ترجمه محمد علی توحید: برگزاری بازی‌های72 کشور مشترک‌المنافع در هند موجب شد تا برخی رسانه‌ها، این کشور را برای میزبانی این بازی‌ها ناتوان دانسته و در این زمینه هند را با چین و برگزاری بازی‌های المپیک سال 2008 مقایسه ‌کنند.

اقتصاد - هند

در این زمینه عنوان‌هایی به کار می‌رود که برخی تمسخرآمیز بوده و در برخی از رسانه‌ها حتی توهین‌آمیز است. این عنوان‌ها خوانندگان را دچار ابهام می‌کند. اما آیا این واکنش‌ها درست است؟خیابان‌های آلوده، بناهای ناموزون، نگرانی از ناتوانی در حفظ امنیت و بسیاری از نمونه‌های دیگر. این روزها عده‌ای یاد‌‌آوری می‌کنند که یک رویداد بزرگ جهانی مانند بازی‌های کشورهای مشترک‌المنافع نیاز به ساخت استادیوم‌های باشکوه و عظیم و فراهم کردن امکاناتی از جمله وسایل حمل‌ونقلی دارد که امکان عبور و مرور جمعیت انبوه را فراهم کند. در سال‌جاری پیش بینی می‌شود که رشد اقتصادی هند 8/5 درصد باشد. برخی کارشناسان پیش بینی می‌کنند که تا سال 2013 این کشور چین را پشت سر خواهد گذاشت، البته اگر این مسئله زودتر رخ ‌ندهد.در این پیش‌بینی‌ها رشد سریع‌تر هند نیز در میان کشورهای بزرگ در 25 سال آینده مطرح می‌شود. این رشد اقتصادی در کشوری با 1/2 میلیارد نفر جمعیت بسیار مسحور‌کننده است.

2 دلیل برای پشت سر گذاشتن اقتصاد چین توسط هند ارائه می‌شود. نخست ترکیب جمعیتی است. نیروی کار چین در مدت کوتاهی پیر می‌شود. این به‌دلیل سیاست یک کودک در هر خانواده است. جمعیت جوان چین رو به کاهش است. هیچ دولتی در هند نمی‌تواند با این سیاست کنار بیاید. ایندیراگاندی نخست وزیر وقت هند در سال 1970 طرح مشابهی را برای کنترل جمعیت اجرا کرد و با اعلام حالت فوق‌العاده، برنامه اجباری عقیم‌سازی را اجرایی کرد ولی با مخالفت‌های جدی مواجه شد و دمکراسی همه چیز را معکوس کرد و سیاست کنترل اجباری جمعیت اجرا نشد. هند امروز به نیروی کار جوان و رو‌به رشد خود مفتخر است. اقتصاد هند در مقابل چین از این مزیت جمعیتی بهره می‌برد که اقتصاد بسیاری از کشورهای آسیایی را تغذیه می‌کند.

عامل دومی که امید به رشد و پشت سرگذاشتن چین را تایید می‌کند دمکراسی هند است. این تفکر که دمکراسی در کشورهای فقیر توسعه را کند می‌کند در این روزها خریداران زیادی پیداکرده است. بدون شک این مسئله زیان‌های خود را دارد. دولت‌های منتخب مجبورند به خواسته گروه‌های خاص و گروه‌های ذی‌نفع تن بدهند. حتی طرح‌های بسیار با اهمیت و ضروری مورد انتقاد واقع و با تاخیر اجرایی می‌شوند. چین این مشکلات را ندارد. زمانی که تکنوکرات‌های چینی تصمیم می‌گیرند یک سد بسازند، جاده‌ای را هموار کنند و روستایی را به جای دیگری منتقل کنند، سد ساخته می‌شود، جاده به سوی مقصد هموار می‌شود و روستا محو می‌گردد. ممکن است برای انتقال روستا برخی کمک‌ها برای جمعیت ساکن در نظر گرفته شود ولی اجازه داده نمی‌شود که جمعیت در مقابل ماشین توسعه بایستد. مقامات چینی تصمیم‌های عاقلانه می‌گیرند و منافع درازمدت و عادلانه برای رفع نیازهای همه شهروندان را در نظر می‌گیرند.

این سیاست موجب شده که رشد سریع و پایداری محقق شود و جمعیت کثیری از فقر نجات یابند؛ معجزه‌ای که افراد بسیاری را بر آن داشته که از این شیوه در چین حمایت کنند و آن را مفید بدانند. شاید یک دولت مقتدر متمرکز در هند به برگزاری مراسم منظم و بازی‌های هماهنگ کشورهای مشترک‌المنافع کمک کند اما مسائلی هم هست که از بازی بدمینتون و ژیمناستیک مهم‌تر است. ممکن است دولت هند ضعیف باشد اما بخش خصوصی در این کشور قوی است. اقتصاد هند توسط بخش خصوصی و کارآفرینانی به حرکت در می‌آید که با تعصب در حال کارند. از سال 1990 با لغو برخی قوانین، سهم هند از تجارت جهانی افزایش یافت و فعالیت‌اقتصادی در این کشور با شتاب رشد کرد.

این سیاست موجب شد امروز این کشور به خیل عظیم شرکت‌های کوچک و موفقی که در میان‌ آنها شرکت‌هایی در سطح رقبای جهانی هستند دست یابد؛ شرکت‌هایی که روسای دانش‌آموخته آنها با نخبگان جهان ارتباط و مراوده کار آمدی دارند. این شرکت‌ها در مقایسه با همتایان چینی خود اتکای کمتری به کمک‌های دولت دارند و اغلب خلاق‌ترند. آنها در عرضه خودروی 2 هزار دلاری پیشگام بودند و دستگاه ضربان قلب جدید و روش‌های منحصر به‌فردی که مدیریت را در مقابل مشتری پاسخگو می‌نماید ارائه کردند. ایده‌ها و اندیشه‌ها به راحتی در فضای هند پر می‌گیرند در حالی که در فرهنگ سانسور و نهان‌کاری چین این مسئله غایب است.

باید استفاده غیر قانونی از تولیدات علمی را به این شرایط افزود: صنایع دانش بنیان مانند نرم افزار جامعه هند را بیشتر از کشور بسته چین می‌پسندند. علاوه براین سرمایه‌داری فردگرایانه هند تنومند‌تر از چین دولت گراست. شرکت‌های چینی به مدیریت دانا مفتخرند اما مدیران بد در چین درصورت عملکرد غلط بیش از هند خسارت به بار می‌آورند چون قدرت فراوانی دارند.
امروز هند با مشکلاتی دردناک هم روبه‌روست؛ جاده‌ها بی‌رحم هستند و حمل‌ونقل خفت بار است. بسیاری از کارآفرینان فعال این کشور وقت گرانبهای خویش را در گره ترافیک خیابان‌ها می‌گذرانند و شرکت‌های آنان لنگ لنگان همه زیربناهای مورد نیاز خویش را خود بنا می‌کنند. تامین ژنراتور برق اضطراری، طرح تامین آب، ایجاد خط حمل‌ونقل خاص برای انتقال کارکنان را هم باید به این موارد افزود. تهدید دیگر این است که ساختار جمعیتی هند اگر نیروی کار قابلی نداشته باشند به کار نخواهد آمد. ساختار آموزشی در هند با روند توسعه ایجاد مدارس خصوصی ارزان قیمت برای دانش آموزان فقیر روبه بهبود است و البته هند هنوز در این زمینه از چین عقب‌تر است.

دولت هند کمک به حل معضل تامین نیازهای زیربنایی کارآفرینان را درک کرده است و شرایط برای فراهم کردن سرمایه‌های لازم را تامین کرده است. اما این فرایند طولانی و مبتلا به فساد است. بسیار دشوار است که این معضلات را دقیق ارزیابی کرد اما برخی ناظران بر این باورند که چین با روش خشن و بی‌رحمانه ازجمله سلاح مرگ موفق‌تر بوده است.اگر شرکت‌های متقاضی سرمایه‌گذاری میان انتخاب هند و چین مجبور باشند خیلی از آنان چین را بر‌خواهند گزید. بازار چین بزرگ‌تر است، طرف شدن با دولت راحت‌تر است اما در شرایطی که اقتصاد جهان دانش بنیان می‌شود فرصت‌ها برای هند افزایش می‌یابد. این موضوعی است که در هنگام گرفتار شدن در گره‌ ترافیک هند می‌توان در مورد آن تعمق کرد.

اکونومیست

کد خبر 119043

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار