به گزارش همشهری آنلاین، مجتبی زارعی؛ رییس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی: آنچه در این جلسه ارائه شد، حکایت از تسلط قابل قبول متخصصان ضدجاسوسی بر شبکهها و سرویسهای اطلاعاتی بیگانه—بهویژه آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی—در محیطهای فیزیکی، مجازی و فناورانه داشت. نمایش بخشهایی از اقدامات پیشدستانه اطلاعاتی و مستندات مربوط به بازجویی برخی عوامل نیز نشاندهنده توانمندی، ابتکار و اشراف نیروهای ضدجاسوسی کشور بود؛ نیروهایی که با وجود جانفشانیها و شهادتها، همچنان با انرژی و مهارت در میدان ایستادهاند.
اما بخش مهمتر گزارش، تشریح الگوهای جدید آشوبهایی بود که با هدایت سرویسهای خارجی دنبال میشود؛ دشمن در تلاش است با ایجاد «هستههای کوچکمقیاس» در اقشار و لایههای متنوع اجتماعی، بهرهگیری از ویترینهای اجتماعی و مدنی، و با محوریت کنشهای محلهای در شهرهای بزرگ، ظرفیتهای نارضایتی را سازماندهی و فعال کند. در این الگو، خیابان صرفاً محل تجمعات آیینی و حماسی–ملی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگتر برای تولید، تشدید و تداوم بیثباتی است.
بر اساس مستندات ارائهشده، شکست دشمن در جنگ نظامی پایان پروژه آنان علیه ایران نبوده، بلکه از روی ناچاری آنان را به سمت فازهای جدید سوق داده است: تشدید فشار اقتصادی، سرمایهگذاری برای تولید نارضایتی، تبدیل نارضایتی به ناآرامی، شناسایی و بهکارگیری محرکها و کاتالیزورها جهت ورود به مراحل بحرانی، و در نهایت تلاش برای کشتهسازی، ترور و تلفیق این اقدامات با عملیات نظامی. نتیجه مطلوب آنان، شکلگیری پروژهای همزمان در ابعاد شناختی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، و القای بهاصطلاح «عدم مشروعیت» جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان و سازمانهای بینالمللی برای ایجاد ائتلافهای ضدایرانی است.
این مدل در توضیحات ارائهشده، نوعی «کودتای خارجی» توصیف شد؛ پروژهای که میکوشد وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه سال گذشته را بازسازی کرده و به تعبیر دقیقتر، «خیابان را زنده نگه دارد».
اکنون پرسش اصلی این است: آیا میتوان چنین گزارشهایی را شنید و همچنان انتظار داشت تصمیمات اجرایی بدون دقت و محاسبه کافی اتخاذ شوند؟ آیا میتوان از چنین سناریوی پیچیده و چندوجهی آگاه بود و در عین حال، فعالان سیاسی—بهویژه جریانهای رادیکال درون دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب—برای کسب پیروزی در انتخاباتهای آینده، بر شکافها، تنشهای اجتماعی و اختلافات میان قوای سهگانه بیفزایند؟
پاسخ روشن است: در گام نخست باید ایران را حفظ کرد و سپس در سودای انتخابات بود. امروز هر کس دل در گرو ایران دارد، باید در چارچوب تدابیر ولایت فقیه، تمام توان خود را صرف انسجام اجتماعی، وحدت ملی و تقویت تعامل میانقوهای کند. عبور از جنگ ترکیبی دشمن با تشدید اختلافات داخلی ممکن نیست؛ ما به همافزایی ظرفیتهای مادی و معنوی، اتخاذ تصمیمات دقیق، مسئولانه و هوشمندانه، و پرهیز از هر اقدامی که شکافهای اجتماعی و سیاسی را تعمیق کند، نیازمندیم.
دشمن شکست سنگین سال گذشته را در کارنامه خود دارد و از سوی دیگر، ملت ایران نشان داده است که در بزنگاههای تاریخی، توانایی حفظ اقتدار و حضور مؤثر در میدان را داراست. بنابراین، مهمترین وظیفه امروز تمامی جریانهای سیاسی و اجرایی، حفظ ایران و تقویت انسجام ملی است. انتخاباتها میآیند و میروند، اما ایران پابرجاست و ساخته میشود؛ و بیشک در دل ایرانی امن و آباد، انتخاباتی پرثمرتر و ملیتر رقم خواهد خورد.
نظر شما