بگذارید اعتراف کنیم؛ این یک عادت است؛ ما عادت کرده‌ایم هر سال یک‌بار در روزهای اوج آلودگی هوا یک پرونده ویژه در مورد این موضوع منتشر کنیم و خیلی‌ها در این گزارش‌ها بگویند که چقدر آلودگی هوا بد است و باید فلان سازمان یا بهمان ارگان اقدام لازم را انجام دهد و بعد با وزش باد یا بارش ناگهانی باران و برف، این ماجرا را فراموش کنیم و اصلا فکر نکنیم که هر دو ساعت یک تهرانی بر اثر بیماری‌های تنفسی می‌میرد یا در هر ساعت 2/5 نفر بر اثر بیماری‌های قلبی در شهر تهران فوت می‌کنند.

ما هم عادت کرده‌ایم. این قاتل خاموش را نمی‌بینیم. نمی‌بینیم که افزایش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های تنفسی هر سال بیش از 10درصد است. نمی‌بینیم که مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های قلبی (با سرعت رشدی غیرقابل انکار در نیمه دوم سال) در تهران، سالانه بیش از چهارهزار و 200نفر را به کام مرگ فرو می‌برد.

ما عادت کرده‌ایم که اگر روزی هوای شهر خاکستری می‌شود، چشم به آسمان بدوزیم و از خدا طلب باران و برف کنیم و یا در انتظار بادی از دوردست‌ها باشیم تا این هوای دم گرفته و مرگ‌زا را تکانی دهد و در این میان اگر مسئولان با وعده‌های کودکانه از آبپاشی خیابان‌ها سخن می‌گویند با لبخند عبور کنیم و مردگان خود را به خاک بسپاریم و برخیزیم.

در سکوت همه نهادهایی که می‌توانند برای آلودگی هوا راهکارهای عملی و ساده‌ای را که سال‌هاست ورد زبان همه شهروندان است، این بار نیز در قالب یک پرونده به آلودگی هوا پرداخته‌ایم و بازهم در آن گفتیم که این معضل ‌تنها منحصر به تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، اراک، اهواز و دیگر شهرهای ایران نیست بلکه معضل بسیاری از شهرهای جهان بود که با برنامه‌ریزی رفع شد.

اولین بارقه بی‌فروغ

بیش از 40سال از نخستین‌باری که قانون مبارزه با آلودگی هوا در شهرهای بزرگ کشور مطرح شد می‌گذرد؛ قانونی که در برنامه چهارم توسعه کشور پیش از انقلاب به تصویب رسید و هیچ‌گاه به اجرا درنیامد. بیش از 17سال نیز از نخستین‌باری که طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران و کلانشهرهای کشور در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید می‌گذرد. حاصل قانونی که پیش از انقلاب به تصویب رسید و قانونی که 17سال پیش به تصویب رسید یک چیز است؛ آلودگی هوای بیشتر و مرگ‌ومیر سالانه چهار هزار و 200نفر فقط در تهران. این دو قانون هیچ‌گاه نتوانستند از متون کاغذی درآیند و شکل و شمایل اجرا به‌خود بگیرند. خودروهای بی‌کیفیت نیز هر روز بیشتر در معابر شهرهای بزرگ و کوچک جولان می‌دهند و خودروسازان هم هرروز این ارابه‌های مرگ را بیش از پیش و با سرعتی باور نکردنی روانه شهرها می‌کنند؛ گویی سازندگان خودروهای بی‌کیفیت در این شهر زندگی نمی‌کنند و گویی از آلودگی هوا سهم کمتری به آنها می‌رسد. اما واقعیت این بحران تلخ‌تر از تصورات ماست؛ افزایش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های تنفسی و قلبی و سرطان‌ها در شهرهای بزرگ یک واقعیت تکان‌دهنده است. تنها در تهران بیش از چهار هزار و 200نفر بر اثر بیماری‌های تنفسی می‌میرند. این رقم در مشهد به بیش از سه‌هزار و 300نفر می‌رسد. اصفهان نیز با مرگ بیش از سه هزار نفر روبه‌روست. لزومی ندارد که به‌دنبال نتایج علمی یک پژوهش باشیم که ثابت کند این افزایش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌ها، ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم با آلودگی هوا دارد. فقط کافی است به آمار اورژانس کلانشهرهای کشور نگاهی بیندازیم و میزان مراجعه شهروندان هر شهر هنگام افزایش آلودگی‌هوا ‌را بررسی کنیم.

واقعیت‌های تکان دهنده

آمارهای مرگ‌ومیر بیماران تنفسی در سال89 بیانگر مرگ سالانه بیش از چهار هزار و 28نفر بر اثر بیماری‌های تنفسی در تهران است. سال گذشته این رقم افزایش‌یافت و به چهار هزار و 181نفر رسید و در شش‌ماه نخست امسال نیز با افزایش 10درصدی به دو هزار و 99نفر رسیده است. این در حالی است که در شش ماه نخست هر سال، آلودگی هوا کمتر بوده و میزان مرگ‌ومیر ناشی از آلودگی هوا کمتر تصور می‌شود. اما همین آمار شش‌ماه نخست که رشدی 10درصدی نسبت به‌مدت مشابه سال پیش داشته، بیانگر یک واقعیت تلخ است؛ در شهر تهران هر دوساعت یک شهروند به‌دلیل بیماری تنفسی می‌میرد.آمارها غیرقابل انکار است اما نسبت‌دادن این میزان مرگ‌ومیر به آلودگی هوا از نظر مسئولان وزارت بهداشت کاملا غیرعلمی است. رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی کشور چندی پیش اعلام آمار فوت بر اثر آلودگی هوا را «دروغ بزرگ» دانست. محمود خدادوست در این‌باره گفت: هیچ مرجع و دستگاهی که بتواند مرگ ناشی از تأثیر مستقیم آلودگی هوا را تشخیص دهد وجود ندارد. اما سخنان خدادوست در این‌باره بیانگر واقعیتی دیگر است. او گفت: تحقیقات نشان داده که ریه افراد سیگاری که در شمال کشور زندگی می‌کنند با ریه افراد غیرسیگاری در تهران از نظر بیماری و مصدومیت برابر است.

قاتلان آهنین

شاید گفتن این جملات تکراری باشد که دلیل اصلی آلودگی هوا خودروهایی هستند که در سطح شهر تردد می‌کنند و شاید وصف خودروها به ارابه‌های مرگ یک تصویر کلیشه‌ای باشد اما این سخن که تا چندی، فقط از زبان کارشناسان به گوش می‌رسید این روزها از زبان برخی مسئولان نیز شنیده می‌شود. ولی هیچ اقدام عملی‌ای برای مهار این مرگ‌آوران شهرهای کوچک و بزرگ صورت نگرفته است؛ نه کیفیت آنها بهتر شده و نه استانداردهای روز برای آنها به‌کار گرفته شده است. کارخانه‌های خودروساز نیز دلخوش به انحصار تولید، همچنان بر همان طبل می‌کوبند که سال‌ها کوبیده‌اند. وضعیت این روزها اما اندکی تغییر کرده است.

کیفیت سوخت عرضه‌شده در شهرها نیز بهتر نشده است و کیفیت آن این روزها کاهش چشمگیری داشته است؛ به‌عنوان مثال عضو هیأت علمی دانشگاه شریف با بیان اینکه نمونه‌‌هایی از سوخت تولیدی کشورمان برای بررسی و پایش به خارج از کشور فرستاده شده است و به‌زودی گزارشی کامل و جامع از آنالیز سوخت منتشر خواهد شد، می‌گوید: متأسفانه در این بررسی‌ها مشخص شده است که گوگرد موجود در سوخت بنزین حدود 180پی‌پی‌ام و گوگرد موجود در سوخت گازوئیل هشت‌هزارپی‌پی‌ام است. سیدوحید حسینی در این مورد معتقد است: شاه‌کلید حل معضل آلودگی هوا توسعه حمل‌ونقل عمومی است که با سرعت در تهران پیگیری می‌شود اما با حمایت‌های همه‌جانبه باید بر سرعت تحقق این مهم افزوده شود چرا که جوابگوی نیازهای ما نیست. وی همچنین می‌گوید: در بررسی‌های صورت‌گرفته مشخص شد که گوگرد موجود در سوخت بنزین حدود 180پی‌پی‌ام و گوگرد موجود در سوخت گازوئیل هشت‌هزار پی‌پی‌ام است، این در حالی است که استاندارد گوگردسوخت پاک 50پی‌پی‌ام و استاندارد گوگرد سوخت بسیار پاک 15پی‌پی‌ام است. همچنین مشخص شده است که میزان بنزن در سوخت کشور حدود دو درصد است؛ درحالی‌که براساس استاندارد باید یک درصد باشد. اما سوخت گازوئیل مصرفی شرکت واحد از وضعیت بهتری برخوردار است و کمتر از 500پی‌پی‌ام گوگرد دارد.

همه مقصرند

از سوی دیگر محمدجواد نظری، عضو فراکسیون محیط‌زیست مجلس با تأکید بر اینکه خودروها مهم‌ترین عامل آلودگی هوا در تهران هستند، می‌‌گوید: مسئولان دولتی برای کنترل آلودگی هوای تهران باید اقدامات عملی و کاربردی انجام دهند. وی از واقعیتی انکارناپذیر سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: همه ما در افزایش آلودگی هوا در پایتخت مقصریم و هرکس سهمی از این مشکلات را برگردن دارد، در این میان نیز عملکرد دستگاه‌های مرتبط با آلودگی هواغیرقابل‌قبول است و متأسفانه مسئولان هیچ‌توجهی به این موضوع نمی‌کنند و تنها هرساله در اوج روزهای آلوده اقدامات کوتاه‌مدتی انجام می‌شود.

عضو هیأت رئیسه فراکسیون محیط‌زیست مجلس ادامه می‌دهد: صنعت خودروسازی ما یکی از اساسی‌ترین علل آلودگی هوا به‌شمار می‌رود و کارخانه‌های خودروسازی ما به اسم استاندارد، خودرو و موتورهای فاقد کیفیت و به دور از استانداردهای جهانی تولید می‌کنند. به‌عنوان نمونه موتورهایی که در ایران در حال استفاده است، با مصرف بالای بنزین( 13درصد) ازجمله موتورهایی هستند که سال‌هاست در کشورهای توسعه‌یافته از رده خارج شده‌اند. اصلی‌ترین علت تشدید آلودگی هوا در تهران بی‌توجهی مسئولان دولتی است که به جای دست‌زدن به اقدامات کاربردی، وقت خود را صرف امور بی‌اهمیت می‌کنند.

مسئولان محیط‌زیست مدت‌هاست که پاسخ قانع‌کننده‌ای برای غفلت خود ندارند و دیگر حضور آنها در مجلس دردی را دوانمی‌کند و تأثیر مثبتی در کاهش آلودگی‌هوا ندارد. کاهش آلودگی هوا و مقابله با آن تنها با برنامه‌ریزی و اراده‌ای قوی و آهنین انجام‌پذیر است و در این میان دولت باید مجری اصلی طرح باشد. همچنین قطعا یکی از برنامه‌های کاهش آلودگی هوا توسعه فضای سبز و تقویت سامانه حمل‌ونقل عمومی به ویژه مترو است.

نظری درپایان معتقد است که درحال حاضر متأسفانه دولت هیچ برنامه منسجمی به‌منظور گسترش ناوگان حمل‌ونقل عمومی و توسعه فضای سبز ندارد و همین مسائل سبب می‌شود تا این روزها شاهد حجم انبوهی از آلودگی هوا در پایتخت باشیم. مدیریت کارآمد و اختصاص اعتبارات لازم سبب کاهش آلودگی هوا در کشور خواهد شد و مسئولان باید تمام اقدامات و طرح‌های خود را با برنامه‌ریزی اجرایی کنند.

آمار فوت شدگان بیماری‌های تنفسی در  دو سال گذشته

سال بیماری‌های تنفسی بیماری‌های قلبی و عروقی سرطان‌‌ها
89 4028 21905 4152
90 4181 21758 4213
شش ماه نخست 91 2099 9940 2111
کد خبر 195473

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار