوفان سختی شروع شد و آن‌ها از مسیر رایج کوهنوردان دور شدند و در تماسشان گفتند که نیاز به آب و غذا دارند و از دو مسیر صخره‌ای هم پایین آمده‌اند. دیگر واقعاً نگران شده بودیم.»

روز ششم آیدین تماس می‌گیرد و می‌گوید شرایط بحرانی است. گرامی فرصتی برای حرف زدن با او نداشته چون تماس‌ها بسیار کوتاه و فقط برای رساندن پیام است. او می‌گوید: «دیگر تماسی نداشتیم و حدس می‌زدیم در منطقه‌ی فلات مانندی باشند که وسعت زیادی دارد. روز هشتم هم آیدین تماس گرفت متأسفانه از گفته‌هایش معلوم بود که شرایط نامساعد علاوه بر قدرت بدنی، تمرکز ذهنی‌اش را هم به هم زده است. درباره‌ی طناب آبی رنگی گفت که من به او داده بودم.  بعد دیگر هیچ تماسی نداشتیم. آیدین دوست من بود و از سال 87 او را می‌شناختم. از 14 سالگی کوهنوردی را شروع کرده بود. با مجتبی که آتش‌نشان بود هم باشگاهی بودم. پویا را هم می‌شناختم و می‌دانستم بسیار قوی است. آن‌ها مسیر جدید را به نام ایران در صعود به برودپیک ثبت کردند، ولی متأسفانه جانشان را از دست دادند.»

طناب آبی رنگ که یادگار این سفر است الآن در قله برودپیک به همراه جسد سه کوهنورد ایرانی دفن شده است.

 

بهترین تمرین بدن‌سازی و لاغری

وقتی وسط سالن صخره‌نوردی مشغول صحبت هستیم، محمدحسین 16 ساله، در ارتفاع زیاد مشغول بالارفتن از گیره‌های سقف است. او از بالای سرِ ما رد می‌شود و چند متر آن‌طرف‌تر با کمک طناب پایین می‌آید. همان موقع گروه دیگری از سنگ‌نوردان دارند خود را برای تمرین گرم می‌کنند. تقریباً همه موهای سفید و سن و سال زیادی دارند. یکی از ویژگی‌های سنگ‌نوردی این است که می‌توان از نوجوانی آن را شروع کرد و تا سال‌های سال ادامه داد.

امتیاز دیگر صخره‌نوردی این است که تناسب اندام خاصی ایجاد می‌کند. تقریباً تمام کسانی که در سالن سراج دارند تمرین می‌کنند با ماهیچه‌های بسیار قدرتمند وزن کمی دارند. برخی از صخره‌نوردان در دوره‌های بدن‌سازی با وزنه شرکت می‌کنند و بعضی هم بدن‌سازی مخصوص ژیمناستیک را انجام می‌دهند، اما اگر کسی از سن نوجوانی این رشته را انتخاب کند و به‌صورت ثابت تمرین‌ها و تغذیه مناسب را ادامه دهد، بعد از چند سال صاحب اندامی تراش‌خورده و ماهیچه‌های رشد یافته خواهد شد که طبیعتاً برای یک صخره‌نورد ضروری است.

 

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۱۱

عکس‌ها: مهبد فروزان

کد خبر 228182

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار