به گزارش همشهری آنلاین، این چراغ دانایی «آبش خاتون یا اَبِش خاتون» بود؛ نخستین زن فرمانروای شیراز و زنی مقتدر، زیرک و از برجستهترین چهرههای کمتر شناختهشده تاریخ ایران که توانست با سیاستی سنجیده و رویکردی مبتنی بر مدارا، شیراز را از نابودی و ویرانی همهجانبه مصون نگاه دارد.
داستان آبش خاتون در میان گردباد کشمکشهای سیاسی آغاز شد. او دختر سعد بن ابیبکر و ترکان خاتون بود. در سال ۶۶۱ قمری، وقتی سلجوقشاه سلغری زمام حکومت شیراز را به دست گرفت، خشم هلاکوخان مغول را برانگیخت. سپاهیان مغول برای سرکوب او گسیل شدند و سلجوقشاه پس از پنج ماه حکومت ناچار به فرار شد و در نهایت، در سال ۶۶۲ قمری، در کنار دژ سپید ممسنی به دست مغولان به قتل رسید. با مرگ سلجوقشاه، فقط بازماندگان دودمان سلغریان، آبش خاتون و خواهرش سلغم بودند. مردم شیراز که شیفته تدبیر و تبار او بودند، آبش خاتون را به اتابکی خویش برگزیدند؛ زنی که پیش از آن به نامزدی منگو تیمور، پسر هلاکوخان، درآمده بود.

در سال ۶۶۳ قمری، آبش خاتون برای پیوستن به منگو تیمور شیراز را ترک کرد. این رویداد، اگرچه نقطه پایانی بر حکومت مستقل اتابکان سلغری بود، اما سرآغاز فصل نوینی از دیپلماسی هوشمندانه شد. مهریه او بخشش خراج شیراز تعیین شد و فارس رسما به قلمرو ایلخانان پیوست. پس از درگذشت هلاکوخان، جانشین او اباقاخان، سلطنت فارس را به صورت اسمی در دست آبش خاتون باقی گذاشت؛ هرچند زمام امور مالی و نظامی در اختیار گماشتگان ایلخانی بود. با این حال، تدبیر آبش خاتون در ایجاد تعادل میان فرهنگ دیرینه ایرانی فارس و اقتضائات حکومت مغولان باعث شد که ارزشهای دینی و فرهنگی این دیار پابرجا بماند. دوره حکومت او را میتوان از زمانهای کلیدی ثبات سیاسی و رشد اقتصادی در فارس دانست. در این دوران، شیراز به همت او نهتنها ایستادگی کرد، بلکه در مسیر رونق، آبادانی و حفظ جایگاه والای اجتماعی خود گام برداشت.
آبش خاتون روحیهای شجاعانه برای حفظ استقلال نیمبند جنوب داشت. یکی از وقایع مهم دوران او، پیروزی بر حاکم «قلهات» (بزرگترین جزیره در دریای عمان) بود. تلاشهای او برای احیای اقتدار خاندان سلغری در زمان ارغونخان به اوج رسید. در سال ۶۸۳ قمری، ارغون، سید عمادالدین ابویعلی را برای اداره فارس منصوب کرد، اما هواداران وفادار آبش خاتون با او به مقابله پرداختند، او را به قتل رساندند و پیکرش را در گودالی انداختند. همزمان، آبش خاتون استحکاماتی بینظیر در جزیره کیش ایجاد کرد تا در صورت بروز خطر، مقر فرمانروایی خود را به آنجا منتقل کند. با رسیدن خبر کشتهشدن نماینده ارغون به تبریز، ایلخان مغول هیچ عذری را نپذیرفت و دستور داد آبش خاتون و اطرافیانش را به تبریز بفرستند. در آنجا، اگرچه اطرافیانش مجازات شدند، اما آبش خاتون به سبب پایگاه والایش بهعنوان عروس هلاکوخان، از محاکمه و مجازات جان سالم به در برد.
سرانجام، پس از ۲۲ تا ۲۳ سال حضور اثرگذار در عرصه قدرت و تحمل فشارهای سنگین سیاسی، آبش خاتون در اثر بیماری و اندوه فراوان، در سال ۶۸۵ قمری، در محله چرنداب تبریز (ییلاق اردوی مغولان) چشم از جهان بست. پیکر او را بنا به رسم و سنت مغولان، همراه با ظروفی سیمین و زرین پر از باده، در همانجا به خاک سپردند. اما این پایان ماجرا نبود؛ مدتی بعد، دختر وفادارش پیکر مادر را از تبریز به شیراز منتقل کرد تا در رباط آبش، بنایی که خود آبش خاتون آن را بنیاد نهاده بود، آرام گیرد.
امروزه، بقایای این بنای تاریخی بهصورت سازهای آجری، برجمانند و نیمهویران در بیرون دروازه قصابخانه شیراز (فلکه خاتون، در کنار پل دفاع مقدس) خودنمایی میکند. این بنا در ۱۵ دیماه سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
نظر شما