همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: پسر جوان با ماسک، نیمی از صورتش را پوشانده و فندک را گرفته زیر پرچم. آماده آتش زدن است: «هر وقت گفتم ۳، شروع کن به ضبط کردن...». این را به مرد میانسالی میگوید که لنز دوربین گوشی همراه پسر را سویش تنظیم کرده است، لحظاتی بعد اما مرد میانسال با گفتن «نه داداش؛ ما نیستیم» از پسر ماسکپوش در پیادهرویی حوالی میدان هفتتیر دور میشود. این بخشی از یک ویدئوی دوربین مخفی است که در روزهای جنگ در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده؛ ویدئویی که در ظاهر یک شوخی یا چالش خیابانی است، اما در ادامه مخاطب را با واکنش مردم نسبت به موضوعی حساس روبهرو میکند.
تیم «کبریتمدیا» تولیدکننده این ویدئو و مجموعهای از محتواهای پربازدید در شبکههای اجتماعی است؛ از ویدئوهای مرتبط با سربازها در روز مادر گرفته تا روایتهایی درباره پرستاران، جنگ. این گروه که فعالیت خود را از تولید مستندهای کوتاه اجتماعی آغاز کرده، تلاش میکند موضوعات روزمره و مسائل اجتماعی را در قالب طنز و دوربین مخفی روایت و برخلاف دوربین مخفیها رایج، معنا و مفهومی را منتقل کند.
حالا که یک دوربین مخفی از این تیم در مورد همدلی مردم با یک مادر برای خرید میوه نوبرانه، در اینستاگرام حسابی سر و صدا کرده است با علی شیرزادیان، مدیر این تیم و دانشجوی مقطع دکتری علوم ارتباطات، درباره شکلگیری این گروه، منطق تولید محتوای پربازدید مجازی، مرزهای شوخی و مسئولیت رسانهای گفتوگو کردهایم.

مستندسازی به سبک شبکههای اجتماعی
از خلق آرام و ظاهر سادهای که دارد، نمیتوان حدس زد که یک دهه هفتادی بازیگوش است و اغلب اوقات، افکار طنازانه در سرش بالا و پایین میشود. علی شیرزادیان از کودکی، حال خوشی با فیلم و رسانه بهویژه از نوع مجازیاش داشت: «اینترت همیشه برام جذاب بود و خیلی به فرمولای جذب مخاطب فکر میکردم. مثل حالا که در حوزه وایرال ویدئوها پژوهش میکنم.» برای شیرزادیان، وایرال شدن به معنای دیدهشدن و شهرت نیست: «که اگه میخواستم محتواهامون، وایرال و پربازدید شه به راههای سریعتر مثل تبلیغات و بازاریابی از طریق سفارش تبلیغ به بلاگرای معروف، اقدام میکردم. برای من و تیم کبریتمدیا، اثرگذاری اجتماعی و فرهنگی با چاشنی شوخی و خنده، اولویته.»
برای ادامه گپ و گفت، به عقب، به زمان تولد کبریتمدیا بازمیگردد: «حدود سال ۹۵ سرگرم دغدغه مستندسازی بودم که همراه علی جمالی یکی از دوستام تصمیم گرفتم تا مستندای اجتماعی کوتاه و مناسب نمایش در فضای مجازی بسازم.»
در نهایت ژانر دوربینمخفی را انتخاب کردند: «دوربین مخفی به مستند، نزدیکه چون واقعیه. از طرف دیگه برای فضای مجازی باید گزینههای جذابیت و سرگرمی رو هم درنظر میگرفتیم.» نخستین محتوایی که انتشار دادند ویدئویی بود با موضوع خودکار ایرانی یا خارجی؟ و سناریوی آن، این طور که دستفروش مترو، بساط خودکارهای ایرانی ارزان و خارجی گران دارد. خودکارها در قیمت، متفاوت اما در کیفیت برابرند؛ چرا که مغزی جوهر همگیشان یکیست و ساخت ایران. ۲ دوربین مخفی و کوچک در یکی از واگنهای مترو ویژه بانوان، روشن میشود تا واکنش خریداران، بعد از مقایسه کیفیت خودکارها روی کاغذی که بازیگر نقش دستفروش در اختیارشان قرار داده، مو به مو ضبط شود.

سرباز و پرستارِ لایکبگیر
استقبال از این ویدئوها باعث شد گروه به فکر ایجاد یک هویت رسانهای مشخص بیفتد: «انگار رگ خواب مخاطبا رو بلد بودیم که با همون یه ویدئو هم تقریبا راه ورودمون به اکسپلور باز شد. اونجا بود که به اسم تیم و برندمون فکر کردیم؛ گذاشتیم کبریت که باعث نور و روشناییه و یه مفهوم دوری هم از آتیش سوزوندن داره واسه شوخی و خنده.» برای انتخاب موضوع و سوژه محتواهای ویدئویی خود در اتاق فکر جمع میشوند: «اتفاقای روز رو رصد میکنیم، مناسبتای تقویمی رو نگاه میاندازیم، برای پدیدههای اجتماعی تِرند و ایدههایی که بعضی وقتا از دل خاطرهگویی و تجربهنگاری آدمای دور و بَر میکشیم بیرون، قصه و سناریو مینویسیم.» به پُربازدیدترین ویدئوهای کبریتمدیا نیز اشاره میکند: «ویدئوی مادر و سرباز رو خیلیا دیدن؛ مادرایی که هماهنگ کردهبودیم بیخبر ببریم پیش پسراشون که توی یه شهر دور خدمت میکردن. یا ویدئوی پرستار که برای دوره کرونا بود و با کلی دردسر برنامهریزی کردیم همسر تعدادی از پرستارا به عنوان بیمار کرونایی بستری شن تا واکنش پرستارا رو ضبط کنیم. ویدئوی خادم حرم امام رضا (ع) و همینطور عروس و دومادی که ماشینشون وسط خیابون خراب میشه هم جزو پربازدیدا بودن.» ویدئوی سرباز بیش از ۵۰ میلیون بازید داشته است.

مانعی به نام دریافت مجوز
این گروه رسانهای طناز در ادامه از الگوریتم شبکههای مجازی غافل نماند و فُرمهای تازهای برای محتواهای ویدئویی خود طراحی کردند؛ از جمله مصاحبه مردمی در ۲ سبک تریبون آزاد و «اگه چی باشه کنسله؟». مجری ازشهروندان میپرسد: «اگه مهریه چقدر باشه، کنسله؟» یا «اگه خواستگارچه شکلی باشه، کنسله؟» و سوالاتی از همین دست که پیشتر چندان به صورت عمومی پرسیده نمیشدند. شیرزادیان معتقد است دلیل ارتباط مخاطب با این محتواها، واقعی بودن پاسخهاست: «باید به واقعیت پایبند بمونیم تا کاربرا بهمون وفادار بمونن. این همون قاعدهایه که از اول بهش اعتقاد داشتیم و باعث شده هیچ وقت به بهونه تدوین، دست به سانسور نزنیم. البته سانسور، جدای از مواردیه که فرد حاضر در ویدئو به دلایلی ازمون خواسته ویدئو پخش نشه.» برای تولید یک محتوا ممکن است چند روز زمان صرف کنند و برای تولید محتوایی دیگر، شاید ماهها هم کم باشد: «یکی از چالشای بزرگ این حوزه، هماهنگی و دریافت مجوزه. خیلی زمان بَره. تازه اگه خوش شانس باشیم و وسط تولید، یهو نگن فلان مجوز از بَهمان سازمان هم لازمه.»
طولانیترین بازه زمانی که برای تولید یک محتوا صرف کردهاند مربوط میشود به ویدئوی «مادر»؛ یک سال طول کشید تا تیم کبریت مدیا، کسی را خارج از ایران پیدا کند.

دوربین مخفی با یاد جنگ در جنوب
جنگ، بیشتر از آن که بر فُرم محتوایشان اثر بگذارد بر حال و هوای محتواها تاثیر گذاشت. نخستین محتوای تولیدیشان در روزهای جنگ تحمیلی سوم، مصاحبه مردم بود. مجری از شهروندان میپرسد: «نمیترسید از جنگ؟» و پاسخهای شهروندان: «قبل از اینکه جنگ بشه، زندگی بوده»، «تا با هم هستیم خیلی نمیترسم» و ... ویدئوی دیگر پشت صحنه تولید محتواییست که قرار بوده ۹ اسفند، روز شروع جنگ آن را ضبط کنند: «صبح جنگ، توی دفتر داشتیم وسایلمون رو جمع و جور میکردیم که بریم ضبط، یهو صدای انفجار اومد...». کاربران برای این پست، نظر نوشتهاند: «دمتون گرم که پا کارید»، «همین دست فرمون ادامه بدید» و «من، شما رو دنبال میکنم چون عقده لایک ندارید؛ ایول». شیرزادیان از تازهترین محتوایشان نیز میگوید: «به شهروندان گفتیم، جنگ نیست چون فقط دارن به جنوب موشک میزنن...و واکنش اونا خیلی جالب بود. میگفتن جنوب همه ایرانه، لعنت به جنگ، به امید پیروزی و جملههایی شبیه به این.» متفاوتترین واکنش در این ویدئو، عصبانیت مردی بود که فریاد میزد: «جمع کنید آقا...یعنی چون تهران و جاهای دیگه رو نمیزنن، جنگ نیست. جنوب نباشه، ایران نیست...».
تیم کبریتمدیا طی سالهای فعالیت خود، واکنشهای متفاوت و تُند کم ندیدهاند: «بعضی افرادی که تو موقعیت ضبط ویدئو قرار میگیرن فراخور موضوع، یا احساساتی و یا هیجانزده میشن. برای همین سعی میکنم وقتی دوربینا رو کاشتیم و همه آماده ضبطن، آدما رو با دقت نگاه کنم تا یهوقت اونا برای موقعیت درنظر گرفته، غلط انتخاب نکنم.» تولید ویدئوهای جنگی این گروه طناز همچنان ادامه دارد.
نظر شما