همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
۱. گزاره محوری
در سیاست بینالملل، سازش با قدرتهای سلطهگر بهجای ایجاد امنیت، زمینهساز فشار بیشتر، تضعیف حاکمیت و فروپاشی ساختار قدرت دولتها شده است.
۲. ماهیت تقابل: فراتر از تعارض منافع
تقابل میان «جبهه سلطه» و «جبهه مقاومت» ریشه در اختلافات عمیق تمدنی و رویکردهای هستیشناختی دارد.
در منطق سلطه، طرف مقابل تنها زمانی «بیخطر» تلقی میشود که «حذف» شده باشد.
حتی امتیازدهی گسترده نیز تضمینکننده بقا نیست.
۳. نمونههای تاریخی شکست سازش
نمونههایی از کشورهایی که اعتماد به قدرتهای بزرگ به فروپاشی یا بحران منجر شد:
لیبی: کنار گذاشتن برنامه تسلیحاتی، مداخله ناتو، سرنگونی حکومت، بیثباتی گسترده.
عراق: انهدام بخش بزرگی از توان نظامی پس از جنگ اول خلیج فارس، حمله آمریکا، سقوط دولت و بحران طولانیمدت.
پاناما: همکاری گسترده با آمریکا، مداخله نظامی، تغییر کامل ساختار سیاسی.
افغانستان: دو دهه همراهی با آمریکا، فروپاشی دولت در چند هفته پس از خروج نیروهای ناتو.
سوریه: گروههایی که بر سازش با غرب تکیه کردند، نهایتا بدون حمایت رها شدند و کشور با بحران امنیتی عمیق روبهرو شد.
۴. منطق مذاکره، تفاوت نگاه سلطه و مقاومت
مذاکره ابزار ضروری دیپلماسی است، اما اتکای یکسویه به آن بدون تضمین پایبندی طرف مقابل، خطرناک است.
نمونه برجسته: برجام
– مذاکرات طولانی و توافق رسمی
– اجرای تعهدات از سوی ایران
– خروج یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمها
در منطق سلطه، مذاکره ابزار زمان خریدن است.
در منطق مقاومت، مذاکره تنها زمانی مشروع است که عزت، منافع ملی و امنیت حفظ شود.
۵. چرا مقاومت؟
مقاومت در این متن نه «شعار»، بلکه یک «منطق راهبردی» است:
• دفاع از استقلال و کرامت
• ایجاد بازدارندگی واقعی
• جلوگیری از تکرار تجربه تلخ سازشهای شکستخورده
• حفظ توازن قدرت در برابر فشار خارجی
۶. مصادیق منطقهای منطق مقاومت
• فلسطین
• حزبالله لبنان
• انصارالله یمن
• گروههای ضد اشغال در عراق و سوریه
این بازیگران در چارچوب یک منطق واحد شکل گرفتند: مقاومت برابر فشار، نه تسلیم در برابر آن.
۷. جنگ و صلح، دو برداشت متفاوت
در نگاه سلطه، جنگ ابزاری برای تثبیت قدرت و اعمال نفوذ است.
در نگاه مقاومت، جنگ (اگر رخ دهد) برای ایجاد صلح پایدار و جلوگیری از صلح تحمیلی است.
۸. رسانه و روایتسازی
جریان رسانهای غربگرا، سازش را «راهحل بحرانها» معرفی میکند.
در این روایت، سرنوشت کشورهایی که پس از سازش دچار فروپاشی شدند، نادیده گرفته میشود.
بازنمایی گزینشی واقعیات، جای تحلیل تاریخی را میگیرد.
۹. انتخاب تمدنی، فراتر از تصمیم سیاسی
دو گفتمان پیشروی ملتها:
گفتمان سازش: مبتنی بر وعدههای غیرقطعی، توافقهای شکننده و تجربههای پرهزینه تاریخی.
گفتمان مقاومت: مبتنی بر عزت، استقلال، بازدارندگی، هویتسازی و تجربههای موفق منطقهای.
انتخاب مسیر آینده، انتخابی راهبردی و تمدنی است، نه صرفا تصمیمی سیاسی.
۱۰. پیام پایانی
ملتها زمانی پیروز خواهند شد که:
به تجربه تاریخی خود آگاه باشند
به قدرتهای سلطهگر اعتماد بلاشرط نکنند
و با حفظ منافع ملی، استقلال و عزت خود، راهبردی هوشمندانه برگزینند.
نظر شما