جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۱
۰ نفر

معاون اداره کل محیط زیست شهرداری تهران با تاکید بر نقش سازمان‌های مردم نهاد در حکمرانی محیط‌زیست گفت: آینده محیط زیست را نمی‌توان از آینده مشارکت جدا کرد؛ این دو مسیرِ موازی یکدیگر هستند که فقط به موازات یکدیگر به مقصد می‌رسند.

پدرام جدی معاون محیط زیست شهرداری

به گزارش همشهری آنلاین، پدرام جدی در یادداشت اختصاصی برای همشهری اینطور نوشت: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به مشارکت مردم در تصمیم‌گیری، حل مسائل و حتی مشارکت در اجرا نیازمند است. دولت‌ و نهادهای عمومی، هرچقدر از امکانات، نیروی انسانی و ساختارهای گسترده و اختیارات قانونی برخوردار باشند، بدون همراهی و مشارکت مردم نمی‌توانند به‌تنهایی پاسخگو پیچیدگی‌های مسائل اجتماعی، فرهنگی و به ویژه محیط‌زیستی باشند.

اما در این میان، سازمان‌های مردم‌نهاد، تشکل‌های مردمی و گروه‌های داوطلب می‌توانند حلقه اتصال و میانی بین مردم و نهادهای رسمی باشند؛ حلقه‌ میانی که اگر به درستی شکل گیرد، نه‌تنها به انتقال مطالبات جامعه کمک می‌کند، بلکه می‌تواند ظرفیت‌های مردمی را برای حل مسائل عمومی به میدان بیاورند.

اگر بپذیریم که محیط زیست بیش از هر حوزه دیگری به مشارکت مردم وابسته است، باید بپذیریم که رمز حل بسیاری از مشکلات آن نیز همینجاست. حل بسیاری از مسائل و مشکلات محیط‌زیستی کشور نه در پشت درهای بسته دستگاه‌های متولی، بلکه با نقش آفرینی مردم قابل حل است؛ مردم در سبک زندگی که به مصرف آب، انرژی و مدیریت پسماند دقت و توجه داشته باشند و از سویی در نوع نگاه به منابع طبیعی و حیات وحش به عنوان میراث و ارزش‌های زیستی کشور اهتمام ورزند. می‌توان امیدوار بود محیط‌زیست آسیب کمتری خواهد دید و این میراث برای آیندگان هم حفظ خواهد شد.

از همین رو نمی‌توان انتظار داشت دولت و دستگاه‌های اجرایی به تنهایی از پس مسائل و چالش‌های عرصه محیط‌زیست برآیند. حفاظت و صیانت از محیط‌زیست یک کلان مسئله عمومی است و حل چالش‌های آن نیز به اراده‌ای عمومی نیاز دارد؛ اراده‌ای که تنها با حضور واقعی مردم شکل می‌گیرد. در این میان، سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند حلقه پیوند این اراده عمومی با تصمیم‌های مدیریتی باشند.

سمن‌ها؛ چشم، گوش و صدای جامعه
سازمان مردم نهاد می‌تواند مسئله‌ای را ببیند که در ساختارهای رسمی دیده نمی‌شود، دغدغه‌ای را بشنود که به گوش مدیران نرسیده است و آن را به زبان کارشناسی و مطالبه اجتماعی درآورند. از این منظر، سمن‌ها چشم و گوش جامعه‌ خواهند بود و یکی از پل‌های اصلی میان مردم و مدیران کشور هستند.
اما این پل تنها زمانی اثر بخش است که دو طرفِ آن حاضر به گفت وگو باشند. اگر مدیران آمادگی شنیدن نقد و پذیرش پیشنهاد را نداشته باشند، مشارکت به شعار تبدیل می‌شود. مشارکت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که صدای مردم نه فقط شنیده، بلکه در تصمیم گیری‌ها نیز نقش‌آفرین باشد.
مشارکت؛ فراتر از درختکاری و پاکسازی
گاهی مشارکت محیط زیستی را صرفاً با قالب‌هایی مانند درختکاری، پاکسازی طبیعت و برنامه‌های مناسبتی تعریف می‌کنیم. این فعالیت‌ها در جای خود ارزشمند هستند، اما نقطه آغاز مشارکت‌اند، نه نقطه اوج آن. مشارکت واقعی یعنی حضور مردم در تمام حلقه‌های چرخه مدیریت مسئله: از شناخت مسئله و تعیین اولویت‌ها تا ارائه راهکار، تصمیم‌سازی، اجرا و ارزیابی نتایج.
این رویکرد، مشارکت مردمی را از فعالیتی تشریفاتی به سازوکاری واقعی در حکمرانی محیط زیست بدل خواهد کرد.
اعتماد؛ حلقه مفقوده مشارکت
هیچ مشارکتی بدون اعتماد پایدار نمی‌ماند. مردمی که احساس کنند نظرشان شنیده نمی‌شود یا حضورشان فقط برای تأیید تصمیم‌های از پیش گرفته شده است، به تدریج از میدان کنشگری خارج می‌شوند. اما شهروندی که ببیند پیشنهاد او بررسی شده، نقدش جدی گرفته شده و نتیجه مشارکتش در زندگی پیرامون او قابل مشاهده است، به محیط زندگی خود دل می‌بندد و مسئولیت خود را دوچندان احساس می‌کند.
اینجاست که مفهوم سرمایه اجتماعی معنای واقعی خود را پیدا می‌کند. محیط زیست تنها به سرمایه مالی، تجهیزات و نیروی انسانی نیاز ندارد؛ بیش از هر چیز به اعتماد، مسئولیت پذیری و احساس تعلق مردم نیازمند است.

تشکل های محیط زیستی؛ شریک مدیریت محیط زیست نه نیروی کمکی
رابطه مدیریت محیط زیست کشور با تشکل‌های مردم نهاد باید از الگوی «دستگاه اجرایی و نیروی کمکی» عبور کند. سمن‌ها نباید وقتی به میدان بیایند که به نیروی داوطلب نیاز داریم؛ آنها می‌توانند در سیاستگذاری، آموزش، فرهنگسازی، دیده بانی، مطالبه گری، پژوهش و ارزیابی عملکرد نقش آفرین باشند.
اما این همکاری به مسئولیت پذیری دوطرفه نیاز دارد. تشکل‌ها نیز باید از نگاه صرفاً مطالبه گرانه فاصله بگیرند و در کنار رویکرد صرف نقد و حتی قبل از طرح سوال و پیگیری مطالبه خود، از جنجال رسانه‌ای پرهیز کنند، یعنی ناخواسته از خود تصویری ایجاد کنند که مدیران آنها را صرفاً به دنبال سر و صدا و نمایش تلقی کنند. به بیان دیگر، رابطه‌ی مطلوب میان مدیریت و تشکل‌ها باید از «تقابل» به «همکاری انتقادی» بدل شود؛ همکاری که در آن هم نقد صادقانه وجود دارد و هم مسئولیت مشترک برای حل مسئله.
از مشارکت مناسبتی تا مشارکت مستمر

اگر مشارکت مردم را پیوسته نیاز داریم لازم است آن را از تقویم مناسبت ها خارج کنیم. مردم نباید فقط در «روز زمین پاک»، «هفته محیط زیست» یا مناسبت‌های مشابه به یاد آورده شوند؛ مشارکت باید فرآیندی مستمر و همیشه جاری باشد.
برای این منظور سازوکارهای مشخصی شکل و توسعه پیدا کند؛ بستری برای فعالیت، مانند خانه‌های محیط زیست. اما مهمتر از ایجاد هر سازوکاری، اثرگذاری واقعی آن است. اگر مردم ببینند مشارکت آنها به جایی نمی‌رسد، حتی بهترین شوراها و سامانه‌ها نیز به مرور به ساختارهایی خالی از روح تبدیل می‌شوند.
در پایان، آینده محیط زیست را نمی‌توان از آینده مشارکت جدا کرد؛ این دو مسیرِ موازی یکدیگر هستند که فقط به موازات یکدیگر به مقصد می‌رسند. روز تشکل‌هاو مشارکت اجتماعی، یادآور حقیقتی ساده اما بنیادین است: محیط‌زیست، همچون هر مسئله عمومی دیگری، با مردم معنا پیدا می‌کند و با مردم نجات پیدا می‌کند و این روز بهانه‌ای است که از همه فعالان اجتماعی این عرصه به پاس مجاهدت‌های آنها قدردانی و تشکر کنم.

کد خبر 1060362
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار شهردارى

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha