دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۵

شهریار همتی: شعر ازدیدگاه پیامبر (ص) و نقد آن در صدر اسلام.

ابوالفرج اصفهانی (284-357 هجری) و کتاب او «الاغانی» بسیار مشهوراست.خود ابوالفرج می‌گوید پنجاه سال در تألیف  این کتاب رنج برده است. از جمله آنچه که اهمیت «الاغانی» را افزایش داده است، اخبار صدها شاعر عصر جاهلی، اسلامی و عباسی و گلچینی از ارزنده‌ترین اشعار آنان به همراه صدها روایت، خبر و مطالب ارزنده دیگر است که این کتاب را به دایرة المعارفی کم‌نظیر تبدیل کرده است.

مقدار زیادی از اهمیت «الاغانی» نیز به خاطر نقدهای ارزشمندی است که ابوالفرج پس از بیان اشعار شاعران، از قول نقادان بزرگ یا خودش بر این اشعار وارد می‌کند. از این نقدها که در سراسر «الاغانی» به فراوانی یافت می‌شود می‌توان مراحل تطور و تحول نقد ادبی را از عصر جاهلی تا زمان نگارش «الاغانی» پی‌گیری کرد.

 این مقاله کوششی است که در طی آن با استفاده از کتاب«الاغانی»  این تطور و دگرگونی در عصر ظهور اسلام بررسی شده است. در این مقاله پس از بیان دیدگاه اسلام پیرامون شعر، اثر سخنان پیامبر اسلام (ص) و حضرت‌امیر (ع) در تحول و دگرگونی نقد ادبی مورد دقت و تأمّل قرار گرفته است.

 قرآن کریم با اسلوب دل‌انگیز خود و با معانی و معارف بسیار عالی خود فصیحان و بلیغان زمان را دچار شگفتی کرد، به گونه‌ای که هریک در توصیف آن سخنی گفتند، بعضی آن را شعر، برخی سحر و اساطیر اولین و بالاخره در سال‌های اخیر نیز بعضی چون طه‌حسین آن را نه شعر و نه نثر بلکه «قرآن» خواندند.

این معجزۀ بیانی اسلام همان‌گونه که در نفوس شنوندگان و عقاید آنان تحول ایجاد کرد در زبان و گفتار آنان تأثیر فراوانی گذاشته و با دگرگون کردن هنر سخنوری، به آنان جانِ تازه‌ای بخشید.

ابوالفرج نقل می‌کند که عمربن‌الخطاب به مغیرة بن شعبه که والی کوفه بود نوشت که شعر شاعران قومش را که در اسلام سروده بودند جمع‌آوری کند. مغیره نیز موضوع را به «لبید» از شاعران دوره جاهلی اعلام کرد، اما لبید در جواب وی سورۀ بقره را نوشت و گفت خداوند متعال برایم آیات قرآن کریم را جانشین شعر قرار داده است؛ زیرا عقیده داشت با وجود قرآن کریم، شعر کم‌ارزش‌تر از آن است که عمر خود را در اشتغال به آن سپری کند.

مبالغه نیست اگر با دکتر شوقی ضیف، ادیب و اندیشمند معاصر، هم‌رأی شده و بگوییم «تمامی علوم» و معارفی که عرب کسب کرد به فضل قرآن کریم ، تشویقی بود که این کتاب آسمانی در دل آنان جای داد. به دنبال آن علوم فراوانی از این کتاب الهی اشتقاق یافت، مانند علم قرائت، تفسیر، اسباب‌النزول، نحو و اعراب قرآن کریم، علم خاص و عام و علوم دیگری که سیوطی در کتاب دوجلدی «الاتقان فی علوم‌القرآن» ذکر کرده است، علومی که منتهی به ظهور علوم بلاغت شد.

اسلام و شعر
طرح مسئله و پیشینۀ موضوع: یکی از مسائلی که به دنبال تعالیم اخلاقی اسلام در بین اندیشمندان اسلامی مطرح شد، مسئله جواز سرودن شعر و به دنبال آن تقدم یا تأخر ارزش آن از ارزش نثر است. قرآن مجید در مورد آیات خود می‌فرماید: ما پیامبر را شعر نیاموختیم و چنین چیزی هم شایسته و زیبندۀ او نیست.

 در آیه دیگری شاعران را مورد نکوهش قرار داده است که «گمراهان از شاعران پیروی می‌کنند، آنان در هر وادی سرگشته و حیرانند و به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند». علاوه براین آیات، روایاتی نیز از حضرت رسول (ص) شده که در آنها شعر و شاعری مسئله‌ای زشت و مذموم قلمداد شده است.

وجود این آیات و روایات موجب شده است که عده‌ای از سرودن و حتی خواندن شعر اجتناب کرده و آن را  امری غیردینی و مذموم قلمداد کنند. این عده برای تأیید درستی عقیدۀ خود علاوه بر آیات و احادیث موجود، سیرۀ عملی حضرت رسول (ص) را نیز مورد استشهاد قرار می‌دهند.

 آن‌گونه که از اخلاق و رفتار حضرت نقل می‌کنند آن حضرت در زندگی گهربار خود نه تنها شعری نسرودند، بلکه به شعری نیز استشهاد نفرمودند و اگر جایی به ناچار می‌خواستند شعری را مورد استشهاد  قرار دهند از یکی از اصحاب می‌خواستند که آن را بخواند و اگر خود آن حضرت به شعری متمسک می‌شدند عمداً ترتیب کلمات آن را تغییر می‌دادند تا در  وزن  آن  اخلال  به‌   وجود   آورند.

آیاتی که «ظاهراً» به مذموم بودن شعر دلالت دارد: از آن‌جا که بحث پیرامون جایز بودن شعر یا عدم آن مسئله‌ای است که از دیرباز مطرح بوده است، اندیشمندان زیادی نیز به پاسخ دادن اشکال منکران پرداخته اند. شاید مفصل‌ترین این پاسخ‌ها پاسخی است که از عبدالقاهر جرجانی در دلایل الاعجاز ذکر شده ‌است.

 وی فصلی از این کتاب ارزشمند را به «الکلام علی من زهد فی روایه‌الشعر و حفظه و ذم الاشتغال بعلمه و تتبعه» اختصاص داده است. در این فصل ادلۀ معتقدان به مذمّت شعر و شاعری را برشمرده و برای هریک پاسخ لازم را نیز ذکر می‌کند. بهتر است قبل از هر سخنی آیاتی را که مستمسک مخالفان قرار گرفته است از نظر بگذرانیم:«وما علمناه الشعر و ما ینبغی له إن هو إلا ذکرٌ قرآنٌ مبین»(‌یس/69)؛ «أم یقولون شاعر نتربَص به ریب المنون قل تربصوا فإنّی معکم من المتربصین» (انبیاء/5)؛ «ویقولون أئنا لتارکوا آلهتنا لشاعرٍ مجنون بل جاء بالحقّ و صدق المرسلین»  (طور/30و31)؛ «انَّهُ لقول رسول کریم و ما هو بقول شاعر قلیلاً ما تؤمنون و لایقول کاهنٍ قلیلاً ما تذکرون تنزیلٌ من ربٌّ العالمین» (حاقه / 43-40)؛ «هل أنبئکم علی من تنزَّلاشیطان، تنزّلُ علی کلّ أفّاک أثیمٍ یلقون السمع و اکثرهم کاذبون والشعراءٌ یتَّبِعهُم الغاوون ألم تر أنهم فی کل واد یهیمون و أنّهم یقولون ما لایفعلون إلاالذین آمنوا و عملو الصالحات و ذکروالله کثیراً وانتصروا من بعد ما ظُلمو و سیعلمُ الذین‌ای مُنقلِبٍ ینقلبون» (شعراء / 221-227)

تفسیر و تحلیل آیات:  این آیات مربوط به قضیۀ معینی بوده و در مقام تحدّی و پاسخگویی به مشرکان است. آنان که پس از تحدّی قرآن مجید از آوردن یک آیه شبیه به قرآن عاجز ماندند، کلمات نورانی قرآن کریم را سحر و جادو نامیدند. آیات فوق در مقام پاسخگویی به آنان می‌فرماید: قرآن کریم سحر یا شعر نیست.

 اساساً این آیات همان‌گونه که علامه طباطبایی صاحب المیزان می‌گوید از آیات مکی است که در مرحله دفاع از دعوت محمد (ص) نازل شده است و در مرحله‌ای که آیات، آهنگ تشریع و قانونگذاری دارند نیست، یعنی قرآن کریم در دفاع از دعوت آن حضرت می‌فرماید که این آیات برخلاف آنچه مشرکان می‌گویند شعر و ساخته انسان نیست و تأکید می‌فرماید که حضرت محمد، پیامبر و فرستادۀ خدا است و آن حضرت شاعر و کاهن نیست و کلمات او ساخته و پرداخته خیال یا وسوسه شیاطین نیست.

تأثیر اسلام بر نقد ادبی:
نقد ادبی از علومی است که سابقه طولانی داشته و قدمت آن به عصر جاهلی برمی‌گردد. ادبای عصر جاهلی به نحوۀ سخن گفتن و شعر سرودن عنایت فراوانی داشتند. با ظهور اسلام و تأثیری که قرآن کریم بر عرصه‌های مختلف زندگی مردم گذاشت، نقد ادبی نیز وارد مرحله تازه‌ای شد و از صورت غیرمعلل و ذوقی بودن به سمت قانونمند شدن حرکت کرد.

آن‌گونه که از روایت‌های«الاغانی» بر می‌آید شاعران عصر جاهلی در سرودن شعر، عنایت فراوانی به اختیار و برگزیدن الفاظ و معانی داشتند. این عنایت بعد از ظهور اسلام و به فضل آیات قرآن کریم که در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد و به تأسی از رسول اکرم که أفصح العرب بود رو به فزونی نهاد.

اما از اصحاب حضرت رسول در زمان آن حضرت، کلامی که دلالت بر عنایت آنان به اختیار الفاظ و معانی داشته باشد یا به عنوان مقیاس نقدی شناخته شود، روایت نشده است. احتمالا اگر هم چنین کلامی از آنان وجود داشته است، تحت‌الشعاع فصاحت و بلاغت حضرت قرار گرفته و ذکر نشده است؛ اما پس از رحلت حضرت، کم و بیش روایاتی از برخی صحابه در الاغانی وجود دارد که به شناخت مراحل تطوّر و تحول نقد کمک فراوانی می‌کنند.

 در این میان شاید مهم‌ترین این روایت، روایتی است که ابوالفرج از حضرت امیر نقل می‌کند؛ زیرا تحول نقد ادبی از صبغه جاهلی به اسلامی در آن مشهود است.

وی می‌نویسد: حضرت علی در ماه مبارک رمضان مردم را افطار می‌داد و پس از افطار، بسیار موجز و با بلاغت سخن می‌گفت. شبی مردم در مورد أشعرالناس بحث و گفت‌وگو می‌کردند و صدای آنان به اختلاف و مشاجره در این مورد بلند بود.

 حضرت علی به ابوالاسود دُئلی فرمود: «نظر تو چیست ؟» ابوالاسود عرض کرد: «به نظر من ابی دُواد اشعرالناس است.» سپس حضرت امیر روی به مردم کرده و فرمود: «کلُّ شعرائکم محسنٌ و لو جمعهم زمانُ واحدُ و غایه واحدة و مذهبٌ واحدٌ فی القول لعلمنا أیهم أسبق إلی ذالک و کلهم قد أصاب الذی أراد أحسن فیه و إن یکن احدٌ فضلهم فالذی لم یقل رغبة و لارهبة، امرؤالقیس بن حجر فأنه کان أصحَّهم بادرة و أجودهم نادره».

متن این حدیث از چهار قسمت تشکیل شده و در تاریخ نقد ادبی بسیار حائز اهمیت است، زیرا هر قسمت از آن می‌تواند در روشن کردن زاویۀ تاریکی از بحث نقد رهگشا باشد و برای محققانی که مراحل مختلف تطور نقد را پی می‌گیرند مرحله‌ای از این مراحل را به خوبی نمایان سازد.

چهار قسمت حدیث مذکور به این ترتیب است:
1 - در قسمت اول حضرت قید و بند تعصب فکری، نژادی و قبیله‌ای را گشوده و بیان فرموده که تمامی  شاعران از جاهلی گرفته تا اسلامی و با صرف نظر از عقیده و نژادی که دارند، در سرودن شعر از هنر خویش استفاده کرده‌اند.

بنابراین اگر شاعری در عصر جاهلی و با عقاید غیرتوحیدی شعر سروده باشد عقاید فاسد وی نباید موجب شود که ارزش هنری شعر وی نادیده گرفته شود. همچنان که خود آن حضرت در پایان سخنانش امرؤالقیس را به عنوان بهترین شاعر برگزیده دانسته است. با وجودی که حضرت رسول برحسب روایتی که از آن حضرت نقل می‌کنند، امرؤالقیس را حامل پرچم شاعران به سوی آتش جهنم معرفی فرموده است.

2 - در قسمت دوم متن، امام اشاره می‌فرمایند که مقایسه‌های ارتجالی بین شاعران که غالباً مبتنی بر تعصب است، در مقیاس نقدی ارزشی ندارد. منظور از مقایسه ارتجالی مقایسه‌ای است که در یک جلسه و با تکیه بر اشعاری که از شاعر در حافظۀ قضاوت کننده وجود دارد انجام گرفته و براساس آن حکم به خوبی یا بدی شعرِ وی صادر می‌شود.


بنابر اساسی که حضرت امیر بنا نهادند مقایسه بین دو شاعر از دو عصر متفاوت و همچنین مقایسه بین دو قصیده در دو موضوع متفاوت یکی در رثاء و دیگری در هجاء یا مثلاً یکی در مدح و دیگری در غزل یا اعتذار، عملی غیر منطقی است.

از این که امام مذهب واحد را در مقایسۀ بین دو شاعر با دو غرض شعری متفاوت صحیح  نمی داند ، معلوم می شود که  مقایسه بین دو شاعر با دو مذهب هنری مختلف نیز صحیح نیست؛ یعنی در مقایسه بین دو شاعر باید وحدت مذهب و تخصص آنان نیز لحاظ شود.

3 - قسمت سوم کلام حضرت امیر را که نوعی ارج نهادن به کوشش شاعران محسوب می‌شود، در توضیح قسمت اول سخنان آن حضرت بیان کردیم.

4- قسمت چهارم این سخنان، که طی آن حضرت شاعر برگزیده خویش را معرفی می‌کند، برگ زرینی در تاریخ ادب و نقد ادبی محسوب می‌شود؛ آن‌گونه که از کلمات این قسمت از سخنان امام استفاده می‌شود، به نظر حضرت، شاعری می‌تواند به درجات عالی هنری و شاعری برسد که خود را از چنگال دیو خوف و وحشت و همچنین از عبودیت طمع برهاند: «فالذی لم یقل رغبه و لارهبه».

 طبیعی است که اگر شاعر از سخن گفتن و شعر سرودن بر مقتضای عقل و عاطفه‌اش وحشت داشته باشد یا اینکه از روی طمع نه از روی اخلاص و پاسخ به ندای وجدان، شعر بسراید، شعر وی فاقد عنصر عاطفه، که از عناصر اصلی شعر شمرده می‌شود، خواهد بود.

خلاصه کلام اینکه حضرت امیر نقد را از صورت ذوقی و ابتدایی آن در عصر جاهلی به مرحله تعلیل و تحلیل می‌کشاند و سخنان وی برای ترجیح دادن امرؤالقیس ظریف و دقیق است، که این ظرافت و دقیق بودن معانی حکایت از قدرت قوۀ تخیل در وی می‌کند.

ابن رشیق در «العمده» همین حدیث را با اندکی تفاوت ذکر می‌کند و سپس با توجه به معنی «بادره» و «نادره» می‌گوید: اگر امرؤالقیس از شاعران دیگر پیشی گرفته نه به این خاطر است که شعری سروده که دیگران نسروده‌اند، بلکه دلیل تقدم و سبقت وی این است که پیش از دیگران اشیایی را در شعرش ذکر کرده است که شاعران دیگر هم این اشیا را پسندیده و از وی تبعیت کرده‌اند و می‌افزاید: امرؤالقیس اولین شاعری است که معانی را لطیف و دقیق کرده است و اولین کسی است که ایستادن بر اطلال و دمن را از دوستان و همراهان طلب کرده است و اولین کسی است که معشوقش را در زیبایی چشمانش به آهو و همچنین اسبها را در داشتن سرعت و هجوم بردن به عقاب تشبیه کرده است و او اولین شاعری است که اصطلاح «قید الا وابد» را در مورد اسبها به کار برده است.

این‌که علی(ع) نادره‌گویی را دلیل برتری امرؤالقیس بر دیگر شاعران قرار داده موضوعی است که ناقدان نیز در آثار خود بدان پرداخته‌اند. آنان عقیده دارند شاعری که از معانی مألوف و آشنا در شعر خود استفاده می‌کند؛ به‌جز زیبایی صیاغت و سبک، فصل و هنر دیگری ندارد. اما آن معانی‌ای که شاعر در استخراج و ارائه آن در صورتی جدید و نو ابتکار به خرج داده و با بهره جستن از قوۀ تخیل آن را به صورتی تازه و بی‌نظیر ارائه می‌دهد، از محاسن و شاهکارهای ادبی شمرده می‌شود.

در پایان این مقال ذکر دو نکته که از فضای حدیث مزبور استنباط می‌شود نیز مفید به نظر می‌رسد:

1 - از حدیث مزبور معلوم می‌شود که حضرت علی(ع) که خود امیر سخن و بلاغت است، سئوال از اشعرالناس را، که مدتها سخن مجالس و محافل ادبی بوده است، از اساس اشتباه می‌داند.

حکم به برتری شعر یا شاعری بر دیگران در واقع حکمی غیرمنطقی است، زیرا این تفصیل و برتری بیش از آنکه بر برتری فنون شعری یا مهارت شاعر مورد نظر دلالت داشته باشد بر امیال شخصی فرده حَکم و قضاوت کننده دلالت دارد، بنابراین هیچ غرابتی ندارد که عمرابن الخطاب در جامعه‌ای که تعلیم و تربیت اسلامی حاکم بر آن است شعر زهیر بن ابی سِلمی یا نابغه ذبیانی را بهترین شعر بداند . به هر صورت هم‌اکنون آنگونه که کلام حضرت علی نیز دلالت دارد؛ به همین خاطر آن حضرت ضمن روایت مزبور برای موازنۀ بین شاعران شروطی را لازم و ضروری می‌دانند.

2 - همچنین معلوم می‌شود قول عده‌ای که عقیده دارند اسلام با شعر و شاعری مخالف است و قول کسانی که عقیده دارند  ظهور اسلام موجب از رونق افتادن مباحث مربوط به شعر و شاعری شد از واقعیت به دور است؛ زیرا طبق این روایت اولاً مسلمانان در مسجد و آن هم در ماه مبارک رمضان به مباحثه و مذاکره پیرامون شعر و بهترین شاعران مشغول بوده اند، و ثانیاً حضرت علی(ع) هم آنان را از این کار نهی فرمودند، بلکه خود آن حضرت هم در این مذاکره شرکت جسته و رأی ابوالاسود را جویا شدند که مفهوم آن این است که اسلام با شعر بما هو شعر و به خاطر شعر بودن آن مخالف نیست و اگر شعری را مردود می‌شمارد به دلیل محتوای آن است.

کد خبر 21983

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار