احسان ناظم بکایی: «همین‌طور که می‌بینید، یه ابرگردن کلفت داره به کشور خوش ترکیب ما نزدیک می‌شه و از چند روز دیگه شاهد بارندگی خواهیم بود.»

 آن‌هایی که پایة دیدن و شنیدن اخبار هستند، حتما تا به حال کارشناس خوش اخلاق و خوشحال هواشناسی خبر را که سعی می‌کند با کلمات و عبارات جدید، فضای رسمی و خشک خبر را بشکند، دیده‌اند.

محمد اصغری، کارشناس 36 سالة هواشناسی است که مثل خیلی از مجری‌های خبری،‌چهرة شناخته شده‌ای نیست و نهایتا او را در قالب بخش خبری دیده و شناخته‌ایم. با او دربارة هواشناسی و اخبار آن، گپ زدیم تا ببینیم چرا بعضی مواقع، ‌پیش‌بینی‌هایش غلط از آب در می‌آید و اصلا این نقشه‌ها و این حرف‌ها یعنی چی؟

  •  چی خواندید که الان هواشناس شده‌اید؟

لیسانس فیزیک گرفتم، بعدش هم فوق لیسانس هواشناسی. برخلاف چیزی که همه فکر می‌کنند و آن هم این‌که هواشناسی مربوط به علوم انسانی است، اصل هواشناسی علوم پایه است؛ فیزیک، ‌شیمی و ریاضی.

  •  چه ربطی به هم دارند؟

ببینید، پایة هواشناسی، دینامیک است و دینامیک، مادر فیزیک و مکانیک است. هواشناسی و فیزیک با هم برادرند، مثل فیزیک و ریاضی. نمی‌شود کسی فیزیک بلد نباشد ولی بگوید هواشناسی‌ام خوب است.

  •  این برادری مثلا در کجای علم هواشناسی است؟

توده هوایی که حرکت می‌کند، ارتباط با مکانیک سیالات دارد. یعنی همان بحث شاره‌ها. بخش عظیمی از فیزیک مکانیک را فیزیک سیالات تشکیل می‌دهد. قوانین نیوتن در هواشناسی مستقر است.

  •  با این توصیف، همة ابعاد هواشناسی قابل فرموله شدن است. پس این اشتباه در پیش‌بینی‌ها از کجا می‌آید؟

اشتباه در پیش‌بینی 24 ساعته، 5 درصد است،‌آن هم به خاطر ضعف علم دنیاست. این ضعف هم از گذشته‌ها بوده. استادمان می‌گفت هواشناسی مثل پارچه سفید است که یک لک سیاه اشتباه در آن خیلی به چشم می‌آید.

  •  مگر در ایران، اکثر جریان‌های هوا غربی – شرقی نیست؟ خب برای فهمیدن وضعیت تهران، زنگ بزنید قزوین و شهرهای غربی.  هر خبری آن‌جا بود، 2 ساعت بعد هم تهران همان خبر می‌شود.

نه همیشه این‌طور نیست. سیستم‌های هوایی به خصوص در تابستان از شرق به غرب است. سیل‌های تابستانی،‌عاملش سیستم‌هایی است که از شرق می‌آید. همین امروز در تهران بارندگی است، اما زنجان و قزوین این‌طور نبود. هر سیستمی برای خودش سرعت و مسیر دارد. ممکن است بچرخد سمت دریای خزر یا بپیچد سمت جنوب. باید پارامترهایی را در نظر گرفت.

  •  چه پارامترهایی؟

هم تجربی است و هم علمی. حتی اساتید دانشگاه هم بدون تجربه و کار نمی‌توانند درست پیش‌بینی کنند. کشاورزهایی هم هستند که آسمان را می‌بینند و بر اساس تجربه می‌گویند شب باران می‌آید. این از روی حواس و تجربه است، علمی نیست.

  •  اطلاعات را از کجا می‌آورید؟ الان سایت‌ها و شبکه‌های هواشناسی زیاد است. از آن ها بر می‌دارید؟

ببینید، این علم جهانی است. نمی‌شود دور هوای کشور دیوار بکشیم و بگوییم مال ماست. ما باید با تمام کشورها بده بستان اطلاعات داشته باشیم، به ویژه با همسایه‌هامان. علی‌الخصوص ترکیه که خیلی سیستم‌ها از آن‌جا می‌آید. شما یک هفته «یاهو ودر» (YAHOO WEATHER) را چک کنید. ببینید چقدر درست است. با سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی مقایسه کنید.

آن‌ها وقتی را که ما داریم، ندارند. دلشان که برای ما نسوخته. چند تا روزنامه به نقل از بی‌بی‌سی، این آمار و وضعیت را می‌زدند، اشتباه در می‌آمد و کسی هم پاسخگو نبود. اعتراض کردیم و خوشبختانه برش داشتند. اقلیم ایران، خیلی متنوع است. پس به ما اطمینان کنید.

  •  یعنی هواشناسی ما از سایت‌ها قوی‌تر است و این بده بستان‌ها هم انجام می‌شود؟

دقیقا، ولی ما این داده‌ها را می‌گیریم و بعد از آنالیز و تحلیل به یک نقشه نهایی می‌رسیم. از آن‌ها نمی‌پرسیم دمای تهران چقدر است. ما داده‌های فشاری، دما، رطوبت و باد را می‌گیریم و آن‌ها را با توجه به الگوها، تجزیه و ترکیب می‌کنیم و بعد با توجه به اقلیم منطقه، پیش‌بینی نهایی را انجام می‌دهیم.

  •  می‌گویند دماسنج شما در تابستان تو سایه و زیر کولر است و هوا را خنک‌تر نشان می‌دهد و در زمستان، بالای بخاری است که دمای هوا را گرمتر می‌گویید!

من هم شنیده‌ام که می‌گویند دما را اعلام نمی‌کنید. چون سیاسی است. هواشناسی سیاسی نمی‌شود. نمی‌شود به خاطر این‌که گاز مصرف نشود، بگوییم هوا گرم است. خود وزارت نفت هم اطلاعات را از ما می‌گیرد، نمی‌توانیم اشتباه بگوییم.

  •  پس این دماسنج‌هایتان کجاست؟

برای ساختن یک ایستگاه هواشناسی جهانی استاندارد نمی‌توانیم آن را در میدان توپخانه بنا کنیم. به شعاع چند متری نباید هیچ ساختمان و آلوده‌کننده‌ای باشد. در همین تهران، ما دو ایستگاه داریم‌؛ یکی در اقدسیه و یکی در مهرآباد.

ببینید، دمایی که ما احساس می‌کنیم، با واقعیت فرق دارد. روزی که باد می‌آید، فکر می‌کنیم سردتر است. این اشتباه است. چون آب پوستمان تبخیر می‌شود، فکر می‌کنیم هوا سردتر است. برعکس، روزهای پررطوبت، هوا گرم‌تر به نظر می‌رسد.

  •  خب این‌ها را اعلام کنید.

زمان زیادی می‌خواهد. با توجه به محدودیت زمان بخش‌های پیش‌بینی هوا، زیاد نمی‌توانیم توضیح بدهیم.

  •  برنامة جداگانه راه بیندازید، برنامة علمی هواشناسی.

خیلی دوست دارم این کار انجام شود تا شبهه‌ها برطرف شود، به خصوص در ایران که آب و هوایش متنوع است. پیشنهاد داده‌ام، باید دید چطور می‌شود.

  •  نهایت کار برای هواشناس‌ها، اجرا در تلویزیون است؟

نه، برخلاف آن‌چه دیده می‌شود، از نظر بچه‌های هواشناسی، تلویزیون یک چیز فرعی و پیش‌پا افتاده است. اصل کار ما پیش‌بینی بلند مدت مربوط به کشاورزی، نیروی هوایی، هواپیمایی و راه و ترابری است. تلویزیون بخش کوچکی است.

  •  قبلا خود مجری اخبار، سریع وضع هوا را می‌گفت. چه فرقی با الان دارد؟

از خودتان می‌پرسم، حیاتی و بابان بگویند بهتر است یا یک کارشناس با دلیل توضیح بدهد؟

  •  کارشناس! اما می‌گویند این خبر هواشناسی، کپی خارجی‌هاست.

بله، چیزهای خوب را باید الگوبرداری کرد. ما نباید عقب بیفتیم. خود من سعی می‌کنم  تا آن‌جا که با جامعه تعارض نداشته باشد، از آن‌ها الگو بگیرم.   

  •  لابد نقشه‌هایمان هم کپی از آن‌هاست؟

نه، این‌ها نقشه‌های ماست. شاید شبیه آن‌ها باشد، ‌ولی این تشابه را جریانات هوا مشخص می‌کند. هر مدل پیش‌بینی، نقشه خاصی دارد.

  •  شما چطور مجری هواشناسی شدید؟

تست گرفتند؛ صدا، اجرا و کار با پردة آبی. بعد آن‌ها را به کسانی که وارد بودند نشان دادند. افراد برگزیده شده بعد از چند روز تمرین،  می‌روند روی آنتن.

  •  این کلمات «کشور خوش ترکیب» و «ابر گردن کلفت» را چطور گفتید؟ آن هم در فضای جدی و سنگین خبر.

فی‌البداهه بود. بچه‌های باتجربة تلویزیون هم کمک کردند مثل حیاتی، بابان، حسین‌زاده و خانم اصغری. یک چیزی را هم بگویم، همکارهای قبلی هواشناس خانم بودند. آن‌ها محدودیت داشتند و نمی‌توانستند کلماتی مثل ابر گردن کلفت را بگویند،‌چون مناسب آن‌ها نبود.

  •  عکس‌العمل‌ها چطور بود؟

مردم این حرف‌ها را خوب درک می‌کنند، ضمن این‌که برخوردها سلیقه‌ای است. یک سری تشویق می‌کنند و یک سری می‌گویند خیلی سبک بودی. به هر حال، ‌مردم با این کارها جذب می‌شوند و گوش‌شان تیز می‌شود.

  •  خودتان چه حسی دارید وقتی کلمات محاوره‌ای را در فضای سنگین خبر می‌گویید؟

«کشور خوش ترکیب» یک چیز ملی است. من را بر فرض محال اخراج هم بکنند، پشیمان نمی‌شوم. من پنج هزار بار نام ابوموسی را برده‌ام. هر بار که نامش را می‌برم، هنوز موهایم سیخ می‌شود. چون اعتقاد دارم و به خوشامد بقیه کاری ندارم.

  •  این تعمد روی نام جزایر و خلیج فارس برای چیست؟

با تبلیغات سنگین کشورهای عربی، روزی یک بار نام بردن از این‌ها در تلویزیون حداقل کاری است که می‌شود کرد. همه هم موافق‌اند.

  •  ایده جدیدی هم در ذهن‌تان هست که فردا که جلوی دوربین می‌روید بگویید.

من شخصا هر دفعه که می‌روم، فکر می‌کنم بار اولم است. می‌خواهم چیز جدید رو کنم. این‌قدر هواشناسی تنوع دارد که همیشه نو است. من خیلی به هواشناسی علاقه دارم.

فیلم هواشناس (The Weather Man) محصول سال 2005 . نیکلاس کیج در این فیلم یک هواشناس است که بعضی مواقع پیش‌بینی‌هایش غلط از آب درمی‌آید و مردم به اوتخم مرغ و گوجه‌فرنگی پرت می‌کنند. او به خاطر کارش مشکلات خانوادگی زیادی دارد. این فیلم چند هفته قبل از سینما یک پخش شد.

  •  کجای هواشناسی، جذاب است؟ این علاقه شما را نمی‌فهمم.

برخلاف زندگی شهری که هواشناسی و اخبار آن برایشان فقط یک خبر تفریحی  است، برای کشاورزها، مهم‌ترین بخش خبر، خبر هواشناسی است؛ به خصوص دیم کارها. آن‌ها به ما نیاز دارند و برآورده کردن این نیاز، لذت دارد.

  •  لابد از این‌که چند ساعت بعد می‌بینید پیش‌بینی‌هایتان دارد عملی می‌شود، کلی کیف می‌کنید.

لذت می‌برم. می‌خواهم ببینم چقدر اشتباه در کار بوده و کدام پارامتر را مدنظر قرار نداده‌ایم که این‌طور شده.

  •  شده به خاطر پیش‌بینی غلط، تخم‌مرغی چیزی به‌تان پرت کنند مثل نیکلاس کیج در فیلم «هواشناس»؟
     

نه، به طرف من چیزی پرت نکرده‌اند. زندگی من مثل نیکلاس کیج نیست. با این‌که او هواشناس واقعی نبود، اما خوب از پس نقش برآمده بود و توقع هر برخوردی را داشت. به هر حال، دید مردم نسبت به هواشناسی، اغلب یک دید با سابقة بد و اشتباه است.

  •  چون اشتباه هواشناسی، قابل لاپوشانی نیست.

دقیقا. ما حساب کردیم در 365 روز ، 10 روز اشتباه داشته‌ایم. این درصد کم است اما ماجرا همان ماجرای لکه سیاه و پارچه سفید است. همه جای دنیا هم همین است. در فیلم هواشناس که محصول سال 2005 است، دیدیم که اشتباه کیج باعث می‌شود به او تخم‌مرغ و بستنی پرت کنند.

  •  زندگی‌تان که شبیه کیج در هواشناس نشده؟

نه، من دو تا دختر 8 و 10 ساله دارم که کانال‌های دیگر را به دیدن من ترجیح می‌دهند. اگر بگویم برف می‌آید و نیاید، در مدرسه به بچه‌هایم می‌گویند بابات گفت برف می‌آید، ما می‌خواستیم آدم برفی درست کنیم و مدرسه تعطیل شود. چرا نشد؟

  •  زمان خبر هواشناسی در هر بخش خبر چقدر است؟

کمتر از 2 دقیقه . کافی نیست ولی کارگردان و عوامل، من را قانع کرده‌اند.

  •  چقدر کافی‌ است؟

بستگی به شرایط جوی دارد. در وضع هوایی بد که امکان سیل و بهمن هست و پای جان انسان‌ها به وسط می‌آید، 5 دقیقه هم کافی نیست. ولی در مواقع عادی، زمان کم هم کافی است.

  •  ایده‌آل‌تان چیست؟

باید کارهای گرافیکی را بالاتر ببریم. اگر به اروپا نمی‌رسیم، به عرب‌ها برسیم. خبر هواشناسی به‌خصوص در خبر 21، خیلی تکراری شده. ایده‌آل‌ من، چیزی در حد خبر هواشناسی بی.بی.سی است. به نظرم هر استان باید یک مجری داشته باشد، چون هر استان به اقلیم خودش آشناتر است و پیش‌بینی دقیق‌‌تر می‌شود.

  •  ما نباید برای هواشناسی، استودیوی جدا داشته باشیم؟

چرا و باید حداقل هر 6 ماه، دکورش را عوض کرد تا جذاب باشد.

  •  فاصله مناسب بین خبرهای هواشناسی چقدر باید باشد؟

5 ساعت، همراه با تنوع.  در فصل‌های بارش، این فاصله باید کمتر باشد.

  •  بیشترین فشار به شما کی وارد می‌شود؟

در بهار، پیش‌بینی بلندمدت امکان ندارد. مردم به دلیل سفر و کشاورزها برای محصولاتشان نگران‌اند. پاییز هم همین‌طور است. هر چند، چند سال پیش وسط مرداد، گفتند در شمال شرق هوا مناسب نیست. مانده بودیم اخطاریه بدهیم یا نه؛ ندادیم و سیل آمد.

  •  مردم، این اتفاقات را که از چشم شما نمی‌بینند؟

نه، شده از پیش‌بینی‌هایمان خوشحال بشوند. مثلا کشاورزهای جنوبی، وقتی پیش‌بینی بارندگی درست از آب درمی‌آید، خوشحال می‌شوند و تماس می‌گیرند. البته بوده چند تایی هم به شوخی گفته‌اند آخر هفته عروسی داریم، یک کاری کن هوا خوب باشد!

واژه‌ها از تغییر فصل می‌گویند

کارشناس‌های هواشناسی، لابه‌لای حرف‌هایشان، کلمات و اصطلاحات خاصی را به‌کار می‌برند. در این‌جا خیلی کوتاه، چندتا از آن‌ها را توضیح می‌دهیم تا از این به بعد، بعد از شنیدن خبر هواشناسی گیج نزنیم.

توده هوا: مقدار زیادی از هواست که در یک‌جا ثابت بماند و خاصیت‌های فیزیکی مثل دما و رطوبت آن‌جا را پیدا کند. این توده، صدها کیلومتر مربع وسعت دارد و با گردش هوا حرکت می‌‌کند.

جبهه گرم: وقتی به‌وجود می‌آید که هوای گرم به تدریج جای هوای سرد را بگیرد. این جبهه، ابر ضخیمی دارد و همراه با بارندگی و مه است. در نقشه‌ها با خط قرمز مشخص می‌شود.
جبهه سرد: وقتی که هوای سرد کم‌کم جای هوای گرم را بگیرد، این جبهه باعث رگبار می‌شود و با خط آبی در نقشه مشخص می‌شود.

لایه‌های میانی جو: لایه‌هایی که ابرهای باران‌زا در آن درست می‌شوند.

توده پرفشار: وقتی است که حرکت جریانات جوی، یک تودة هوا را فشرده می‌کند. این توده از توده‌های اطرافش فشار بیشتری دارد.

بستگی به منطقه دارد، پرفشار در شمال باعث بارندگی ممتد می‌شود اما در تهران و فلات ایران باعث پایداری و بالا رفتن غلظت آلاینده‌ها می‌شود.پرفشار هوا را سرد می‌کند.

تودة کم‌فشار: برعکس تودة پرفشار هوا را گرم می‌کند.

کم‌فشار هم باعث ناپایداری می‌شود. اگر ناپایداری با رطوبت کافی باشد بارندگی داریم. اگر رطوبت کافی نباشد، فقط باد می‌آید.

هوای ساکن: تودة هوای بدون حرکت. این توده بنابر قانون اول نیوتن، تمایل به حفظ حالت قبلی دارد.

ناوه: موج ناپایداری است که باعث تشکیل ابر در لایه میانی می‌شود.

پشته: برعکس ناوه، باعث می‌شود هوا پایدار شود و در لایه‌میانی، دما بالاتر برود.

ریزش هوای سرد: وقتی یک تودة پرفشار به دریای خزر برسد، باعث کاهش شدید دما و بارندگی‌های شدید می‌شود.

مونسون: توده‌ای که در تابستان از جنوب شرقی وارد ایران می‌شود و باعث بارندگی در شرق می‌شود.

فون (گرم‌باد): حالتی است که سیستم پرفشار روی مرکز فلات ایران ایجاد می‌شود و سیستم کم‌فشار روی دریای خزر؛ این اتفاق باعث می‌شود تا در لایه‌های جو، پشته ایجاد شود و دمای هوا در ساحل خزر بالاتر برود. این شرایط در زمستان ایجاد می‌شود و دمای رشت و انزلی را تا 40 درجه بالا می‌برد. این باعث آتش‌سوزی جنگل‌ها می‌شود، چون قطرات آب مثل عدسی عمل می‌کنند و آتش می‌زنند.

کد خبر 17613

دیدگاه خوانندگان