همشهری آنلاین- سحر جعفریان عصر: گوشی همراه مدل روز یا دوربین حرفهای دست میگیرند در راسته و گذر بازار میگردند؛ از خلازیر، سیداسمال، شوش و صالحآباد تا پاساژهای لوکس مناطق آزاد تجاری و تیمچههای سنتی و دالانهای قدیمی کلانشهرها. بلاگرهایی که بازارگردند، معمولا جایی در گوشهای از این بازارها میایستند رو به لنز دوربین گوشی همراه یا دوربین فیلمبرداری و با ژست سینمایی چند جمله دیالوگ میگویند: «اگه میخوای هم خرید کنی هم سود، بیا به آدرسی که آخر ویدئو میگم»، «معدن دکوریهای لاکچری اینجاست» و «حراجستون صنایعدستی تو بازار ساحلی رشت رو از دست نده.» نام و نشان بعضیشان در شبکههای مجازی پرآوازه و شهرت بعضی دیگرشان از سر تولید محتواهای متفاوت است؛ معرفی کوچههای مخفی و تولیدیهای زیرزمینی بازار. گزارش زیر چند روایت مختصر است از کسبوکار بلاگرهای بازارگرد و تقلایشان برای رونق بازار در روزهای پس از قطعی اینترنت (وقوع جنگ تحمیلی سوم). بنا به آخرین گزارش سالانه مرکز دیتاک (شرکت دانشبنیان پایش شبکههای اجتماعی)، ایران در رتبه دوم جهان از نظر نسبت تعداد بلاگرها به جمعیت شاغل قرار دارد.
راستههای مخفی ارزانفروشی
نخستین بلاگرهای بازار که ابتدا و بیشتر زنان و دختران بودند با ظاهر اینفلوئنسری در فضای معمولی بازار حاضر میشدند و محتواهایی ساده با موضوع «چی رو از کجا بخرم» تولید میکردند. این دسته مورد توجه طیف گستردهای از کاربران بودند؛ خریداران جزء مانند دختران دمبخت و مشتریان عمده، تولیدکنندگان داخلی و تاجران بینالمللی، صاحبان مراکز تجاری و مغازهداران. عطیه سالهاست که در شبکههای اینترنتی فعالیت میکند: «حالا دیگه برای بلاگری باید سواد مرتبط داشته باشی. با قیافه و حاشیه و پول نمیشه خیلی دووم آورد.» مدعی است بسیاری از بازارهای تهران، بهویژه بازار بزرگ را مثل کف دست میشناسد: «بابام از قدیمیهای بازار پونزده خرداده... همه سوراخ سمبههای بازار رو یادم داده. کوچههایی رو بلدم که حتی خود بازاریا هم ازشون خبر ندارن.» نخستین پست عطیه بعد از بیش از 80 روز قطعی اینترنت (وقوع جنگ تحمیلی سوم) به معرفی یکی از همین گذرهای کمترشناختهشده بازار اختصاص داشت... ابتدای کوچهای تنگ و تُرش که روی تابلوی زنگزدهاش نوشته «سعادت» : «کوچه سعادت، همون کوچه مخفی ارزونی تو مولویه...» نظرات زیر پست نیز خواندنی است: «خب کجای مولویه؟ مولوی خودش یه محلهاس»، «چه ترسناکه» و «خوش به حالت عجب شغل فانی داری.»

الگوریتم بلاگری در گذر لوطیها
شماری از بلاگران بازارگرد با وجود چالشهای ویژه کسبوکارهای مجازی، همچنان دست بالا را دارند و خوب دیده میشوند. شاهرخ، صاحب حساب در اینباره میگوید: «هم باید بازارهای ایران از بازارچه قدیمی درگهان، اسکله بازار تهلنجیهای بندرعباس تا بازار ساحلی و شبونه رامسر، صبحانهفروشان رشت رو بشناسی، هم باید از مدل کار شبکههای دیجیتال سر دربیاری تا به وقتش با ایجاد تغییر و تنوعای کوچیک یا بزرگ متفاوت باشی.» شاهرخ و همسرش در تصویر یکی از آخرین پستهای به اشتراک گذاشته، نمایانند. آنها در این پست از دهها حجره چند سانتیمتری بهعنوان شگفتی پنهان و نادیده بازار بزرگ پایتخت میگویند و دست آخر توصیه میکنند: «نگا به متراژشون نکنید... جنسشون زیاده و قیمتشون کم.» پیچ لوطیها، گذر کبابیها و راسته میزیها بهترتیب محل استراحت چرخیهای بازار، کبابفروشیهای زیرپلهای و بزازانی است که طول و عرض مغازهشان به قدر همان میز آهنی 120 در 70 متر پیشخوانشان است. زوج بازارگرد روایت عجیب و غریبهای هر بازار را چاشنی کار خود کردهاند.
رگ خواب مشتری در دست بازارگردها
بلاگرهای بازارگردی نیز هستند که یا قلق بازار را میدانند و یا رگ خواب مشتری را دست گرفتهاند. امیر یکی از این بلاگرهاست که پیشتر به جای گوشی همراه گران، رینگ نور و میکروفون یقهای، سر و کارش با نوارهای چرم و چرخ کمربنددوزی و سگک بوده: «کارگر تولیدی کمربندای زنونه تو پاچنار بودم. برای همین تولیدکنندههای این صنف رو خوب میشناسم... تولیدکننده برندهای معروف ایرانی که کسی باورش نمیشه تولیدیشون زیرزمین خونهقدیمیای مولوی باشه.» امیر از رونق و رکود بازار خبر دارد و مشتریشناس است: «... برای همین میدونم کی بازارهای ارزون معرفی کنم و کی بازارهای موضوعی پیشنهاد بدم.» گواه حرفهایش محتوای پستهای اخیر در صفحه مجازیاش است: «بساط کهنهفروشان بازار خلازیر با عنوان «کهنههای کمیاب دوستداشتنی» یا غرفههای درهم و برهم بازار پروانه با عنوان «بهشت عتیقهپسندان» و یا ویترین «خوشحالیفروشی روزبازار گیلان.»
نوبت بازارهای محرم است
شایان بلاگر بازار است اما تازهکار: «تا کارمو شروع کردم، جنگ شد و کرکره اینترنت اومد پایین.» در همه روزهای سخت تعطیلی اینترنت با کمی امید که برایش مانده بود، سرگرم ایدهپردازی کسبوکارش شد: «یه ایده، تقویم بود. معرفی بازارا، متناسب با مناسبتای مختلف تقویمی خیلی کاربردیه...برای همین هم هست که الان تا میری توی شبکههای مجازی، کلی بلاگر بازار در حال تبلیغ پوشاک و ملزومات ماه محرم میبینی.» صحبتهای شایان بیارتباط با پستی که چند روز قبل منتشر کرده، نیست. ابتدای خیابان ناصرخسرو ایستاده، پسزمینه تصویر او راسته فروش لوازم عزاداری ماه محرم است؛ مغازههایی که نمایش اجناسشان از انواع پرچم و کتیبه و لباس سیاه تا طبل و سنج و زنجیر تا پیادهرو کشیدهشده است. شایان چند قدم به عقب در پیادهروی خیابان ناصرخسرو حرکت میکند: «بورس لباس مشکی و وسایل هیئتای عزاداری اینجاست؛ آدرسشو تو کپشن نوشتم...» تعرفه تبلیغات بلاگریاش مناسب است که شمار زیادی از کارگاههای تولیدی پوشاک مشکی به او سفارش محتواسازی دادهاند.
نظر شما