همشهری آنلاین- عیسی محمدی: دعوا از اینجا شروع شد. گروهی معتقد بودند که این جوان درست میگوید و چرا برای ۱۱روز کار در ماه، باید ۱۴میلیون تومان پول گرفت؟ آن هم درحالیکه یک وعده غذایی در بیرون منزل، بالای ۴۰۰_۳۰۰ هزار تومان آب میخورد و اسنپ برای کمترین مسیر، دیگر زیر ۲۰۰هزار تومان هم نمیگیرد. اما گروهی دیگر معتقد بودند نسل امروز، حوصله و دل و دماغ کار کردن ندارد. این گروه اشاره میکردند که در زمان جوانیشان، حتی ماهها و سالها بدون حقوق کار میکردند تا کاری و مهارتی را یاد بگیرند.
حقیقت امر قصد ندارم وارد این دعوا بشوم؛ اما نکتهای که از دیرباز در کشورمان وجود داشته، رنگ باختن فرهنگ کار بوده. البته خاص کشور ما هم نیست. حتی در کشورهای توسعه یافتهای چون کرهجنوبی هم برخی از کارآفرینان، اشاره میکردند که رفاه بهدست آمده، باعث شده تا نسل جدید این کشور، دیگر دنبال کار و تلاش و جاهطلبیهای جهانی نباشد.
توسعه، از مجرای فرهنگ عبور میکند و بخشی از این فرهنگ، مرتبط با اشتغال و کار کردن است. متأسفانه گاه مشاهده میشود که از زیر کار در رفتن و به قول معروف پیچاندن کارفرماها و مدیران و... نه یک امر منفی که اتفاقا یک امر مثبت و نوعی زرنگبازی محسوب میشود. وقتی هم دلیل را جویا میشوید، سریع میگویند این دست کارها به پولش نمیارزد و مگر چقدر به ما پول میدهند و... و. در واقع نگاهها و باورهای ما به کار کردن، فرهنگ کار را در ما ایجاد میکند. بدون تعارف هم باید عرض کنم که تا وقتی این فرهنگ کار اصلاح نشود، اتفاقی در توسعه کشورمان نخواهد افتاد.
همین دو، سه روز پیش بود که از قم راهی جایی بودیم. بین راه و اول صبح مغازهای را در کهک دیدیم که میوه هم داشت؛ پیاده شدیم که میوهای تهیه کنیم. صاحب مغازه آدم خوشمشربی بود. میگفت اینجا را برای ۲ پسرم، ۲۰و ۲۲ساله، گرفتهام که کار کنند؛ ولی همهاش خودم توی مغازه هستم و ۱۱_۱۰ صبح سر و کلهشان پیدا میشود. از این دست روایتها فراوان است. البته قطعا حرفهای جوانترها هم شنیدن دارد، ولی امر واقع آن است که هیچ کشوری با این فرهنگ کار، به جایی نرسیده است و گاهی باید کسب مهارت و موفقیت را مقدم بر درآمد بدانیم که در این صورت دومی هم قطعا اتفاق خواهد افتاد ...
نظر شما