همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: نام تنها مجرای ورودی آب از سد کرخه به تالاب بینالمللی هورالعظیم «حوضچه شماره یک» است، چندی پیش سازمان حفاظت محیط زیست بعد از ۴ سال کلنجار رفتن با ارزیابی زیست محیطی پروژهی «توسعه میدان نفتی سهراب»، با کوتاه آمدن از بخشی از استانداردها و سختگیریهای اولیه، اجازه داد این پروژه در حوضچه شماره یک شروع به کار کند. اما اجازه سازمان تنها بخشی از ماجراست.
توسعه میدان نفتی سهراب در هورالعظیم سالهاست به محل اختلاف و نگرانی فعالان محیط زیست، جامعه محلی و کارشناسان اجتماعی تبدیل شده است این در حالی است که هنوز درباره سهم عوامل مختلف در بحرانهای تالاب پاسخ روشنی وجود ندارد؛ از کاهش و ناپایداری حقابه و توسعه کشاورزی در بالادست کرخه تا کشتهای غیرقانونی، فعالیت کشتوصنعتهای نیشکر و توسعه نفتی.
مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاستجمهوری ششمین برنامه از سلسله نشستهای «گفتوگوی مسئلهمحور با جامعه مدنی» را به هورالعظیم اختصاص داد که منتقدان در تشکلهای زیست محیطی و مدافعان در بخش دولتی نظرات خود را مستقیم به هم توضیح دهند.
فعالان محیط زیست که عمدتا ساکن در استان خوزستان- محل قرارگیری تالاب بودند، تاکید کردند که تصمیمگیری درباره سهراب نمیتواند صرفا بر مبنای مجوز زیستمحیطی یا میزان نفت قابل استحصال انجام شود و باید ظرفیت اکولوژیک باقیمانده هورالعظیم، اثرات تجمعی فعالیتهای نفتی، آب و حقابه، معیشت جوامع محلی و پیامدهای اجتماعی و بهداشتی نیز در آن لحاظ شود.
تقسیم هورالعظیم به ۵ حوضچه، دستکم به زمانی بر میگردد که ایران درگیر جنگ با عراق بود. جادههای امام رضا، شطعلی، همت و سیدالشهدا عملا دسترسی به بخشهای مختلف تالاب را برای عملیاتهای نظامی فراهم میکرد اما با تمام شدن جنگ این تقسیمبندی با احداث جادهها، دایکها و زیرساختهای نفتی تثبیت شد و حوضچهها برای استحصال نفت خشکانده شد. البته وزارت نفت مدعی است اگر آب باشد دایکهای دور دکلهای نفتی اصلا مانع ورود و جریان آب نیست ولی بین فعالان محیط زیست و ساکنان شهرها و روستاهای اطراف تالاب حکایت کاملا برعکس است. از سوی دیگر هر ساله در فصول گرم سال پوست گاومیشهای خوزستانی که زیر باران آتشی که از آسمان این منطقه میبارد، خشک و زخمی میشود و خبر از ندادن حقابه از بالادست میدهد. زندگی بسیاری از ساکنان روستاها و شهرهای خورستان به «جریان دائمی آب» بستگی دارد و این خود معنای واقعی «حقابه» است. وزارت نیرو نیز مدعی است، آب وجود داشته باشد حتما محیط زیست اولویت دوم است.
حوضچه شماره یک آخرین سنگر حفاظت از تالاب است که در آن فقط دو چاه اکتشافی حفر شده است، ورودی اصلی آب به تالاب است و عمق به نسبت خوبی نسبت به حوضچههای دو، سه، چهار و پنج دارد. هرگونه تصمیمی که برای این بخش از تالاب گرفته شود، سرنوشت تالاب هورالعظیم از بازماندههای میانرودان باستانی را تعیین خواهد کرد.

غیردولتیها چه میگویند؟
پایش بدون دسترسی، پایش نیست
شبنم قنواتیزاده، عضو هیاتمدیره انجمن دیدهبان جلگه سبز خوزستان، در این نشست به عنوان اولین سخنران میگوید: ارزیابی پروژه سهراب نباید صرفا به بررسی شروط زیستمحیطی یک مجوز محدود شود و باید ظرفیت اکولوژیک باقیمانده تالاب و اثرات تجمعی فشارهای گذشته و جدید بررسی شود. کاهش و ناپایداری حقابه، مدیریت منابع آب در حوزه کرخه، توسعه کشاورزی، خشکسالی و تغییر اقلیم، آتشسوزی، قطعهقطعه شدن تالاب، جادهسازی، فعالیتهای نفتی، حفاری، خطوط انتقال، تردد، آلودگی و پسماند، مجموعهای از فشارهایی هستند که به گفته او باید همزمان دیده شوند.
او همچنین بر ضرورت نظارت واقعی بر فعالیتهای نفتی تاکید دارد و میگوید: در شرایطی که حتی رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهرستان هویزه با محدودیت ورود به برخی مناطق تالابی مواجه است، و نیروهای مرزبانی فقط به کارمندان وزارت نفت اجازه تردد میدهند، نظارت مستقل چگونه میتواند تضمین شود؟
قنواتیزاده صریح میگوید: «پایش بدون دسترسی، پایش نیست.» او خواستار دسترسی آزاد، مستمر و مستقل سازمان حفاظت محیطزیست و کارشناسان مورد تایید آن به محدوده پروژه، امکان نمونهبرداری و بررسی میدانی و امکان ثبت تخلف و توقف فعالیت در صورت وقوع تخلف شده است.
قنواتیزاده همچنین تعیین تکلیف خسارتهای ناشی از فعالیتهای نفتی گذشته و تامین منابع برای احیای تالاب را ضروری میداند و معتقد است در ارزیابی اقتصادی پروژه سهراب نباید فقط ارزش نفت قابل استحصال محاسبه شود؛ هزینههای تخریب، کاهش خدمات اکوسیستمی، احیا، آلودگی، تنوع زیستی، معیشت جوامع محلی و فرصتهای از دسترفته نیز باید در نظر گرفته شود. ما نمیگوییم توسعه متوقف شود؛ میگوییم توسعه نباید به قیمت از دست رفتن سرمایهای باشد که جایگزینی ندارد.» و تاکید میکند: «سهراب نباید آزمونی باشد که هزینه شکست آن را هورالعظیم بپردازد.»

آب فقط مسئله محیط زیست نیست
مهدیه پورشاد، سخنران بعدی سالها در روستاهای اطراف هورالعظیم کار مشارکت اجتماعی انجام دادهاست. او با اشاره به وضعیت آب در حوزه هورالعظیم، به دو نکته اشاره میکند و میگوید: درحالی که برای ساکنان حاشیه تالاب طرح نکاشت اجرا میشود، اما کشاورزی فعال در دشت آزادگان و سوسنگرد و ... در بالادست برقرار است. این نشان میدهد در این منطقه مدیریت جامع منابع آب نداریم. مسئله آب مستقیما با معیشت و درآمد مردم منطقه که از مناطق کمبرخوردار کشور است ارتباط دارد و نمیتوان آن را صرفا یک مسئله زیستمحیطی دانست.
پورشاد همچنین درباره گونههای مهاجم در هورالعظیم هشدار میدهد و میگوید: در مطالعهای با مشارکت ۲۳۰ صیاد محلی، حضور ۳ گونه از ماهی تیلاپیا که در ایران به عنوان گونه مهاجم شناخته میشوند، در تالاب مشاهده شده و جمعیت آنها به حد بالایی رسیده است. این گونهها از بچهماهیهای بومی موجود در تالاب تغذیه میکنند و افزایش آنها بر تنوع زیستی آبزیان و شیوه صید و زندگی مردم منطقه اثر گذاشته است. تیلاپیا تور ماهیگیران را پاره میکند و آنها مجبورند از جریان برق برای ماهیگیری استفاده کنند. جالب اینجاست که ماهی بومی میمیرد ولی تیلاپیا با یک تکان فرار میکند.
او معتقد است اگر قرار است درباره آینده هورالعظیم و توسعه فعالیتها در این منطقه تصمیمگیری شود، آب، تنوع زیستی و معیشت مردم باید همزمان دیده شود و مسیرهای شغلی مردم نیز نباید فقط به کشاورزی، دامداری و صیادی محدود بماند. متاسفانه در مطالعات بالادستی، منطقه مارون برای توسعه کشاورزی و دامداری و صیادی در نظر گرفته شده است در حالی که در واقع صنعت در این منطقه در حال توسعه است در نتیجه اسناد بالادستی باید بازنگری شود.

یک صفحه برای ارزیابی اجتماعی کافی نیست
حسین محمودی، جامعهشناس محیط زیست و عضو هیاتعلمی دانشگاه شهید بهشتی، با انتقاد از نحوه ارزیابی اجتماعی پروژه سهراب میگوید: ارزیابیهایی که امروز از سوی سازمان حفاظت محیط زیست برای چنین پروژههایی انجام میشود، ابزار کافی برای تصمیمگیری درباره اکوسیستمی شکننده مانند هورالعظیم در اختیار نمیگذارد. تصمیمهای مربوط به هورالعظیم عمدتا در پایتخت گرفته میشود و توجه کافی به مسائل اجتماعی و واقعیتهای زندگی مردم منطقه وجود ندارد.
محمودی با اشاره به گزارش «اثرات اجرای طرح توسعه و بهرهبرداری میدان نفتی سهراب بر محیط اجتماعی و اقتصادی» میگوید: در این گزارش تنها چند مورد از آثار اجتماعی پروژه فهرست شده و حتی درباره موضوعاتی مانند بهداشت و سلامت، ارزیابیهایی ارائه شده که با واقعیت منطقه همخوانی ندارد. باید تاثیر توسعه نفتی بر سلامت و بهداشت مردم غرب کارون و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی پروژه بر جوامع محلی، جدی و مبتنی بر داده بررسی شود.
او در پایان مخالفت صریح خود را با توسعه پروژه اعلام میکند و میگوید: «اگر امروز جلوی توسعه سهراب را نگیریم، فردا خطای بزرگی را خواهیم دید و همه ما که امروز اینجا هستیم، شرمنده خواهیم شد. من مخالف صریح این طرح هستم و معتقدم به لغو آن نفع همه ماست.»

توسعه نباید به قیمت نابودی معیشت باشد
محمد سواری، عضو شورای شهر رفیع و عضو کادر درمان این شهر، با اشاره به حدود ۳۰ سال سکونت در مجاورت هورالعظیم، تالاب را بخشی از هویت تاریخی مردم هویزه و دشت آزادگان و ستون فقرات معیشت نسلهای مختلف میداند؛ معیشتی که از دامداری و صید ماهی و پرندگان تا صنایع دستی مانند حصیربافی به تالاب وابسته است. او میگوید: رفیع در سالهای گذشته از مراکز تولید و صادرات حصیر، مضیف بافی و بوریا به کشورهای حوزه خلیج فارس بوده است. خشکسالی بخشی از معیشت مردم را از بین برده و موجب مهاجرت اجباری شده و فعالیتهای نفتی میتواند فشار بیشتری بر معیشتهای سنتی وارد کند.
او میگوید: ما امروز نه فقط با تهدید خشک شدن تالاب، بلکه با تهدید نابودی میراث معیشتی خودمان روبهرو هستیم. شکاف میان وعدههای اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی با واقعیت زندگی مردم منطقه وجود دارد.
عضو شورای شهر رفیع همچنین درباره محدود شدن گردشگری، مشکلات کشاورزان، دامداران و صیادان و وضعیت سلامت مردم سخن میگوید. او با اشاره به مراجعات بیماران تنفسی ناشی از دود و ریزگردها، خواستار بررسی علمی افزایش موارد سرطان در مناطق مجاور فعالیتهای نفتی به خصوص در جوانان شده است. سواری همچنین میگوید: اگر ادعا میشود مردم محلی از فعالیت پروژه رضایت دارند یا مهاجرت معکوس اتفاق افتاده است، باید مستندات و آمار آن ارائه شود.
او درباره مسئولیت اجتماعی پروژههای نفتی نیز میگوید: این مسئولیت نباید به توزیع دفتر، مداد و خودکار میان دانشآموزان در زمان شروع سال تحصیلی محدود شده و یا در مورد استخدام افراد بومی در بخش حراست به عنوان شاهکار تلقی میشود. این موضوع نیز به طور محدود فقط شامل حال افرادی میشود که صاحب زمین هستند. زمینهای مردمی به کمترین قیمت از آنها خریداری کردهاند. ۲۸ نفر از مردم منطقه به دلیل مطالبهگری برای کار با پرونده قضایی مواجه بودهاند و تا امروز مشکلشان حل نشده است.
سواری در پایان میگوید: ما انتظارمان بر این است که نسبت به تالاب، حقابه، ثبت جهانی و ... حریصتر از ما باشید. من حامل امانتی هستم از مردم روستا نشین اطراف رفیع که عین صحبت آنها را بیان میکنم: حقابه تالاب کم نشود تا معیشت سنتی من، حاصل از کشاورزی، دامداری، صیادی و حصیربافی، به مشکل برنخورد. ما نه جلوی توسعه را میگیریم و نه کاری با شرکتها داریم. »

سهم عوامل مختلف در خشکی هورالعظیم مشخص نیست
مهدی افشارنیک، روزنامهنگار و مستندساز، انتقاد خود را متوجه نبود یک ارزیابی روشن از سهم عوامل مختلف در خشکی هورالعظیم میکند. به گفته او، هنوز مشخص نیست کاهش حقابه از کرخه، کشاورزی و کشتهای دوم و سوم، کشاورزی غیرقانونی، کشتوصنعتهای نیشکر و توسعه نفتی هر کدام چه سهمی در وضعیت امروز تالاب دارند.
او در بخش دیگری از سخنانش به فقدان گفتوگو میان صنعت نفت، سازمان حفاظت محیط زیست، فعالان محیط زیست و جامعه محلی اشاره میکند و درباره امکان استفاده از فناوری حفاری افقی در سهراب میپرسد: نوع قراردادهایی که شرکت نفت با پیمانکاران میبندد به نحوی است که شرکت توسعهدهنده دست بازتری در حفاری دارد. وقتی در کشور امارات فناوری حفاری افقی فراهم شده است چرا در اینجا اعمال نمیشود. من به عنوان خبرنگار نفتی قانع نشدهام که نمیشود. همچنین بخشی از زمان صرفشده برای دریافت مجوزهای محیط زیستی میتوانست برای گفتوگو و یافتن راهحلهای فنی و اجتماعی صرف شود.
افشارنیک درباره تصویر شکلگرفته از توسعه نفتی در میان مردم منطقه نیز میگوید: «ببینید چه کردیم با مردم، چه اتفاقهایی آنجا افتاده که امروز توسعه میدان سهراب، برای مردم شده مساوی با نابودی تالاب. انتقاد از سهراب در هورالعظیم یک کار شیک و فانتزی و به قول معروف روشنفکری نیست؛ انتقاد از عدم حیات درست انسانی ماست. ادامه خشک شدن تالاب میتواند گرمای اهواز و شهرهای پیرامونی مانند آبادان و خرمشهر را یکدو درجه افزایش دهد.
نگرانم سازمان محیط زیست تبدیل به «ماشین امضا» شود
عبدالرضا باقری، فعال محیط زیست، با انتقاد از روند ارزیابی و صدور مجوز توسعه میدان نفتی سهراب، ارزیابی انجامشده را به گفته خود تکبعدی میداند و میگوید: اثرات تجمعی توسعه نفتی در هورالعظیم بررسی نشده است. نگران این هستم که سازمان حفاظت محیط زیست به ماشین امضا تبدیل شود چون شرکت دانا در ۱۱ آبان ۱۴۰۴، پیش از دریافت مجوز، طرح توسعه و بهرهبرداری میدان سهراب را به مزایده گذاشته است.
باقری خواستار انتشار گزارشهای ارزیابی مرتبط با پروژه نیز میشود و میگوید: «این گزارش ارزیابی چه سند مهمی است که منتشر نمیشود؟ سازمان در بخشی از گزارش ارزیابی که به من رسیده تایید کرده که اگر تالاب آسیب دید پیمانکار پول تخریب را باید بپردازد؛ اما مگر تالاب با پول به وضعیت اولیه برمیگردد، اصلا مگر مال شماست که بخواهید آن را ببخشید. ارزش اقتصادی تالاب بر اساس آخرین بررسی که به آن دست یافتم، ۱۷۳ میلیارد دلار و خدمات سالانه آن ۱.۸ میلیارد دلار برآورد شده است اما سازمان ظرفیت و توان تالاب را برا توسعه ارزیابی نکرده است.
او از وزارت نفت می خواهد که دست از سر ۱۲درصد مساحت کل کشور که قرار است جزو مناطق حفاظت شده باشد بردارد و توسعه میادین نفتی را در آن انجام دهد و میگوید: برای دو چاه غیر مجازی که در تالاب زده شده است مبلغ ۲۴ میایارد تومان جریمه تعیین شده است ولی می دانم که هی پولی واریز نشده است.
این فعال محیط زیست همچنین به صورتجلسه مربوط به طرح میادین نفتی سهراب در دی سال ۱۴۰۲ اشاره میکندمیگوید: در آن هشت ایراد نسبت به طرح مطرح شده است. کدامیک از این هشت ایراد برطرف شده که مجوز صادر شده است؟ گفته شده که شورای عالی امنیت ملی بر اجرا این پروژه اصرار دارد، تصویر نامه آن اصرار را نشان دهید؟ به طور کلی با این طرح میدان نفتی مخالفم. چون نگفتهاند که این پروژه در ادامه چندین پروژه قبلی است و اضافه شدن آن چه تاثیرات تجمعی بر منطقه وارد میکند ... امیدوارم بودم که در ارزیابی که وزارت نفت برای سازمان حفاظت محیط زیست انجام داده، بندی در مورد سازوکار توقف پروژه در صورت ایجاد تغییر و آسیب غیر قابل برگشت به تالاب، نوشته شده باشد ولی هیچ اشارهای به آن نشده است.

سهراب با قانون حفاظت از تالابها در تعارض است
علی طهماسبی، فعال محیط زیستی است که شبانه صدها کیلومتر رانندگی کرده تا به جلسه برسد. او در فرصت کوتاهی که به او داده شد میگوید: هورالعظیم یادگار هزاران شهید است. عراق هیچ انتظاری نداشت که از هور به آنها حمله کنیم.
او معتقد است که پروژه سهراب با قوانین حفاظت از تالابها و برخی اسناد بالادستی کشور در تعارض است و میگوید: بر اساس ماده یک قانون حفاظت تالابها هرگونه بهرهبرداری و اقدامی که منجر به تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالابها گردد، ممنوع است. مرجع تشخیص برگشتپذیر یا برگشتناپذیر بودن تغییرات، سازمان حفاظت محیط زیست است. بر اساس قانون جانمای و استقرار واحدهای صنعتی و آمایش سرزمین خوزستان در سال ۱۳۹۹، هورالعظیم در پهنههایی قرار دارد که برای توسعه فعالیتهای صنعتی نامناسب یا دارای محدودیت زیاد است.
طهماسبی همچنین درباره اشتغال وعدهدادهشده برای پروژه توسعه سهراب میگوید: ایجاد اشتغال برای بیش از ۵۰۰ نفر مطرح شده، در حالی که جمعیت شهرستان حدود ۳۸ هزار نفر است این ۵۰۰ نفر از کجا تامین خواهند شد. باید مشخص شود اشتغال ایجادشده پایدار است یا به دوره حفاری و فعالیت دکلها محدود میشود.
طهماسبی همچنین میگوید: در صورت اجرای مسیر انتقالی، مجموعا تا ۴۰ هکتار از اراضی به صورت مستقیم خشک خواهد شد این موضوع در ماتریس ارزیابی نیز آمده است. توسعه سهراب نباید به صورت منفرد بررسی شود، بلکه اثر آن باید در کنار فعالیتهای نفتی موجود و مجموع فشارهای واردشده بر هورالعظیم سنجیده شود. در بخش فنی نیز برای محورهایی مانند محاسبات آب، مدیریت پسماند، مسیر و سرنوشت نفت و هیدروکربنها در محیط آبی و اثرات تجمعی، اطلاعات و مدلسازی کافی برای تصمیمگیری مستقل ارائه نشده است.
هورالعظیم را به سهراب محدود نکنیم
سیدمهدی مجتهدی، عضو مؤسسه جوانان حافظ زمین دامون، با اشاره به اهمیت بینالمللی هورالعظیم، ثبت این تالاب در سطح جهانی و تامین حقابه آن را از مطالبات اساسی میداند و میگوید: مسئله هورالعظیم نباید به یک پروژه نفتی، از جمله میدان سهراب، تقلیل پیدا کند.
او با اشاره به ثبت نشدن هورالعظیم به عنوان تالاب رامسر میگوید: «هورالعظیم با وجود تمام معیارهایی که دارد، هنوز به عنوان عضو رسمی کنوانسیون رامسر ثبت نشده و این قطعا کمکاری ماست.» مجتهدی همچنین گفت این تالاب حتی برنامه طرح جامع حفاظت ندارد و این موضوع نشاندهنده نوع نگرشی است که طی سالها حتی در سازمان حفاظت محیط زیست وجود داشته است. خواهش میکنم دوستان ما، به خصوص دوستانی که از خوزستان آمدهاند، اجازه ندهند موضوع بنیادین بقا و احیای تالاب هورالعظیم به یک پروژه فروکاسته شود. بقیه میادین نفتی که در تمام این سالها در آنجا کار کردهاند کجا هستند؟ ارزیابی اجتماعی آنها کجاست؟ مگر در هورالعظیم فقط میدان سهراب مسئله ماست؟
دولتیها چه میگویند؟
نفت در مشکلات هور بیتقصیر نیست
نصرالله زارعی، مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت، هورالعظیم را یک ثروت ملی و غیرقابلجبران میداند و میگوید: توسعه نفت نباید به قیمت از بین رفتن تالاب تمام شود. او نقش فعالیتهای نفتی در مشکلات هور را رد نمیکند، اما توضیح میدهد که وضعیت تالاب حاصل عوامل مختلف است و نمیتوان همه مشکلات را به توسعه میادین نفتی نسبت داد.
زارعی با اشاره به سیلاب ۱۳۹۸ میگوید: صنعت نفت در آن دوره برای عبور آب و کاهش خسارت اقداماتی انجام میدهد و مدعی است تاسیسات نفتی مانعی برای گردش آب میان مخازن هور ایجاد نکردهاند. او بخشی از مشکلات را نیز به دایکبندی و تقسیمبندی مخازن پیش از فعالیتهای نفتی و شرایط بخش عراقی تالاب نسبت میدهد و درباره مسئولیت اجتماعی نفت توضیح میدهد: مطالعاتی درباره بهداشت، امنیت، اشتغال و شرایط اجتماعی منطقه انجام شده و برای استفاده از نیروهای بومی نیز کمیته استخدام تشکیل شده است. به گفته او، از میادین غرب کارون حدود ۴۶ میلیارد دلار درآمد حاصل شده و توسعه پایدار و محیط زیست باید در کنار توسعه نفت مورد توجه باشد.
حقابه هور در اولویت وزارت نیرو است
ابوالقاسم محمدزاده، مدیر حوزه آبریز کرخه و مرزی غرب، میگوید: هورالعظیم برای وزارت نیرو اهمیت ویژه دارد و پس از آب شرب، تامین آب زیستمحیطی در اولویت قرار دارد و سپس صنعت و کشاورزی قرار میگیرند.
او توضیح میدهد: بخش ایرانی هور از کرخه تغذیه میشود و نیاز آبی زیستمحیطی تالاب در برنامه منابع و مصارف سدها لحاظ میشود، اما میزان آب تخصیصی در سالهای خشکسالی، نرمال و ترسالی متفاوت است. محمدزاده همچنین به برداشتهای غیرمجاز و کشتهای خارج از الگوی کشت در مسیر ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتری کرخه اشاره میکند و میگوید: این برداشتها تامین آب هور را تحت تاثیر قرار میدهد.
آب هور بدون مشارکت مردم تامین نمیشود
علی شهبازی، معاون مطالعات جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان، میگوید: نگاه سیستمی به هورالعظیم و مشارکت مردم در مدیریت منابع آب از مهمترین موضوعات این نشست است.
او با اشاره به قرار گرفتن ۶ شهرستان در مسیر کرخه تا هورالعظیم و وجود بیش از ۱۱۰۰ کیلومتر شبکه رودخانه، نهر، کانال و زهکش توضیح میدهد: رساندن آب به تالاب بدون همکاری ذینفعان امکانپذیر نیست. کشت پاییزه در حدود ۴۰ هزار هکتار و کنترل کشت تابستانه از مهمترین چالشهای این مسیر است و وزارت نیرو حدود ۳ سال است رویکرد «مدیریت مشارکتی منابع آب» را دنبال میکند.
او درباره شرایط امسال نیز میگوید: انحراف از الگوی کشت افزایش یافته و در مقطعی برخی کانالها خشک شدهاند، اما با افزایش خروجی سد کرخه، در حال حاضر بهصورت نسبی آب در مجاری انتهایی منتهی به هور جریان دارد.
نخستین مطالبه، تامین حقابه هور است
محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، میگوید: در حال حاضر حدود ۳۸ درصد هورالعظیم آبگرفتگی دارد و حتی همین بخش نیز از کیفیت مناسبی برخوردار نیست. به گفته او، تالاب در شرایط طبیعی قابلیت آبگیری در مساحتی حدود ۹۰ هزار هکتار را دارد.
او با استناد به مطالعات دانشگاه شهید چمران اهواز، نیاز آبی سالانه هور را در سناریوهای مختلف حدود ۱.۴، ۱.۶ و ۱.۸ میلیارد مترمکعب اعلام میکند و میگوید: به استثنای سال ۱۳۹۸، این میزان آب در سالهای اخیر وارد تالاب نشده است.
اشرفی تامین حقابه را نخستین و مهمترین مطالبه درباره هورالعظیم میداند و توضیح میدهد: در صورت تامین آب مورد نیاز، امکان آبگیری بخش عمده پهنه ۹۰ هزار هکتاری وجود دارد. حدود ۳۰۰ سازه بزرگ و کوچک در مسیرهای هیدرولیکی و هیدرولوژیکی تالاب وجود دارد و تامیننشدن حقابه حاصل مجموعهای از عوامل از جمله عملکرد دستگاههای مختلف و شرایط اقلیمی است.
سهراب با پروژههای قبلی متفاوت است
احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، میگوید: مطالبات مطرحشده از سوی فعالان خوزستانی حاصل انباشت یک درد ۴۰ تا ۵۰ ساله درباره وضعیت استان است و مردم انتظار دارند سهم بیشتری از منافع منابع نفت، کشاورزی، پتروشیمی و شیلات نصیب آنها شود.
او با اشاره به سابقه فعالیتهای نفتی در هورالعظیم میگوید: در جریان توسعه آزادگان جنوبی، مسدود شدن ورودی کرخه به بخش شرقی تالاب به خشکشدن حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار هکتار و تبدیل آن به کانون گردوغبار منجر میشود. به گفته او، در دهه ۱۳۹۰ رویکرد وزارت نفت تغییر میکند و بیش از ۲۳۰ آبگذر و حدود ۴۲ تا ۴۳ پل برای برقراری ارتباط آبی میان بخشهای مختلف تالاب احداث میشود.
لاهیجانزاده میگوید: سازمان محیط زیست با توجه به تجربه پروژههای قبلی، در بررسی سهراب سختگیرانه عمل کرده و گزارش ارزیابی این پروژه بارها بازبینی شده است؛ نسخه هشتم گزارش نیز در مرداد ۱۴۰۴ ارائه شد.
او درپایان جلسه از آغاز مطالعات طرح جامع مدیریت و احیای هور و پیگیری برای ثبت بخش ایرانی تالاب در کنوانسیون رامسر خبر میدهد.
نظر شما