آیدا ابوترابی: در حال سقوط هستی، زمین را از بالا نگاه می‏‌کنی و هر‌قدر که به آن نزدیک‏‌تر می‏‌شوی، هیجانت بیش‌تر می‏‌شود. زمان باز کردن چتر نجات فرا رسیده است. چتر را باز می‏‌کنی و هورا، میان زمین و آسمان تاب می‏‌خوری و عجب لذتی!

تجربه‌ها را دانلود کن

خب، دیگر بس است. چشمانت را باز می‏‌کنی و از دانلود جدیدت یعنی تجربه‏‌ی سقوط آزاد، راضی به نظر می‏‌آیی. ممنون از کسی که این کار را واقعاً انجام داده بود و تجربه‏‌اش را روی سایتی به اشتراک گذاشته بود تا با دانلود کردنش روی مغزت دقیقاً همان احساس را تجربه کنی!

سال‏‌هاست که دانشمندان روی مغز انسان و پیچیدگی‏‌های آن کار می‏‌کنند. داستان‏‌های تخیلی زیادی درباره‏‌ی دستکاری و کنترل مغز انسان و وصل کردن آن به کامپیوتر و اینترنت نوشته شده است، اما چرا هنوز بشر نتوانسته به این فناوری دست پیدا کند؟ به اشتراک گذاشتن احساسات و تجربیات و دیده‏‌ها و شنیده‏‌های مغز درست مثل یک داده‏‌ی کامپیوتری طوری که مغز آدم‏‌های دیگر آن‏‌ها را بفهمد و درک کند. جالب به نظر می‏‌رسد نه؟

 

پیچیدگی‌های مغز

مغز انسان خیلی پیچیده‏‌تر از آن است که فکرش را بکنیم. برای این که بتوان اطلاعات مغز را به جای دیگری منتقل کرد، اول باید دید کجا و چه‏‌طور ذخیره شده‏‌اند و این کار به راحتی صورت نمی‏‌گیرد. ساختار عصبی مغز پستانداران بسیار پیشرفته است و هنوز دانش بشر برای درک و شبیه‌سازی آن کافی نیست. دانشمندان تا به حال توانسته‎اند غشای مغز یک موش را با 10 هزار نورون بازسازی کنند و برای این کار حدود پنج سال زمان صرف کرده‏‌اند. حالا تصور کنید این موضوع برای مغز انسان با داشتن 86 میلیارد نورون چه قدر سخت و طولانی خواهد بود!

 

خوش‌بینی به آینده

اما متخصصان «پروژه‌ی مغز انسان»* چندان هم ناامید نیستند. به گفته‌‏ی آن‏‌ها در حال حاضر می‏‌توان با بررسی مغز یک انسان متوجه شد که او دارد به یک اسب نگاه می‏‌کند یا یک خانه. اما نمی‏‌توان دقیقاً فهمید که این اسب یا خانه چه شکلی دارد. موضوع اصلی ترجمه کردن سیگنال‏‌ها یا پیام‏‌های مغز انسان به یک زبان قابل فهم است. مثلاً با بررسی مغز فردی که در حال مشاجره است می‏‌توان بدون دیدن فرد، فهمید که او عصبانی شده است. چرا که بخشی از مغز او به نام آمیگدالا که مربوط به ترس است، تحریک شده است.

Human Brain Projects*

 

پیش به سوی فردا

پروژه‌ی جهانی مغز انسان با بودجه‏‌ی زیادی در حال انجام است. دانشمندان از گوشه و کنار دنیا به دنبال راهی هستند که بتوانند مغز را به نوعی شبیه‌سازی کرده و پیام‏‌های آن را ترجمه و به مغز دیگری منتقل کنند. فناوری اف.ام.آر.آی* تا حدی زیادی به این موضوع کمک کرده است. علاوه بر این دستگاه‏‌هایی ساخته شده که توانایی شبیه‏‌سازی و تفسیر مغز را با تعداد کمی نورون دارند. باید منتظر ماند و دید این دستگاه‏‌ها از پس مغز انسان با این همه پیچیدگی بر می‏‌آیند یا نه؟!

FMRI *

 

تجربه‌های متفاوت کار را سخت می‌کند

موضوع این است که هر فردی با توجه به تجربیاتی که از سر گذرانده، درک و احساس متفاوتی دارد. واکنش سیستم عصبی به یک عامل محرک ساده مثل صدای شکسته شدن شیشه برای هیچ دو نفری یکی نیست. یکی ممکن است با شنیدن این صدا یاد خاطره‏‌ی تلخی بیفتد، دیگری ممکن است یک تصویر را تجسم کند و فرد دیگری ممکن است حروف کلمات خاصی را به یاد بیاورد. یعنی یک تجربه‏‌ی مشترک می‏‌تواند واکنش‏‌ها و تجربه‏‌های متفاوت بعدی را در پی داشته باشد که همه‏‌ی این اتفاقات در مغز انسان رخ می‏‌دهند.

یا فرض کنید تصویر یک حیوان را به دو نفر نشان ‏دهیم. اولی عاشق حیوانات است برای همین با دیدن عکس ذوق می‏‌کند و بخشی از مغز او که مربوط به لذت است تحریک می‏‌شود. اما شخص دوم از حیوانات می‏‌ترسد، برای همین بخشی از مغز او که مربوط به ترس و ناراحتی است فعال می‏‌شود و حتی ممکن است خاطره‌های تلخی را به یاد آورد. با دیدن یک عکس، بخش‏‌های مختلفی از مغز دو نفر تحریک می‏‌شود پس به راحتی نمی‏‌توان پیام‏‌های مغزی آن‏‌ها را ثبت و ضبط کرد و نتیجه را مورد قضاوت قرار داد. به عبارت دیگر باید ابتدا پیام‏‌های مغز یک انسان را از یک تجربه خواند، بعد به کدهای دیجیتالی تبدیل و سپس به مغز دیگری وارد کرد. که قبل از همه‏‌ی این کارها باید شبیه‏‌سازی یکسانی از مغز همه‏‌ی آدم‏‌ها داشت.

 

همشهرى، دوچرخه‌ى شماره‌ى 701

مدل کامپیوترى 10 هزار نورون مربوط به مغز موش که فضایى حدود یک میلى‌متر مکعب را اشغال مى‌کند

کد خبر 217990
منبع: همشهری آنلاین

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار