همشهری آنلاین_فاطمه عسگرینیا: آیا فقط کافی است برای هر کلاس یک نفر سر کلاس بایستد یا تخصص، تجربه و کیفیت آموزش هم باید در این معادله دیده شود؟ محمد داوری، فعال حوزه آموزش در گفتوگو با روزنامه همشهری معتقد است آموزشوپرورش از سالها قبل میتوانسته با توجه به تعداد دانشآموزان، بازنشستگی معلمان و نیاز مناطق مختلف، نیاز نیروی انسانی خود را دقیقتر پیشبینی کند؛ اما مسئله مهمتر از تعداد معلم، شیوه جبران این کمبود است.
آموزشوپرورش چقدر میتواند از قبل کمبود معلم را پیشبینی کند؟
طبیعیترین و ابتداییترین بخش مدیریت یک مجموعه این است که بتواند نیروی انسانی مورد نیازش را پیشبینی کند. در آموزشوپرورش خیلی از متغیرها از قبل مشخص است؛ میدانیم چه تعداد معلم بازنشسته میشوند، تعداد دانشآموزان مشخص است، تعداد کلاسها و مناطق آموزشی مشخص است و میشود پیشبینی کرد چه تعداد نیرو از سیستم خارج میشوند، در چه رشتههایی نیاز داریم و کدام مناطق با کمبود مواجه خواهند شد. بنابراین باید از قبل برای این موضوع تدبیر داشت و نیروی مورد نیاز را جذب کرد. مسئله فقط این نیست که امسال چندهزار معلم کم داریم؛ بحث اصلی این است که چرا یک برنامه پایدار برای تأمین نیروی انسانی نداریم که هر سال با چنین مسئلهای روبهرو نشویم؟
اما وزارت آموزشوپرورش معمولا اعلام میکند با استفاده از ظرفیتهای موجود اجازه نمیدهد کلاسی بدون معلم بماند. این مسئله را چطور میبینید؟
اینجا باید بین پرکردن کلاس و تأمین معلم تفاوت قائل شویم. متأسفانه بهنظر میرسد نگاه حداقلی وجود دارد؛ یعنی هدف این است که گفته شود کمبود جبران شد و هیچ کلاسی بدون معلم نماند. اما زیر این آمار ممکن است اتفاق دیگری بیفتد و آن، کاهش کیفیت آموزش باشد. مثلا یکی از راهکارها افزایش تراکم کلاس است. اگر یک مدرسه بهجای ۵کلاس، ۴کلاس تشکیل دهد و تعداد دانشآموزان کلاسها را به ۳۰، ۳۵ یا حتی ۴۰نفر برساند، نمیتوان گفت مشکل کمبود معلم به شکل مطلوب حل شده است. این صرفاً یکی از روشهای پرکردن کلاسهاست.
سربازمعلمها هم یکی از روشهای جبران کمبود نیرو هستند. درباره این شیوه چه نظری دارید؟
سربازمعلمی یکی از راهکارهایی است که درباره کیفیت آن باید جدیتر صحبت شود. سن سربازی سنی است که یک نوجوان یا کودک میتواند خیلی راحت با فردی که مقابلش ایستاده ارتباط بگیرد و از او تأثیر بپذیرد. بنابراین نمیتوان صرفاً به این نگاه کرد که یک نیروی انسانی آمده و کلاس را پوشش داده است. باید ببینیم این فرد چقدر برای معلمی آموزش دیده، چقدر تجربه دارد و چه میزان آمادگی عاطفی و اجتماعی برای کار با دانشآموز دارد. متأسفانه درباره پیامدها و بازخورد عملکرد این شیوه آنطور که باید گزارش و ارزیابی جدی نمیبینیم.
استفاده از معلمان بازنشسته چطور؟ این راهکار میتواند بخشی از مشکل را حل کند؟
استفاده از بازنشستهها اگر با برنامه باشد، میتواند بخشی از نیاز را پوشش دهد؛ بهخصوص افرادی که تجربه و توانایی تدریس دارند. اما نباید این موضوع تبدیل به راهحل دائمی کمبود معلم شود. اگر سیستم درست طراحی شده باشد، معلمان بازنشسته میتوانند در کنار نیروهای جوان، بیشتر نقش نیروی پشتیبان و انتقالدهنده تجربه را داشته باشند، نه اینکه هر سال منتظر بازنشستهها باشیم تا کلاسها را پر کنیم.
یکی از راهکارهای دیگر، جذب نیرو از طریق ماده۲۸ است. این روش را چطور ارزیابی میکنید؟
جذب ماده۲۸ از این جهت قابل توجه است که فارغالتحصیلان دانشگاههای دیگر هم میتوانند وارد آموزشوپرورش شوند، اما مسئله اصلی دوره آمادهسازی آنهاست. کسی که ۴ سال در دانشگاه دیگری درس خوانده، لزوماً برای معلمی آماده نیست. باید یکدوره جدی تربیت معلم برای او درنظر گرفته شود.
اگر این آموزش فقط به چند جلسه محدود شود، نمیتوان انتظار داشت فرد با همان آمادگی یکدانشجومعلم چهارساله وارد کلاس شود.
پس از نظر شما کدام مسیر برای تأمین معلم کیفیت بیشتری دارد؟
اگر بخواهیم از منظر کیفیت نگاه کنیم، دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مسیر قابل دفاعتری هستند؛ چون فرد ۴ سال در فضای تربیت معلم قرار دارد، درسهای مرتبط را میخواند و با فضای مدرسه و حرفه معلمی آشنا میشود.
مسئله این است که ظرفیت این دانشگاهها محدود است و وقتی تعداد ورودیها پاسخگوی نیاز آموزشوپرورش نباشد، وزارتخانه مجبور میشود سراغ راهکارهای جایگزین برود.
نظر شما