شهید زندی نسب، دختر نخبه‌ای که رد تمام فعالیت‌ها و پیگیری‌هایش در صنعت برق و مناطق محروم پیداست، دختری که با رتبه ۱۰۶ دانشگاه امیرکبیر؛ ماندن را به جای مهاجرت انتخاب کرد و پای وطن ماند.

اداره برق میدان شهدا

همشهری آنلاین-رابعه تیموری:٤٠ روز جنگ تمام‌عیار با دشمن صهیونی-آمریکایی باعث نشد چراغ خانه‌های ساکنان دورترین نقاط کشور خاموش شود؛ اما شاید هیچ‌کس نداند حضور چند نفر در اتاق گوشه زیرزمین ساختمان اداره برق میدان شهدا حتی زیرموشکباران، نقشی مهم برای روشن ماندن چراغ این مناطق محروم و دورافتاده ایفا کرده است.

این اتاق محل کار «مژگان زندی نسب» مسئول گروه فنی برنامه‌وبودجه شرکت توزیع توانیر و جوان دهه شصتی بود که ۲ روزپس از بمباران اداره برق میدان شهدا، پیکر بی‌سرش را از لابلای آوارها پیدا کردند. دکتر زندی نسب از فارغ‌التحصیلان نخبه دانشگاه امیرکبیر بود و فرش قرمزی را که کشورهای اروپایی برایش پهن کرده بودند پس زد تا در روشن نگه‌داشتن چراغ وطنش سهمی داشته باشد.

دختر نخبه‌ای که آمریکا به شهادت رساند | رتبه ۱۰۶ دانشگاه امیرکبیر مهاجرت نکرد و پای ایران ماند

جای خالی خانم مدیر

«تا بود، خیالم از همه‌چیز راحت بود. بودجه کشوری با رقم‌های نجومی دست خانم دکتر بود، اما او طوری این رقم‌های نجومی را توزیع و محاسبه می‌کرد که مو لای درز اعداد و ارقام نمی‌رفت و نه جای کمبودی باقی می‌ماند و نه کاری روی زمین. وقتی هم پای حل مشکلات مناطق محروم در میان بود، خانم دکتر خوب می‌دانست چطورهمه قوانین و امکانات را به خدمت بگیرد تا مشکل را حل کند.»؛ این مطالب را «کامران داوودی» می‌گوید که می‌داند دکتر زندی نسب برای صنعت برق کشور چه سرمایه گرانبهایی بوده است. داوودی مدیر کل دفتر بودجه و سرمایه‌گذاری شرکت توانیر است و سابقه همکاری‌اش با مژده زندی نسب به سال‌ها پیش برمی گردد: «زندی نسب مدیری نخبه بود که سلامت کاری و وجدان کاری‌اش او را به مدیری همه‌چیز تمام تبدیل کرده بود.»

مدیرحاضر به یراق

هر جا باری روی زمین می‌ماند، داوودی می‌دانست که می‌تواند روی توانمندی زندی نسب حساب باز کند. اگر هم جزء وظایفش نبود، ترسی نداشت که عناوین مدیریتی ریزو درشتش را کنار بگذارد و کار را به سرانجام برساند: «با آن که خانم دکتر رسیدگی به امور بودجه ٣٩ شرکت دولتی و خصوصی مرتبط با صنعت برق را بر عهده داشت، از رسیدگی به ‌کارهای جزئی هم غافل نمی‌شد و بسیاری از آنها را شخصا رسیدگی می‌کرد. یکی از این کارها طراحی و راه‌اندازی سامانه مجازی برای سیستان‌وبلوچستان بود تا مسئولانش مجبور نباشند اسناد کاغذی بودجه را تا تهران حمل کنند. او حدود ٤ ساعت به مسئولان آن جا روش استفاده از سامانه را آموزش داد و بعد از بازگشت آنها به سیستان‌وبلوچستان، هر وقت به مشکلی برخورد می‌کردند با حوصله مشکل‌شان را تلفنی رفع می‌کرد.»

سنگ تمام گذاشتن در میزبانی از مدیران شهرستان‌ها عادت همیشگی خانم مدیر بوده: «هر روز مدیران استان‌های مختلف برای پیگیری مسائل کاری به تهران می‌آمدند و خانم دکتر تا وقتی به مشکلات آنها رسیدگی نمی‌شد، آنها را با خیال آسوده راهی نمی‌کرد و سراغ باقی کارها نمی‌رفت. همین مسئله هم باعث می‌شد هر روز تا غروب در محل کارش بماند.»

دختر نخبه‌ای که آمریکا به شهادت رساند | رتبه ۱۰۶ دانشگاه امیرکبیر مهاجرت نکرد و پای ایران ماند


از کار هراسی نداشت

در جنگ ١٢ روزه یکی از مشکلات داوودی مجاب کردن زندی نسب برای رضایت دادن به دورکاری بوده است: «در آن روزها با آن که بر اساس بخشنامه دولت، خانم‌ها می‌توانستند به‌صورت دورکاری وظایف‌شان را انجام دهند، خانم دکتر مانند روزهای معمول به اداره می‌آمد و من همیشه نگران بودم که اگر اتفاقی برای او بیفتد، هیچ‌کس نمی‌تواند این خلا مدیریتی را برای ما پرکند. »

در جنگ ١٢ روزه هم صنعت برق از حملات دشمن در امان نبود و ساختمانی که محل کار قبلی زندی نسب بود بر اثر بمباران دشمن تخریب شد. بعد از انفجار خانم مدیر چادر به کمر بست تا وسایل باقی مانده در ساختمان را که سالم مانده بودند، از زیر آوار بیرون بیاورد: «در جنگ ١٢ روزه وقتی ساختمان اداره برق مورد حمله قرار گرفت، با آن که اتاق‌های ما و چند بخش دیگر کاملا تخریب‌شده بودند، تعدادی از وسایل مانند تلویزیون، گلدان رومیزی و... سالم مانده بودند. از آن جا که امکان ریزش ساختمان و خطر جانی وجود داشت ترجیح دادیم وسایل را بیرون نیاوریم، اما خانم دکتر چند روز خودش کلاه ایمنی روی سرش می‌گذاشت و به ساختمان نیمه‌مخروبه می‌رفت تا حتی وسایل کوچکی مانند گلدان رومیزی را که سالم مانده بودند، از زیر آوارها بیرون بکشد. موقع آوردن آنها به ساختمان میدان شهدا هم خودش پشت خودروی حمل بار نشست تا مراقب ال سی دی تلویزیون اتاق باشد و در جابجایی آسیب نبیند.»


برای ایران ماند

هر چقدر خانم مدیر برای پیشرفت کار با اطرافیان و کارکنان زیر مجموعه اش همراه بود، وقتی حرف عبور از خط‌ قرمزهای قانونی به میان می‌آمد، با هیچ‌کس سر سازش نداشت: «وقتی فروشنده‌ای اصرار داشت کابل‌های پوسیده را وارد شبکه برق کشور کند، محکم دربرابرش ایستاد و با آن که کارش به بازرسی کل کشور رسید، موضوع را تا انتها و روسپید شدن خودش پیگیری کرد و اجازه نداد با واردکردن کابل‌های پوسیده به سیستم برق‌رسانی کشور، مردم دچار افزایش قطعی برق و خسارت شوند.»
عشق به وطن باعث شد بانوی نخبه صنعت برق کشور، دست رد به سینه شرکت‌های معتبر کشورهای اروپایی بزند: «دکتر زندی با کسب رتبه ۱۰۶ کنکور وارد رشته برق قدرت دانشگاه امیرکبیر شد و تا مقطع دکترا از دانشجویان برتر کشور بود، اما با وجود دریافت دعوتنامه از دو کشور اروپایی برای ادامه تحصیل و کار، ماندن در ایران را انتخاب کرد و در ۳۲‌سالگی به ریاست گروه فنی برنامه‌وبودجه توزیع توانیر رسید.»

داغی که سرد نمی‌شود

رفتن مژده دل همه کسانی را که با او آشنایی‌ای کم ‌یا زیاد داشتند را سوزاند، اما آتشی که داغ او به دل مادرش نشانده حکایت دیگری دارد: «هر جا حرف مژده به میان می‌آمد، سرم بلند بود. در مدرسه، محل کار، پیش دوست و آشنا، به‌خاطر ندارم حتی یک بار برای درس‌ و ‌مشق یا مسائل مربوط به او به‌زحمت افتاده باشم.»

مادر که همیشه خیالش از سربه راهی تنها دختر عزیزکرده اش آسوده بوده، نمی‌دانست آن روز اولین و آخرین‌باری است که مژده اش به او «نه» می‌گوید: «وقتی دیدم برای رفتن حاضر می‌شود، جلویش را گرفتم و نگذاشتم برود، اما او گفت برای حل مشکلی که برای بودجه مناطق محروم کرمان پیش‌آمده باید برود و من می‌دانستم تا نرود و مشکل را برطرف نکند، دلش آرام نمی‌گیرد.»

این دل دادن مادر به دل دخترش برای او تاوانی سخت و جگرسوز داشته است: «آن روز بعد از رفتن مژده سعی کردم تا برگشتنش خودم رو مشغول کنم و برای انجام دادن کاری به بانک رفتم. توی بانک نشسته بودم که خبر دادند به میدان شهدا حمله شده، وقتی نگهبان بانک گفت اداره برق آن جا را زده‌اند، دنیا روی سرم خراب شد... »


جای خالی دردانه مادر

پیکر بی‌سر مژده که دو روز بعد از زیر آوارها بیرون می‌آید، به دل مادر داغی می‌گذارد که دیگر سرد نمی‌شود: «مژده همدم تنها برادرش و همراه پدر جانبازش بود. حالا ما مانده‌ایم با جای خالی او که هیچوقت پر نمی‌شود..» گوشه‌گوشه خانه ساده خانواده زندی نسب پر از یادگاری‌ها و خاطرات او است تنها چیزی که مرهم دل داغدیده مادر می‌شود، بر زمین نماندن دلمشغولی‌های دخترش است: «خدا کند هر کس به‌جای مژده مدیر می‌شود، دلش برای مناطق محروم بتپد ومثل او وجدان و تعهد داشته باشد.»

بیشتر بخوانید:گفت‌وگوی همشهری با یک مسئول توزیع برق تهران: جوسازی دشمن را بی‌ اثر می‌کنیم | پشت صحنه تلاش برای حفظ شهر از خاموشی + عکس

کد خبر 1040064
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار گزارش

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha