همشهری آنلاین-رابعه تیموری: «سر بیدرد را دستمال بستن» حکایت حال فاطمه سادات خلیلی فر و همراهانش است. آنها اگر باخبر شوند که پدر و مادری در یک گوشه این شهر از سر استیصال، نامهربانی یا به هر دلیل و بهانهای میخواهند، حق حیات را از فرزند متولدنشده خود دریغ کنند، پاشنههایشان را ور میکشند و راه و نیمراههای بسیاری را امتحان میکنند تا از این تصمیم منصرفشان کنند. اولین کودکی که دکتر خلیلی فر و همراهانش از مرگ نجاتدادند، یک دختر به نام هدیه بود. سرنوشت هدیه باعث شد تا نجات کودکان در معرض سقط به دغدغه آنها تبدیل شود و با تشکیل گروه جهادی «حسنا» برای حفظ حیات کودکان متولدنشده تلاش کنند.

ناگفتههای شوکآور
نقطه شروع جمع شدن اعضای گروه جهادی حسنا، دوران شیوع کرونا بود که خطرات همهگیری این ویروس، افراد بسیاری را گرفتار و خانهنشین کرده بود. در اینروزها خلیلی فر و تعدادی از دوستانش تصمیم گرفتند تا برای رزق و روزی رساندن به افراد آسیبدیده آستین بالا بزنند. آنها با همراهی دوست و آشنا مقداری مواد غذایی تهیه کردند و برای مدتی دست از کار و زندگی شخصیشان شستند تا این لوازم را بهدست ساکنان مناطق مسکونی حاشیه تهران برسانند.
خلیلی فر درباره آن روزها میگوید: « این سرکشیها را از خانوادههای پرجمعیت شروع کردیم که با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم میکردند. پس از مدتی که بر اثر این رفتوآمدها و احوالپرسیها اعتماد خانوادهها جلب شد، شنیدن درد و دل مادری جوان، ما را شوکه کرد. او میخواست به دلیل تنگ بودن دست و بالش، فرزندی را که توی راه داشت سقط کند و برای ازبینبردن جنین از ما کمک میخواست.»
برای نجات هدیه
تکاپوی خلیلی فر و دوستانش برای باز کردن گرههای زندگی خانواده نوزاد متولدنشده با سختی به ثمر میرسد: «ما از مادر خواستیم مدتی برای اجرای تصمیمش دست نگه دارد و سعی کردیم مشکلات آنها را یکییکی حل کنیم تا برای نگهداشتن کودک، انگیزه پیدا کنند. اولین دلیلی که آنها مطرحکردند، بیکاری پدر بود، اما با آن که این مسئله را با آبرو گروگذاشتن حل کردیم، مقاومت والدین جنین برای سقط او ادامه داشت. با اینحال ما به تلاش خود ادامه دادیم و سعی کردیم بیشتر از سایر خانوادههای آن محل به معیشت آنها توجه کنیم. یک بار که برای این خانواده مواد غذایی تدارک دیدیم، یکی از اعضای گروه با هزینه خودش یکدست کله پاچه تمیز شده هم تهیه کرد تا غذای هوسانه مادر باردار باشد. وقتی مادر چشمش به این کله پاچه افتاد، چشمهایش پر از اشک شد و گفت من امروز هوس یک کاسه آب کله پاچه کردم و بدون آن که آن را به زبان بیاورم خدا آن را رزق بچهام کرد. پدر هم با دیدن حال مادر به زبان آمد و گفت من با امام حسین (ع) قرار گذاشتهام که اگر در زندگیمان گشایشی پیش بیاد، این بچه را نگهدارم و حالا این بچه، قبل از به دنیا آمدنش برکت را به زندگی ما آورده است. »

راههای رفته و نرفته
شیرینی لحظه تولد هدیه و دیدن شادی پدر و مادرش، خستگی چند ماه راه و نیمراه رفتن را از تن خلیلی فر وهمراهانش درآورد، ولی خطری که زندگی هدیه را تهدید میکرد؛ باعث شد توجه ناجیانش به آمار بالای سقط جنین جلب شود و تلاش خود را به پیشگیری از این خطر جمعیتی معطوف کنند: «در قدم اول از متخصصان زنان و زایمان و مراکز بهداشتی درمانی مختلف، خواستیم تا مادرانی را که تصمیم به سقط جنین گرفتهاند با ما ارتباط دهند. اوایل همکاری این مراکز با ما کمتر بود، اما کمکم تعدادشان بیشتر شد و هر مادری که به ما معرفی میکردند به سراغش میرفتیم تا او را برای نگهداشتن فرزندش مجاب کنیم. سختترین بخش کار جلب اعتماد این خانوادهها بود تا ما را به حریم خانواده خود محرم بدانند و اجازه دهند با هم مشکلاتشان را حل کنیم.»
وقتی مادری حرف اعضای گروه حسنا را زمین میانداخت، آنها بهدنبال معتمدی از اطرافیان مادر میگشتند تا با پادرمیانی، او را مجاب کند که فرزندش را از بین نبرد. وقتی مشغلههای شغلی، مادران را به صرافت سقط جنین میانداخت، ابایی نداشتند که نزد صاحبکار مادر، آبرو گرو بگذارند تا با آسانتر کردن شرایط محیط کار، باعث زندهماندن کودک شوند. اگر هم گلایهها و اختلافات پدر و مادر آنقدر روی هم تلنبار شده بودند که برای نگهداشتن ثمره زندگی مشترکشان انگیزهای نداشتند، برای وصله و پینه کردن رشته محبتشان همتی مادرانه به خرج میدادند: «از زمان تشکیل حسنا دستمان برای کمک به این مادران، پیش مردم دراز بود ولی از این کمک خواستن هیچوقت شرمنده نبودهایم و معتقدیم وظیفه همه ایرانیان است که برای نجات فرزندان این سرزمین همت کنند. »
باکلاس ماندن به قیمت قتل فرزند
در این سال ها آن چه بیش از همه اعضای حسنا را رنج داده، ساده انگاری جامعه درباره ماهیت این اتفاق تلخ است:«اوایل تصور میکردیم، مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی مهمترین دلیل سقط جنین نوزادان است، اما در جریان کار متوجه شدیم که تعدادی از مادران برای باکلاس ماندن و گریز از نکوهش اطرافیانشان حق حیات را از فرزندانشان میگیرند. آنها برای این که توسط دیگران قضاوت نشوند و به دلیل چندفرزندبودن با برچسبهای منفی مورد شماتت قرار نگیرند، فرزندانشان را از حق زندگی محروم میکنند. برخی از پدر و مادرها هم احساسشان نسبت به جنین با حس آنها نسبت به دیگر فرزندان شان متفاوت است و از بین بردن جنین را امری ساده می دانند.»
حالا که از پا گرفتن جمع حسناییها چند سالی گذشته و در دفتر دستاوردهای آنها نجات زندگی صدها کودک به ثبت رسیده، هر روز به تعداد اعضای گروه اضافه میشود. شمار اعضا و همراهان حسنا به ٨٠ نفر رسیده که تعداد زیادی از آنها پزشک، ماما و اعضای کادر درمان هستند.

تکثیر حسنا
رسیدن آوازه فعالیتهای گروه حسنا به فعالان جهادی گوشه و کنار کشور باعث شد تا بسیاری از آنها وارد گود شوند و برای حفظ و نجات جنینهای در معرض سقط تلاش کنند، اما در کنار این گروهها که با نامهایی مانند مهر فرشتهها، مهر مادری و... در مناطق مختلف کشور فعالیت میکنند، تعدادی از فعالان جهادی هم برنامههای خود را به رفع سایر نیازهای مادران باردار معطوف کردهاند. گروه جهادی «دانه»یکی از این گروههای جهادی است که در زمینه ترویج تغذیه نوزادان با شیر مادر فعالیت میکند و با بهبود تغذیه مادران باردار کمبضاعت و آگاه کردن مادران درباره آثار مثبت شیردهی نوزادان بر روی مادران و کودکانشان، فرهنگ تغذیه با شیر مادر را ترویج میکنند.
بیشتر بخوانید:عوامل موثر بر سقط جنین را بشناسید
نظر شما