علی قهرمانی: بیشترین سؤال‎های جوانان و نوجوان‎های جامعه ما درباره چه موضوعاتی است؟ آیا تا به حال پرطرفدارترین سؤال‎ها و شبهات جامعه را کنار هم چیده‌ایم تا با نگاهی نو به اوج‎گیری جدول سؤال‎ها دقت کنیم؟ آیا به این نکته توجه کرده‌ایم که میزان سؤال، میزان درگیری و دست‌کم میزان نیاز به مسئله‎ای را در جامعه می‎رساند؟

طرح - علامت سوال

همیشه با سؤال‎هایی نو در جامعه مواجه هستیم که هرازچندگاهی از دکان عطاری یکی از جریان‎های انحرافی سر برمی‎آورند و ما آنها را در طاقچه ذهن و دل پرازشور دانایی جوانانمان می‎یابیم. نکته‎ای که باید دقت شود نوع مقابله با این جریان‎ها، مدیریت صحیح و جهت‌دهی هوشمند نیازهای جامعه و به دست‌گیری نبض جریان شبهه در کشور است. کشوری که نخبگان فرهنگی آن نتوانند مدیریت کارآمد و صحیحی نسبت به رابطه میان میزان، شکل و نوع شبهات با پاسخ‎های دین و آموزه‎های دینی برقرار کنند درواقع از نظر فرهنگی مرده به‌حساب می‎آید و ریزه‎خوار فرهنگ‎های مهاجم در بقای فرهنگی جدید خود خواهد بود.پویایی فرهنگی یعنی پی‌ریزی نظام فرهنگی کارآمد، منسجم و پویا براساس و بر پایه شالوده باورهای دینی جامعه. شکل معکوس و نامتقارن این روند را استحاله فرهنگی می‎نامند. استحاله معمولا زمانی اتفاق می‎افتد که نظام دینی- فرهنگی حاکم در جامعه هدف نتواند در برابر شبهات موجود تاب بیاورد و مردم در رفع نیازهای خود، مرز و حصار دین را بشکنند و با عبور از خط قرمزهای دین در عمل، فرادینی رفتار کنند.

یادمان باشد آخرین و بدترین شکلی که قبل از کنار نهادن کلی دین در جامعه‎ای که دچار استحاله فرهنگی و دگرگونی ارزش‎ها شده، رواج می‌یابد؛ محدود شدن دین در میان دینداران به ساحت خاصی است که کارآمدی دین را از پاسخگویی به نیازها در نظام فردی- اجتماعی جامعه و در نتیجه از حضور مؤثر در معادلات اجتماعی مختل کند. مباحث ارتباط دختر و پسر، نیاز به جنس مخالف و برقراری رابطه عاطفی با غیرهمجنس از سؤال‎هایی است که فراوانی بسیاری را در میان سؤالات مربوط به فضای دین به‌خود اختصاص داده. سؤال‎های مربوط به حضرت بقیه‌الله (عج)، مبحث انتظار و وظایف منتظر، مسائل پیرامون جن و موجودات متافیزیکی، ارتباط با خدا، موسیقی، لذت و مصادیق و مسائل مربوط به مفهوم لذت، شادی، راهکارهای موفقیت و... اینها از سؤال‎هایی است که بیش از همه در سنین جوانی و نوجوانی برای فرزندان جامعه ما پیش می‎آید و خلأ پاسخ صحیح، علمی و اقناعی به‌شدت احساس می‎شود. مبحث حاضر در پی پاسخگویی به این شبهات نیست. نکته‎ای که در این مقال به آن خواهیم پرداخت شکل مقابله با این نوع شبهات و ریشه‌کن کردن مبانی شبهه است.

1 - فراوانی شبهات

مباحث لذت‎طلبی، عشق، آرامش و شادی از موضوعاتی هستند که بیشترین سؤال‎ها را در میان موضوعاتی که ذهن و دل جوانان و نوجوانان را به‌خود مشغول کرده‎اند، به‌خود اختصاص می‎دهند. گرچه هر کدام از این موضوعات در جایگاه خود خوب و مطلوبند، اما آنچه در فضای امروز جامعه شاهد آن هستیم در نقطه مقابل آن چیزی است که آموزه‎های اسلام و فطرت سلیم آدمی می‎طلبد و عقل از جامعه سالم انتظار دارد. فراوانی بسیار زیاد سؤال‎های مربوط به این موضوعات نشان از فعالیت‎های هوشمند و هدفداری است که این نیازهای فطری و غریزی را برجسته ساخته و آنها را به‌عنوان اصلی‎ترین نیاز‎های آدمی معرفی می‎کنند.با یک مرور ساده بر آموزه‎هایی که همه روزه در قالب‎های مختلف و از طریق جریان‎های نوظهور عرفانی به بازار شبهات سرازیر می‎شود موارد پیش رو را که اساس این آموزه‎هاست و مواد مشترک میان اغلب آنان، در لابه‌لای متون مختلف آموزشی این جریان‌ها خواهیم یافت.

1 - نسبی‌گرایی ارزش‎ها و در نهایت نفی اخلاق جزم‎گرا
2 - الهیات انحرافی، خدای درون، خدای شخصی و من مقدس
3 - لذت‌گرایی افراطی (تبدیل شدن لذت به هدف غایی)
4 - تساهل و تسامح، اباحی‌گری در مقام عمل و در باورهای بنیادین
5 - عبور از خط قرمز ارزش‎های اخلاقی، دامن زدن به مسائل جنسی
6 - تناسخ باوری و اعتقاد به «کار ما» به جای ایمان به معاد
7 - قدرت‌طلبی و کسب قدرت‎های فوق‎العاده به جای عبادت و بندگی
8 - تفکر گریزی و تسلیم محض بودن در برابر بزرگ فرقه و مکتب فکری
9 - تنزل حالات عرفانی و معنوی به هیجانات کاذب و دم‌دستی (عشق، آرامش، شادی و...)
10 - تبلیغ تکثرگرایی (پلورالیسم) در برابر راه مستقیم هدایت
11 - انکار غیرمستقیم و مقابله فرسایشی با ارزش‎های دینی

تفکر‌گریزی، دین ستیزی، خودبرتربینی، دوگانگی ارزش‎ها، شکاف میان نسل‎ها و قشرهای گوناگون اجتماعی و... به‌عنوان دستاوردهای ادامه فرایند حضور این معنویت‎های پوشالی در جامعه خواهد بود. ادامه روند شکاف ارزش‎های اجتماعی که به گسل اجتماعی و در نهایت به گسست میان مردم با مردم خواهد انجامید آخرین ضربه‎ای خواهد بود که در جنگ نرم و ایدئولوژیک بر پیکره جامعه‎ای وارد خواهد آمد. گرچه دشمنان خواب این مرحله را هم نخواهند دید، لیکن بی‌توجهی به عواقب وخیم حضور فعال این موریانه‎های جونده معنویت و اخلاق کار را به آن‌سو خواهد کشاند. گسست نهایی که میان مردم یک جامعه با یکدیگر خواهد بود تنها از طریق دو یا چندگانه کردن ارزش‎ها و اصول نگرش و باورهای افراد یک جامعه ممکن است و این چیزی است که این جریان‎ها به آن دامن می‎زنند.

2 - روش پلکانی ایجاد شبهه و حذف ارزش های دینی

راه ورود و نحوه نفوذ این جریان‎ها در میان اقشار جوان و مخاطبینی که در سنین هیجانی هستند بسیار راحت و با تکیه بر نیازهای فطری و غریزی ایشان اما بدون بیان محدودیت و قرار دادن حد و مرزی است. برای شاهد مثال مقوله شادی را از میان آموزه‎های پوچ عرفان‎های بدلی مرور می‎کنیم.

گام اول، تخریب جایگاه خداست و این کار را کسی مانند «والش» به راحتی انجام می‎دهد. والش سعی دارد القا کندکه «خداوند انرژی است، انرژی خالص و خام که تو حیات می‎نامی با این آگاهی ما به حقیقتی تازه می‎رسیم؛ خداوند یک فرایند است من [خدا] فرایندی هستم که توسط آن آفرینش خلق شده.»

نتیجه این پندار نسبت به خدا این است که این خدا مخلوق اندیشه آدمی است نه انسان، مخلوق خدا. والش تیر خلاصش را به مفهوم خدا در مناجاتش با خدا و مباحثی که میان او و خدا در این گفت‌وگو رد و بدل شده می‎زند؛ «می دانی هر فکری درباره من داشته باشی مرا همانگونه خواهی دید. هزاران سال است بشر براساس افکاری که از من داشته است مرا دیده است. این بزرگ‌ترین راز در مورد خداوند است. من آنگونه که تو مرا می‎پنداری بر تو ظاهر خواهم شد. خداوند همانی است که تو می‌پنداری.»

گام بعد از وحدت بخشیدن به آموزه‎های ادیان در راستای منافع، تبلیغ و ترویج پلورالیسم و باورمند‌سازی‌ جامعه مریدان به مسئله تکثرگرایی است. یکی از افرادی که در این زمینه داد سخن برآورده دالایی لاما است.

وی می‎گوید: «پنج میلیارد انسان روی کره خاکی زندگی می‎کنند و من معتقدم ما به پنج میلیارد دین مختلف نیاز داریم. به اعتقاد من هر‌انسانی باید از یک مسیر معنوی عبور کند که برای او و در نسبت با باورهایش، بهترین باشد. پس تنوع آدم‎ها، تنوع ادیان را ضروری می‎کند.» جدا از اینکه این حرف تیشه به ریشه خود و باور این حرف می‎زند که اگر این حرف درست باشد حتی نباید همین حرف را قبول کرد زیرا ما موظفیم فقط به باور خود عمل کنیم، پذیرش این کلام برای کسانی که تا این حد هوشمندانه به مسئله نگاه نمی‎کنند بیان نکاتی از سوی کسانی که از سوی جهان سلطه و رسانه‎های جهانی به‌عنوان اهل خرد معرفی می‎شوند راه را برای جبهه‌گیری با ادیان اصولی و ارزشی که به نوعی بار تکلیف را برعهده سالک می‎گذارد تا او را برای رشد و کمال آماده کند باز می‎کند.

قدم دیگر تخریب پایه و اساس ادیان و تیره و سیاه‌نمایی مذاهبی است که ریشه توحیدی دارند و از جانب خداوند نازل شده‎اند. چنین کار بزرگی نیاز به هنرمندانی چون اوشو دارد که بگویند: «همه مذاهب بر پایه دستاویزی ساختگی بناشده‎اند. همه شیوه‌ها دروغین‎اند... می‌توان دستاویزهای تازه‌ای به بار آورده و دین‌های تازه‌ای پدید آورد. دستاویزهای کهنه فرسوده می‌شوند.

دروغ‌های کهنه از رنگ‌وبو می‌افتند و به دروغ‌های نوتری نیاز خواهد بود.» وقتی خوشی و لذت، هدف غایی و نهایی وجود آدمی شد تنها یک چیز می‎تواند او را آرام کند آن هم کامجویی و لذت‌طلبی. در این منطق کامجویی بی‎حد و حصر و از هر طریق ممکن، نه‌تنها نکوهیده نیست بلکه به‌خاطر اینکه گامی است برای رسیدن به بهره‎مندی و لذت، ارزش هم می‎یابد. تنها عاملی که جلوی دست و پای فرد را می‎گیرد احساس گناه و مسئله عذاب وجدان است. اینجاست که افراد و جریان‎های دیگری دست به‌کار می‎شوند تا این سد مستحکمی که در مقابل هجمه تمام عیار فرهنگی ایستاده درهم بشکنند. زیرا اگر این سد و نیروی مقاوم درونی به‌طور کامل خرد نشود، فرد کامجو بعد از پشت سر گذاردن تمامی خط قرمزها و زیرپا نهادن تمامی اصول وقتی پای محاکمه وجدان می‎نشیند هرگز به‌خود حق نمی‎دهد که به هر دلیل و قیمتی فقط در پی لذات و منافع خود باشد. اینجاست که تمام زحمات جریان نفاق نقش برآب خواهد شد و حربه‎های بعدی کششی برای راهجو نخواهد داشت.

بعد از نسبی‌شدن ساحت دین و کاهش ضریب حساسیت نسبت به مقدسات و جایگاه بندگی و اطاعت در برابر خداوند، اوشو وظیفه ازمیان برداشتن مسئله عذاب وجدان و راحت کردن مردم در مقابله با احساس گناه در پیشگاه این دادگاه درونی را بر عهده می‎گیرد و «گناه» را ساخته و پرداخته روحانیون و طبقه مروج هر مذهب و آیینی به‌منظور تسلط برتوده‎ها می‎داند. انسان معیاری که او به‌عنوان الگو برای بشریت معرفی می‎کند به قول خودش بودای زوربا است. بودای متعالی در آیین شرقی در نگاه وی هنگامی متعالی است که مانند زوربای یونانی به شهوات مایل و غرق در شهوت‌رانی باشد.

اینها تنها بخشی از شکل مدل پلکانی عملکرد عرفان‎های بدلی آن‌هم به‌عنوان نمونه‎ای از ده‎ها هزار سخن به ظاهر زیبا و فریبنده است که دل و ذهن خالی و عطشناک فرزندان من و شما را نشانه گرفته‎اند. دقت کنید اگر این هم‎افزایی که لحظه به لحظه بر میزان و دقت هم‌راستایی آن افزوده می‎شود در میان اقشاری که کمتر بار دینی دارند و کم یا ناآشنا به معارف ناب اسلامی هستند اوج بگیرد چه بلایی بر سر این جامعه از مخاطبان خواهد آورد؟! طبیعی است که خدای چنین افرادی خدای درونی باشد و خط قرمز ارزش‎هایش زیرسؤال رفتن لذت‎های نامشروع وی. اینجاست که رو به بهشت زمینی در برابر بهشت مخلوق خدا می‎آورد و با تکیه بر یافته‎های بشری این دستاوردها را برتر از بهشت خدا می‎داند.

3 - رابطه مستقیم

برای مسئولینی که در فضای پاسخگویی به شبهات همه‌روزه با سؤال‎های گوناگون دست به گریبان هستند پوشیده نیست که گرچه سؤال‎های مربوط به فعالیت تمامی جریان‎ها و فضاهای فعالیتی آنها همواره در سبد سؤال‎های ثابت به‌چشم می‎خورد اما به فراخور میزان فعالیت، شکل عملکرد و گستره فضای آسیب، فراوانی سؤال‎ها نیز متغیر و کفه به سوی شبه عرفانی است که بتواند در فضای روز جامعه موج ایجاد کند و به اصطلاح در موج سواری گوی سبقت را از دیگر رقبا برباید. در این میان نقش رسانه‎های جمعی مانند صدا و سیما، سینما، اینترنت و نشریات ادواری به‌شدت برجسته است. معمولا به جز فضای سایبر موارد دیگر در بیشتر موارد ناآگاهانه به این مسائل دامن می‎زنند، اما فضای مجازی که هنوز انسجام خاصی در کشور ما ندارد بسیار لجام‌گسیخته و بی‎مهابا در نشر آموزه‎های این جریان‎ها نقش پررنگی دارد. شاید بتوان گفت جریانی که این رسانه مجازی و دو سویه را خوب شناخته باشد و بتواند نبض آن را داشته باشد تا حدود زیادی می‎تواند مدیریت امیال اجتماعی را در دست بگیرد. به همین مناسبت نیاز است مسئولین ذی‎ربط و عوامل دست‌اندرکار پاسخگو نیز فکری برای تسخیر این جهان مجازی بکنند.

4 - راه پیش رو

برای پاسخگویی به شبهات دینی و سؤال‎هایی که در ذهن و دل جوان‎های این مرز و بوم لانه کرده، شیوه‎های رایجی برای پاسخگویی وجود دارد که در کنار خوب بودن، کافی و در همه زمینه‎ها کارآمد نیست. نیاز به شکل‎های جدیدی برای پاسخ احساس می‌شود که شیوه پاسخ را از حالت تدافعی به شکل هجومی تغییر دهد. این هجمه در دنیای امروز به شکلی رایج و گسترده از سوی رسانه‎های جهان سلطه علیه دین مبین اسلام به خدمت گرفته شده و اگر قالبی ناکارآمد بود با بازخورد گیری‎های روزمره‎ای که همه‌روزه از سوی سردمداران زر و زور صورت می‎گیرد به‌طور قطع و یقین جای خود را به شکل دیگری می‎داد.این قالب از هجمه نرم که قالب اصلی شکل کار شبه‌عرفان‎های وارداتی و نوظهوری است که در کشور به‌ویژه در دهه‎های اخیر فعال‎تر شده‎اند می‎تواند در پاسخ به شبهاتی که به‌صورت سیستمی و فراگیر در جامعه پخش می‎شوند به خدمت گمارده شود. نیک می‎دانیم که دفاع ضعیف از دفاع نکردن بدتر است و استفاده از شیوه‎های فرسوده و ناکارآمد در پاسخگویی به شبهاتی که به‌صورت روزمره و در قالب‎هایی بسیار شیک، مدرن و جذاب ارائه می‎شوند جدا از اینکه نمی‎تواند در مسابقه نابرابر میان شبهه و پاسخ تاب و توان ایستادگی را داشته باشد، خیانتی بزرگ به دینی است که به‌روز بودن، زیبایی و کارآمدی جزو لاینفک آن است.

در شیوه جدید علاوه بر عرضه زیبایی‎های دین در مقابل شبهات، به جای گرفتن گارد دفاعی، هجمه را به بنیان شبهه آغاز می‎کنیم و با روشنگری روندی که دارد اتفاق می‎افتد و با از بین بردن اساس شبهه، راه ورود شبهات دیگر از این‌دست را ناهموار می‎کنیم. نمونه کوچکی از این شیوه در روش پلکانی ایجاد شبهه عرضه شد. تنها می‎ماند عرضه معارف ناب که این کار به‌عهده دین‌شناسان خبره‌ای است که عمری را در این راه نهاده‎اند و باید دستمان را در این مسیر بگیرند.

راه پیش رو نه فقط مسیر نقد و تحلیل علمی فرق نوکیسه‎ای است که تازه به تازه از راه می‎رسند، بلکه مسیر روشنگری و بینش بخشی به کمک تخریب پایه‎های شبهات و ارائه گنجینه انبوه معارف اسلامی در قالب‎های نوین و زیبا ست.

کد خبر 177779

برچسب‌ها