همشهری آنلاین: فرقی نمیکرد صدایش را در آگهی تبلیغاتی ساعت رادو بشنوید که فقط سه کلمه میگفت «رادو، دنیایی متفاوت» یا در برنامه رادیویی «کتاب شب» که تقریبا ۳۰ سال هر شب به مدت نیمساعت با آن صدای مردانه و گیرا و زنگدار کتاب میخواند. صدایش را که میشنیدید محال بود متوجه صلابت و جنس خاصش نشوید. از آن صداهایی بود که یکبار شنیدنش کفایت میکرد تا دنبال نامِ صاحبِ صدا بگردید. بهروز رضوی که دیروز در ۷۸ سالگی درگذشت، گوینده، مجری، بازیگر و ترانهسرایی بود که حدود ۶۰ سال با صدایش در خاطرات جمعی چند نسل از ایرانیان حضور داشت و در دنیایی که اصوات گوشخراش در آن کم نیست، لذت شنیدن صدایی سرشار از اطمینان و گرما و دوستی را به شنوندگانش چشاند.
گریز از سیاست
متولد ۱۰ دی ۱۳۲۶ در یزد بود و نام شناسنامهایش محمدرضا رضوینیا، اما مشهور به بهروز رضوی. از اوان جوانی، با این نام در مطبوعات و رادیو کار میکرد. با اینکه تغییر نام در دنیای هنر و سرگرمی بسیار متداول است، این تغییر نام در دوران دانشجویی به داد رضوی رسید. در مستند «روزگار بهروز» به کارگردانی ابوالفضل توکلی، رضوی میگوید که بعد از ۵ ترم تحصیل در رشته معماری، به اتهامات سیاسی نادرست، از ادامه تحصیل و استخدام در ادارات دولتی محروم شد، اما این محرومیت شامل نام هنریاش که بهروز رضوی بود نمیشد و توانست به کار در مطبوعات و رادیو ادامه دهد. البته مطمئنا در آن زمان آنهایی که باید از نام هنری رضوی خبر داشتند و از خوشاقبالیاش بود که جلوی فعالیتش در رادیو را نگرفتند.
شعرخوانی در «شما و رادیو»
اولین تجربه گویندگیاش را مدیون دکتر مروجنامی، ناظم و دبیر ادبیات دبیرستان مشعل دانش، بود که از صدای او خوشش آمد و به او گفت خطبات نهجالبلاغه را در هیئت مدرسه بخواند. رضوی آنقدر از این پیشنهاد خوشحال شده بود که متنها را حفظ میکرد. با وجود این تجربه، به گویندگی به عنوان شغل نگاه نمیکرد تا اینکه آذر ۱۳۴۷ که پایش به رادیو باز شده بود، اولین حقوقش را به مبلغ ۸۰ تومان با کسورات از رادیو گرفت و رسما گوینده رادیو شد. ماجرای ورودش به رادیو هم از این قرار بود که شعری از معینی کرمانشاهی را به دعوت شاهرخ نادری، تهیهکننده رادیو ایران، در برنامه «شما و رادیو» خواند و مورد تشویق حضار قرار گرفت. «شما و رادیو» درواقع سلف «صبح جمعه با شما» بود و شنونده زیادی داشت و اجرای رضوی در آن به اصطلاح قدیمیها برایاش حسابی «سوکسه» (شهرت و موفقیت) آورد. از آن زمان برای دههها رضوی در رادیو تهران، رادیو فرهنگ، رادیو سراری و رادیو البرز (کرج) گویندگی کرد و هرچه میگفت با صدای جادوییاش ارزش و اعتبار پیدا میکرد.
همکاری با عیاری و ملاقلیپور
رضوی در کار تصویر هم تجربیاتی داشت. اولینبار محمد نوری خواننده که رضوی بسیار به او علاقه و ارادت داشت، رضوی را به منصور پورمند معرفی کرد که داشت سریال «قصه عشق» (۱۳۵۲) را برای تلویزیون میساخت. سال بعد از آن، در فیلمی به کارگردانی مهدی ژورک و نویسندگی سیروس الوند بازیگری در سینما را تجربه کرد. بعد از انقلاب هم اولین کار سینماییاش را به عنوان دستیار و برنامهریز و البته بازیگر در فیلم «محموله» سیروس الوند به دست آورد. تجربیات سینمایی رضوی چندان قابل اشاره نیستند، اما نمیشود از کنار بازیاش در فیلم «آبادانیها» (۱۳۷۱) ساخته تحسینشده کیانوش عیاری راحت گذشت. رضوی در این فیلم با لهجه جنوبی نقش مهاجر جنگزدهای را بازی میکند که به دوستش در پیدا کردن ماشین دزدیدهشدهاش کمک میکند. در «نجاتیافتگان» (۱۳۷۴) رسول ملاقلیپور هم در کنار خواهرش، عاطفه رضوی، نقش افسری عراقی را بازی کرد. خودش میگفت قرار بود مهدی فتحی این نقش را بازی کند که نیامد و اتفاقی نقش به او رسید.
گویندگی آنونس و اجرا
رضوی در گویندگی آنونسهای سینمایی هم دستی داشت. نه اندازه حسین باغی یا ابوالحسن تهامی که سلاطین گویندگی آنونس بودند، ولی اگر آنونس فیلمی را میگفت در خاطر میماند، مثل آنونس «اعتراض» مسعود کیمیایی. خودش میگفت ظرایف آنونسگویی را از مهدی رجاییان تدوینگر فراگرفته بود. اجرا در تلویزیون یکی دیگر از کارهای رضوی بود. برنامههای قدیمیتری مثل «ادبیات جهان»، «سیری در انقلابهای جهان» یا «کلمه ها و تصویرها» به همراه مهدی اخوان ثالث شاعر تا برنامه گفتوگومحور «هزارداستان» در همین اواخر تعدای از اجراهای تلویزیونی او بودند.
رفتی و بیتو دلم پر درده
رضوی در جوانی ترانهسرایی را هم آزمود. دو ترانه مشهور «گمشده» (اونی که میخواستی تو غبارا گم شد/ مرغی شد و پشت حصارا گم شد) و «کویر دل» (رفتی و بیتو دلم پر درده/ پاییز قلبم ساکت و سرده/ دل که میگفتم محرمه با من/ کاشکی میدیدی بیتو چه کرده) هر دو از سرودههای رضوی هستند. رضوی برای دلش هارمونیکا (سازدهنی) مینواخت و گاهی خودش هم دم می گرفت و می خواند. یادش گرامی.
نظر شما