مجموع نظرات: ۰
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۰
۰ نفر

اسفند برای او همیشه پرماجرا بوده! چه اسفندی که به سیدمجید با کلی دودلی،بله گفت و عروس خانه‌اش شد و چه آن اسفندی که برای همیشه مرد خانه‌اش رفت. اما این خانه هنوز هم بی‌مجید نشده. فقط جسمش رفته و روحش اینجا کنار خانواده است؛خانواده‌ای که این روزها با افتخار از شجاعت این مرد روایت می‌کنند.

محله

همشهری‌آنلاین _ زکیه سعیدی: همسر شهید سیدمجید حسینی از شهدای جنگ تحمیلی سوم، ماجرای پیدا شدن پیکر همسرش را از قول دوست همسرش چنین تعریف میکند: «روز عرفه، سر مزارش بودم که یکی از همرزمانش که حالش خیلی دگرگون بود به آنجا آمد. از او درباره چگونگی شهادت آقاسیدمجید پرسیدم. آنطور که همرزمش تعریف میکرد گویا گلوله توپ گیر کرده بوده و آنها در حال رفع اشــکال ًبه ســیدمجید اصابت میکند بودند که موشک مستقیما و او به همراه 2 نفر از دوستانش به شهادت می‌رسند. پیکر دوســتانش همان جا بوده، اما پیکر آقاســیدمجید را پیدا نمی‌کردند تا اینکه همرزمانش روضه حضرت علی‌اکبر(ع) را خواندند و پیکرش را پیدا کردند.

« هانیه سادات اسلاملو در لابه لای حرف‌هایش می‌گوید: «خیلی به او علاقه داشتم اما هیچوقت مانع اهدافش نشدم. وقتی خبر شهادتش را شنیدم، تا چند روز حال خودم را نمی‌فهمیدم، اما حالا آرامم؛ چون میدانم او به خواسته‌اش رسید. او همیشه با چشمان گریان از حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)بیرون می‌آمد و مطمئنم چیزی جز شهادت و عاقبت‌به‌خیری نمی‌خواست. حالا هم می‌دانم که شــهدا زنده‌اند؛ هرچند شــکیبایی بر جای خالیشان سخت است، اما حضورشان پررنگتر از هر زمان دیگری در زندگی‌مان حس می‌شود. بارزترین ویژگی ســیدمجید، تواضع و اخلاصش بود. با اینکــه به زبانهای ً عربی(شامی و عراقی)کاملا مســلط بود، هرگز خودنمایی نمی‌کرد و بــا فروتنی می‌گفــت: من چیزی بلد نیســتم.

زندگی‌اش به شدت ســاده و صادقانه بود؛ هیچوقت دروغ نمی‌گفت و غیبت نمی‌کرد؛ حتی اگر کســی در حضورش غیبت می‌کرد، مانع می‌شــد. شــجاعتش بی‌نظیر بود؛ با اینکه می‌دانست خطر هدف قرار گرفتن توسط «هرمس» وجود دارد، بی‌پروا پای لانچر و پدافند می‌ایســتاد. من در این ۶ سال و اندی زندگی مشترک، چیزهای بسیاری از او آموختم و همیشه بر سر مزارش به او می‌گویم که چقدر به او افتخار می‌کنم. یادم هست با هم به تماشای فیلم «موقعیت مهدی» رفتیم. او با دیدن فیلم گفت: «چقدر زندگی‌شــان شبیه ماســت.» من در دلم گفتم: «انشاءالله که زندگی ما به شهادت ختم نشود و سالها کنار هم باشیم.اما قسمت چیز دیگری بود. حالا که پس از شهادتش، تکه‌هایی از آن فیلم را به یاد می‌آورم، شــباهت عجیبی میان او و شــهید باکری میبینم.»

کد خبر 1046104

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار پایداری

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha