تست روان‌شناسی> ترجمه‌ی پگاه شفتی: «می‌گویند که با آدم‌ها به سفر برو تا آن‌ها را بشناسی! من و مهتا دو یار جداناشدنی بودیم. از سوم راهنمایی تا امسال که سال آخر دبیرستان را تمام کردیم.

سفرشناسی آدم‌ها

اما حالا هم من و هم او، نسبت به این رابطه سرد شده‌ایم. دلیلش هم فقط یک چیز بود. من، مهتا را همراه با خانواده‌ام به سفر بردم و در آن‌جا چندبار باهم دعوایمان شد. راست می‌گویند که آدم‌ها را باید در سفر شناخت!»

البته معلوم نیست که این مهتا خانم، در این سفر تابستانی چه گلی کاشته که دوستش را تا این حد ناراحت کرده است. اما بد نیست، شما هم با پاسخ دادن به سؤال‌های این تست روان‌شناسی، رفتارهای سفری خود و دوستتان را در شروع فصل مسافرت بشناسید، تا اگر خواستید با دوست صمیمی خود به سفر بروید، بتوانید تا حدودی از بروز مشکلات پیش‌گیری کنید.

1. اولین چیزی که در سفر همراه خودت می‌بری:

+ چند کتاب یا رایانه برای سرگرمی

% بالشم، چون بدون آن خوابم نمی‌برد!

× مسواک

2. اگر با ماشین سفر می‌کنید، ترجیح می‌دهی کجا بنشینی:

% جایی که کم‌تر آفتاب بتابد و باعث حالت تهوع نشود.

× فرقی ندارد، فقط هم‌سفرهایم اهل بگو و بخند در طول راه باشند!

+ هرجایی که چشم‌انداز بهتری به جاده داشته باشد.

3. برای سرگرم شدن در شب اول سفر، کدام را ترجیح می‌دهی:

× یک بازی دسته‌جمعی، مثل زو، وسطی یا کارت‌بازی!

+ دسته جمعی؟ شاید بازی با کامپیوتر یا خواندن کتاب بهتر باشد! شب اول همه خسته‌ی راه هستند.

% شب اول ترجیح می‌دهم زودتر بخوابم تا انرژی لازم را برای ادامه‌ی سفر به‌دست‌آورم.

4. در هنگام آشپزی:

+ ترجیح می‌دهم کسی در دست و پایم نباشد!

% آشپزی حوصله می‌خواهد که من ندارم.

× عاشق آشپزی دسته‌جمعی در سفر هستم، خودم پیش‌قدم می‌شوم.

5. برای پیشنهاد دادن یک برنامه‌ی مفرح:

× از همه‌ی پیشنهادها استقبال می‌کنم و خودم هم پیشنهادهای جذابی می‌دهم.

+ از بین آن‌ها، فقط هرکدام را که بیش‌تر خوشم بیاید قبول می‌کنم.

% پیشنهادهای من همیشه منحصربه‌ فردند!

6. بی‌خوابی در سفر:

+ اگر در یک اتاق تنها باشم، خوابم می‌برد. ولی خوابیدن دسته جمعی...

% بزرگ‌ترین مشکل من در طول سفر!

× اتفاقاً فقط در سفر خوب می‌خوابم.

7. باران شدیدی می‌بارد و امروز مجبورید در خانه بمانید:

% اووف...این‌هم شانس من است دیگر. همیشه در سفر ضدحال می‌خورم.

× کارت‌بازی؟ مشاعره؟ اسم فامیل؟  پانتومیم؟ کدام را بازی کنیم؟

+ فیلم و کتاب با خودم آورده‌ام، برای چنین روزی دیگر!

8. سفر رفتن با غریبه‌ها:

× به امتحانش می‌ارزد. سفر، غریبه‌ها را به دوست تبدیل خواهد کرد.

+ سفر با آشناها را ترجیح می‌دهم.

% ترجیح می‌دهم با افراد خیلی صمیمی به مسافرت بروم.

9. بدترین خاطره از مسافرت:

+ سروصدای هم‌سفرها

% قهر

× شنیدن یک خبر بد.

10. مسافرت یعنی...

% خوردن و خوابیدن

× ماجراجویی

+ خوش‌گذرانی

11. در یک شب هیجان‌انگیز، ناگهان برق قطع می‌شود:

× بازی‌هایی مخصوص تاریکی اختراع می‌کنیم.

+ با نور ماه می‌شود کتاب خواند؟

% باز هم یک ضدحال دیگر. شانس نداریم که.

12. هنگام بازگشت از سفر:

+ این هم یک تجربه بود.

% یک خواب راحت در رختخواب خودم منتظرم است.

× بدترین قسمت سفر، تمام شدن آن است. خیلی زود گذشت.

(×) کنسرو انرژی

تو یک هم‌سفر فوق‌العاده‌ای. هرکسی که با تو به سفر می‌رود، دوست دارد بازهم این تجربه را تکرار کند. تو در مسافرت خستگی ناپذیری.

برای تو مسافرت یعنی یک شانس بزرگ. پس از این شانس به بهترین نحو استفاده می‌کنی. کسانی که با تو هم‌سفر می‌شوند، با کمال میل همه‌ی برنامه‌ریزی‌ها را به تو می‌سپارند، چون می‌دانند بد نخواهد گذشت. لحظه‌ای که در حال بازگشت از سفر هستی، در حال برنامه‌ریزی برای مسافرت آینده‌ای. در ذهنت نقاط قوت و ضعف این سفر را بررسی می‌کنی تا در تجربه‌ی بعدی از آن استفاده کنی. تو همیشه با دست پر برمی‌گردی. کلی خاطره و بازی‌های تازه‌ی اختراعی و سوغاتی و عکس. بله، تو همانی هستی که در سفرها خاطره‌های دوست‌داشتنی را با دوربین ثبت می‌کنی و هر از گاهی با مرور عکس‌های گذشته دلت یک سفر تازه می‌خواهد. با این‌حال باید یاد بگیری که این انرژی زیادی را در طول سفر کنترل کنی تا بعضی‌وقت‌ها هم‌سفرهایت از این حجم فراوان انرژی کلافه نشوند.

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی 705

 

(+) خوش‌سفر درون‌‌گرا

درست است که گاهی تک‌روی می‌کنی. مثلاً دوست داری تنهایی در جنگل یا لب دریا قدم بزنی و با افکار خودت باشی و حوصله‌ی کسی را نداری، اما این باعث نمی‌شود دیگران سفر با تو را دوست نداشته باشند. تو در بیش‌تر برنامه‌های جمعی شرکت می‌کنی، هرچند معمولاً برنامه‌ای پیشنهاد نمی‌دهی. اما همین ویژگی تو باعث می‌شود تا به قول دوستانت آدم پایه‌ای باشی و خاطرات خوشی رقم بزنی. این گاهی به‌دلیل ازخودگذشتگی‌ات است. ممکن است سردرد، حالت تهوع یا بی‌خوابی داشته باشی، اما به‌روی خودت نمی‌آوری و کام جمع را تلخ نمی‌کنی. با این همه، گاهی بی‌حوصلگی و درون‌گرایی‌ات باعث می‌شود که از جمع فاصله بگیری. ممکن است این چندان محسوس نباشد، اما سعی کن در هنگام مسافرت کمی از خودت فاصله بگیری و با جمع خوش باشی. تو همیشه خودت را داری، اما هم‌سفرهایت را نه.

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی 705

 

(%) ترمز سفر

بله، خودت هم می‌دانی که همیشه برای کشیدن ترمز گروه آماده‌ای. البته  وقتی خوشگذرانی و ماجراجویی به اوج خودش برسد، یک‌نفر مثل تو لازم است تا ترمز گروه را بکشد و موقعیت را به آن‌ها یادآوری کند. هم‌سفرهایت همیشه از این ویژگی تو یاد می‌کنند. با این حال در سفر بیش‌تر به خودت اهمیت می‌دهی. تو همان کسی هستی که اول از همه پشت میز غذا می‌نشیند و برای این‌که در شستن ظرف‌ها کمک نکند، دیرتر از همه از سر میز بلند می‌شود. البته خیلی زود، هم‌سفرها این رفتار ظریف را شناسایی می‌کنند و در آن‌ها نسبت به تو، دافعه ایجاد می‌کند. در سفرهای آتی چند راهکار را آزمایش کن:

1. بی خیال ضدحال‌ها شو و کم‌تر غُر بزن.

2. در فعالیت‌های دسته‌جمعی هرچند حوصله سربر، شرکت کن. مطمئن باش خوش می‌گذرد.

3. عادت‌هایی مثل بردن بعضی لوازم جاگیر و غیر ضروری مانند رایانه، بالش و... را ترک کن. مطمئن باش می‌توانی با نبودن این وسایل کنار بیایی و دیگر کسی برای تنگ کردن جا به تو غر نمی‌زند.

همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی 705

کد خبر 221943
منبع: همشهری آنلاین

دیدگاه خوانندگان

وبگردی