همشهریآنلاین - راحله عبدالحسینی: الموت با یورش مغولان در قرن هفتم هجری قمری فرو ریخت، اما ارزش تاریخی آن تا امروز پابرجا مانده است. پرونده «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» ۴ مرداد ۱۴۰۵ بهعنوان سیامین اثر فرهنگی ملموس ایران، ثبت جهانی شد. علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در تلویزیون اینترنتی همشهری از راز و رمزهای قلعه الموت گفت که آن را حائز ثبت جهانی کرده است.
- گفت و گوی تلویزیونی را اینجا ببینید
معیارهای یونسکو برای ثبت الموت
مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در تلویزیون اینترنتی همشهری گفتوگو را درباره حقیقت الموت آغاز کرد و درباره علت ثبت جهانی قلعه الموت در استان قزوین از سوی یونسکو، اظهار کرد: «پرونده الموت معیارهای لازم از سوی یونسکو را برای ثبت جهانی داشت؛ معیارهایی که شامل قدمت، معماری، موقعیت قرارگیری، تأثیرگذاری در طول تاریخ و یگانه بودن اثر در حوزه تاریخ میشود. الموت و استحکامات وابسته به آن در ارزیابیهای میدانی همه شرایط و معیارهای لازم را داشت و بهعنوان سیامین اثر ثبت جهانی ایران در یونسکو معرفی شد.»

فرمانروایی از الموت تا مصر و سوریه
طراحان الموت، امنیت را در قالب یک شبکه میدیدند؛ شبکهای که در آن هر قلعه بخشی از یک سامانه بزرگتر بود و هیچ استحکامی بهتنهایی معنا پیدا نمیکرد. ۷ قلعه در منطقه کوهستانی الموت شامل دژهای الموت، لَمْبَسَر، نُوِیزَرشاه، شمسکلایه، قُسطینلار، شیرکو و ایلان با هم در یک پرونده ثبت جهانی قرار گرفتند. قلعه الموت به معنای آشیانه عقاب با قدمتی افزون بر ۱۱۶۲ سال یکی از قلعههای تاریخی ایران است. دژ الموت در منطقه الموت قزوین، شمال شرقی روستای گازرخان و در فاصله حدود ۱۰۵ کیلومتری از قزوین قرار دارد. آنچه نام الموت را در تاریخ ماندگار کرده، ورود حسن صباح به این منطقه در اواخر قرن پنجم هجری است. او این دژ را به مرکز فرمانروایی اسماعیلیان نزاری تبدیل کرد که ۱۸۰ سال ادامه داشت.
علیرضا ایزدی با مرور مختصر بر تاریخچه این قلعهها، به شکلگیری یک حکومت در این منطقه اشاره کرد و ادامه داد: «منطقه الموت در یک جغرافیای ارزشمند کشور مدت قابل توجهی بهعنوان پایتخت اسماعیلیان بوده و حتی تا مصر و سوریه امروزی هم گسترش پیدا کرد. مجموعه قلعه الموت بیشتر به نام حسن صباح شناخته میشود، اما هسته اصلی و به اصطلاح پایتخت این نوع تفکر که ما آن را در قالب یک پرونده برای ثبت جهانی گردآوری کردیم، مباحث حوزه نظامی، دفاعی، تأمین و نگهداری مواد غذایی، دیدهبانی، مدرسه و کتابخانه قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن در یک محدوده بالغ بر ۲۰۰ هکتاری بود.»
شیوه زیست مردمان منطقه الموت
نشانههای معماری ارزشمندی که از لایههای باستانشناسی منطقه الموت به دست آمده، از ارتباط قلعه الموت با ۶ قلعه دیگر پردهبرداری کرده است. ایزدی پیشینه ارزشمند این منطقه را به زیست طولانیمدت مردم در روستاهای اطراف قلعه الموت و استحکامات وابسته دانست و افزود: «نزدیک به ۵۰ سال پیش تاکنون از سوی باستانشناسان داخل و خارج از کشور، فعالیتهای ارزشمندی صورت گرفته و اطلاعات بسیار ارزشمند راجع به مناطق مختلف منطقه الموت جمعآوری شده است که از توپوگرافی منطقه و وجود آثار طبیعی و تاریخی متعدد خبر میدهد. با این حال، تلاش ۳ دهه اخیر باستانشناسی و بررسی خانهسازی مردم روستاهای اطراف، محل تجمع برای درس و بحث و محرابی که از زیر لایههای خاک بیرون آمد، راز و رمز زندگی در این منطقه را آشکار کرد.»
شیوه زیست مردم الموت در منطقه سختگذر کوهستانی یکی از جذابیتهای این منطقه است که حاصل فعالیتهای باستانشناسان در سالهای اخیر محسوب میشود. ایزدی در این باره تأکید کرد: «تمدن ایرانیان پیشین و نیاکان و بزرگان به شیوهای بوده که سختی آن منطقه کوهستانی را به نرمی تبدیل کرده است، که محلی برای زندگی و سکونت شده بود. یکی از شاخصههای اصلی الموت بحث گیاهان دارویی و فعالیتهای پزشکی است. بحث دیگر مهندسی آب شامل استحصال آب و تصفیه و شیوه دسترسی ساکنان قلعه به آب بوده است. آب و غذا با مهندسی فوقالعاده به تمام استحکاماتی که نقش پشتیبان داشتند، میرسید. اهالی الموت به واسطه وضعیت اقلیمی به این دانش دست پیدا کرده بودند.»
به گفته ایزدی، یکی از نکاتی که یونسکو درباره محوطه تاریخی الموت مطرح کرد، این بود که الموت صرفاً یک پناهگاه نظامی نبوده و به واسطه شیوه زیست یک منظومه فکری به حساب میآمده. ایزدی گفت: «متأسفانه بعد از حمله مغول به الموت، بخش زیادی از این مجموعه ویران میشود.»
مهندسی آب در قلعه
شیوه انتقال آب در قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن یکی از مواردی است که از سوی ارزیابان یونسکو مورد توجه قرار گرفت. ایزدی در توضیح بیشتر گفت: «انتقال آب در قلعه الموت به نوعی شاهکار مهندسی آب است که از طریق لولههای سفالی به بخشهای مختلف قلعه هدایت میشد. علاوه بر آن، در وضعیت نابسامان امنیتی آن روزگار، ساکنان قلعه به سلامت آب هم اهمیت میدادند. در حمله مغول نه فقط کتابخانه و بخشی از معماری قلعه، بلکه سیستم آبرسانی هم از بین رفت.»
جامعه محلی و بهرهمندی از یک ثبت جهانی
وقتی اثری جهانی میشود، طبیعتاً بیش از گذشته مقصد گردشگران خواهد بود. ایزدی در پاسخ به این پرسش که زیرساخت قلعه الموت برای ورود تعداد بیشتری از گردشگران آمادگی دارد، گفت: «ثبت جهانی کمک میکند که تصویری صحیح از پیشینه، تاریخ و تمدن سرزمین ایران در عرصه بینالمللی ارائه دهیم. قطعاً با توجه به اینکه گردشگران روی بحث آثار ثبتی حساسیتهای ویژه دارند، این محل بهعنوان مقصد جدید گردشگری انتخاب آنان میشود. به هر حال راههای دسترسی الموت برای گردشگران، راههای محدودی است و ما به هیچ وجه به دنبال گردشگری انبوه در این نقطه نیستیم و نخواهیم بود؛ زیرا اصل قصه حفاظت برای ما در اولویت است. گردشگری انبوه قطعاً به پیکره این بنا آسیبهای جدی وارد خواهد کرد. ناگزیریم که یک طرح مدیریتی مناسب برنامهریزی کنیم که میان گردشگری و این فضا تعامل مناسب برقرار شود و کمترین آسیب به پیکره بنا و استحکاماتش وارد شود.»
آیا ثبت جهانی برای مردمی که در اطراف قلعه زندگی میکنند آورده خواهد داشت و به بهبود زندگی آنان کمک خواهد کرد؟ ایزدی در پاسخ به این پرسش گفت: «یکی از مباحث اصلی و معیارهای ما همین است، زیرا شورای بینالمللی بناها و محوطهها (ایکوموس) و یونسکو این موارد را رصد میکنند که جامعه محلی چه انتفاعی خواهد داشت. بدون شک حیات اقتصادی بهعنوان یک مقصد گردشگری، بایستی به دنبال تولید ثروت و ایجاد فضایی برای بهرهمندی اقتصاد گردشگری برای جامعه محلی باشد؛ جامعهای که از این قلعه حفاظت و حراست میکند و بدون شک فراهم شدن زیرساختهایی برای توسعه اقتصاد گردشگری برای مردم بومی در تحول پایدار منطقه تأثیر دارد و در برنامههای ما هست.»
پروندههای آتی ایران در یونسکو
مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی درباره پروندههای ثبت جهانی آینده یادآور شد: «ثبت بندر سیراف در استان بوشهر و ثبت مساجد ایرانزمین و بعد از آن آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در شهر طوس در دستور کار است. امیدواریم با این اقدامات در عرصه جهانی تصویری مبتنی بر واقعیتهای ارزشمند تاریخی، تمدنی و فرهنگی کشورمان در اذهان جهانیان ثبت شود.»
به گفته علیرضا ایزدی، در آذر ۱۴۰۵ نیز پروندههای میراث ناملموس شامل مهرگان، لالایی و دانش و مهارت نمدمالی از سوی یونسکو بررسی میشود.
نظر شما