همشهری آنلاین- خدیجه نوروزی: تحقیقات روانشناختی نشان میدهد که بسیاری از مردان تحت تأثیر الگوهای اجتماعی (مانند مفهوم سنتی مردانگی) هستند که به ذهنشان القا شده: «مرد نباید ضعف نشان دهد» یا «احساسات، نشانه بیثباتی است». این فشار باعث میشود مردان از استراتژی «سرکوب هیجان» (Emotional Suppression) استفاده کنند. آنها به جای حل مسئله یا ابراز نیاز، سکوت میکنند یا واکنشهای سرد نشان میدهند.
بیشتر بخوانید:
پنهانکاری مردان، آمار زنان افسرده را بیشتر کرده است | باید مهارت کمکخواهی مردان را افزایش دهیم

پیوند پنهانکاری مرد و افسردگی زن
طبق یافتههای پژوهشی، این پنهانکاری یک واکنش زنجیرهای ایجاد میکند:
۱. شکاف اعتماد: وقتی زن تلاش میکند با همسرش ارتباط برقرار کند اما با دیوار سکوت مواجه میشود، احساس تنهایی و طردشدگی میکند.
۲. اضطراب و حدسزدن: سکوت مرد، ذهن زن را به سمت سناریوهای منفی میبرد (مثلاً: «او دیگر مرا دوست ندارد» یا «او از من ناراضی است»). این حدسهای مداوم، عامل اصلی اضطراب مزمن است.
۳. خستگی عاطفی: تلاش مداوم برای «خواندن ذهن» مرد یا تلاش برای «درک کردن سکوت او»، باعث فرسودگی روانی زن میشود که در نهایت به افسردگی بالینی منجر میگردد.
در واقع، وقتی مرد احساسات خود را پنهان میکند، از نظر عاطفی «حضور» ندارد؛ و این «حضور فیزیکی بدون حضور عاطفی»، یکی از مخربترین عوامل برای سلامت روان زنان است.

برای اینکه رابطه از این چرخه ویرانگر خارج شود، هر دو طرف باید نقش فعال داشته باشند:
توصیههایی به مردان برای بازگشت به رابطه
امنیت ایجاد کنید، نه سکوت: لازم نیست تمام جزئیات را بگویید، اما وقتی نیاز به خلوت دارید، به جای ناگهان سکوت کردن، بگویید: «الان کمی تحت فشار هستم و نیاز دارم کمی آرام باشم، اما این به خاطر تو نیست و زود برمیگردم.» این جمله، از حدس و گمانهای مخرب زن جلوگیری میکند.
آسیبپذیری را قدرت بدانید: درک کنید که ابراز ترس، خستگی یا ناامیدی، شما را ضعیف نمیکند، بلکه شما را برای همسرتان «قابل درک» و «قابل لمس» میکند.
از کارهای کوچک شروع کنید: لازم نیست بلافاصله درباره عمیقترین تروماهای کودکی حرف بزنید؛ فقط از احساسات روزمرهتان بگویید مثلاً: «امروز در کار کمی کلافه شدم».
توصیههایی به زنان برای حفظ سلامت روان خود

از «نقش روانشناس» دست بکشید: تلاش برای کشیدن حرف از دهان مرد یا تحلیل کردن تمام سکوتهای او، فقط شما را فرسوده میکند. یاد بگیرید مرز بین «نگرانی برای او» و «مسئولیت خودتان» را مشخص کنید.
از «درخواست مستقیم» استفاده کنید: به جای اینکه با سکوت او وارد جنگ شوید، نیاز خود را با جملات «من» بیان کنید: «وقتی تو سکوت میکنی، من احساس تنهایی و ناامنی میکنم. برای من مهم است که بدانم حالت چطور است.»
منابع حمایت خود را گسترش دهید: نباید تمام نیازهای عاطفی و تاییدهای روانی خود را تنها از همسر (که شاید در حال مبارزه با الگوهای ذهنی خود باشد) دریافت کنید. داشتن دوستان، فعالیتهای شخصی و مشاور، میتواند سپر دفاعی شما در برابر افسردگی باشد.
رابطه یک سیستم است؛ وقتی یکی از اجزا (مرد) بخشی از خود را پنهان میکند، کل سیستم دچار اختلال میشود. هدف، رسیدن به یک رابطهی «بینقص» نیست، بلکه رسیدن به رابطهای است که در آن «بیدرنگ بودن» جایگزین «پنهانکاری» شود.

نظر شما