همشهری آنلاین- نصیبه سجادی : در درازای تاریخ همیشه سایه جنگ و قحطی بر سر ایرانی و تهرانی بوده و آنچه باعث شده از این بزنگاهها به سلامت عبور کنند هر چند سخت، همدلی و خیرخواهی مردم بوده است. یکی از این افراد لقمان حکیم بود؛ محمدحسین لقمان ادهم (لقمانالدوله) ملقب به «فخرالاطبا» که پدر، پدربزرگ و پدرِ پدربزرگ او پزشک بودند و همه هم پزشک ۴ شاه از سلسله قاجار. او پزشک خیرخواهی بود که درست بعد از جنگ جهانی اول و شیوع وبا، آنفلوآنزای اسپانیایی و ... به داد مردم رسید و بیمارستان ساخت تا بیماریهای واگیردار کشته کمتری از میان تهرانیها و ایرانی ها بگیرد.
«نصرالله حدادی» تهرانپژوه میگوید: «محمدحسین خان ادهم نزد استادان فن و پدر خود، طب ایرانی را فراگرفت و سال۱۲۸۰ هجری شمسی به فرانسه رفت و در دانشکده پزشکی مشغول شد. سال ۱۹۰۸میلادی (۱۲۸۷هجری شمسی) پایاننامه خود را در باب بیماریهای سالک با درجه ممتاز ارائه کرد. به ایران بازگشت و به سمت طبیب مخصوص احمدشاه با لقب لقمانالدوله منصوب شد.»

ساخت یک بیمارستان
حدادی می گوید: «لقمانالدوله در دورهای که پزشک مخصوص رضاشاه بود، مدتی ریاست کلاس طب مدرسه دارالفنون را بر عهده داشت و با قبول این مسئولیت، کلاس طب را از مدرسه دارالفنون جدا و به مدرسه طب تبدیل کرد. به این ترتیب او به عنوان یکی از پایهگذاران دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، به ریاست این دانشکده رسید و شد نخستین رییس دانشگاه تهران. او سالهای آخر عمر منزل مسکونی خود را به درمان بیماری های عفونی اختصاص داد و بیمارستان لقمان سال ۱۳۲۷ در چهارراه لشکر، خیابان مخصوص در ساختمان اولیهای که منزل او بود شکل گرفت.
پس از مرگ لقمانالدوله بهداری وقت اقدام به گسترش این بیمارستان کرد و یک بیمارستان ۳۰۰ تختخوابی در این محل دایر شد که به پاس خدمات دکتر لقمان ادهم به نام این پزشک با عنوان «بیمارستان لقمانالدوله» شناخته شد.

پاستور و تدبیر لقمان
شاهان قاجار به سفرهای خارجی علاقه زیادی داشتند. حتی قرض می گرفتند و به این سفرها می رفتند. حدادی می گوید: «این سفرها عایدی برای کشور نداشت، مگر زمانی که وزیر، وکیل یا شخصی لایق همراهیشان میکرد و با تدبیر آنها یک نماد پیشرفت به ایران میآمد و وطنی میشد و از این راه خیری به مردم میرسید. «محمدحسن لقمان ادهم» در یکی از سفرهای احمدشاه به فرانسه همراه او بود و بعد از بازدید شاه از انستیتو پاستور، گویا مشورتهای او مؤثر واقع میشود و شاه دستور میدهد که عین همان انستیتو در ایران راهاندازی شود.
احمدشاه مأموریت مذاکره با مسئولان انستیتو پاستور را بر عهده هیئت نمایندگی سیاسی خود میگذارد که برای شرکت در این کنفرانس عازم پاریس بود. انستیتو پاستور فرانسه هم سفر هیئت نمایندگی ایران را بیپاسخ نمیگذارد و مدتی بعد، پروفسور «رنه لگرو» را به ایران میفرستد.
موافقتنامه امضا و مؤسسه علمی و بهداشتی انستیتو پاستور ایران در زمینهای وقفی فرمانفرما ساخته میشود. نقش فرمانفرماییان(عبدالحسین و صبار) در ساخت انستیتو چنان پررنگ است که «نصرالله حدادی»، تهرانشناس، این اتفاق را نتیجه تدبیر حکیمالدوله و فرمانفرما میداند و برای احمدشاه هیچ نقشی در این زمینه قائل نیست. او میگوید: «اساساً پادشاهان قاجار توجهی به مسئله بهداشت جامعه و مردم نداشتند.»
دکتر محمدحسین لقمانالدوله پس از سالها خدمت به مردم ایران و تهران در آرامگاه ظهیرالدوله تجریش آرام گرفته است.
نظر شما