به گزارش همشهری آنلاین، حسین هوشمند، کارشناس مسائل آمریکا:
-در سال 1973 و بعد از فاجعه جنگ ویتنام کنگره قانونی را مصوب کرد که طی آن اعلان جنگ باید با نظر این نهاد سیاسی-حقوقی باشد و هدف از آن محدود کردن رؤسای جمهور در قبال مسأله جنگ است.
-اما از آن پس به دلیل خلأهایی که در این قانون وجود داشت، رؤسایجمهور تفسیرهای مدنظرشان به این قانون تحمیل کردند و از این رو شاهد بودیم که چه در زمان کلینتون در کوزوو چه در زمان اوباما در لیبی و چه در زمان ترامپ در ایران، عملیاتهای نظامی صورت گرفت.
-رؤسای جمهور آمریکا با پنهان شدن پشت کلیشه «عملیات نظامی» اقدامات جنگطلبانه خود را پیگیر میشدند تا بتوانند توجیه حقوقی نیز برای کارهای خود داشته باشند.
-از زمان جنگ با ایران بارها موضوع محدودیت اختیارات رئیسجمهور مطرح شد. پیشگام این موضوع دموکراتها بودند. آنان سعی داشتند با پیش کشیدن این موضوع از مخالفت مردم با جنگ نهایت استفاده را ببرند تا از این طریق فشاری را بر روی جمهوریخواهان وارد کنند. دموکراتها میخواهند به جامعه چنین القا کنند که جمهوریخواهان با عدم رأی به طرح محدودیتهای نظامی رئیسجمهور از جنگی دفاع میکنند که فشارش بر روی مردم است.
- بعد از 7 دور شکست در رأیگیری، در دور هشتم، را برای محدود کردن اختیارات ترامپ و اقدام نظامی علیه ایران تصویب شد. این رأیگیری با 50 موافق و 47 مخالف به سرانجام رسید.
-موضوع مهم آن است که این مصوبه به روی میز رئیسجمهور میرود و اگر تعداد رأیهای مثبت به 67 نرسیده باشد، ترامپ میتواند آن را وتو کند!
-گرچه از منظر حقوقی شانس کمی برای محدود کردن ترامپ وجود دارد، اما از نظر سیاسی و رسانهای دموکراتها دریافتند که رفتهرفته فشارشان بر روی جمهوریخواهان درحال نتیجه دادن است و میتوانند از این طریق در انتخابات میاندورهای آبانماه کنگره شانس خوبی داشته باشند.
- درحال حاضر طیف مخالف جنگ با ایران دست پُری دارد و میتواند در جامعه جریانات را به نفع خود هدایت کند تا جمهوریخواهان و جنگطلبان را عاملان چالشهای پساجنگ معرفی نمایند.
نظر شما