همشهری آنلاین، فاطمه عباسی؛ در طول جنگ جهانی دوم، دولت ایالات متحده یک کمپین روانی بیسابقه را آغاز کرد تا هر خانه را به چرخدندهای در ماشین جنگی تبدیل کند. این اتفاق در حالی رخ داد که هزینههای سرسامآور جنگ کشور و خانوادهها را تحت فشار قرار داده بود.
در چنین شرایطی بود که دولت فدرال با استفاده هوشمندانه از مفهوم «فداکاری به مثابه میهنپرستی»، اعمال سادهای مانند جیرهبندی شکر، جمعآوری ضایعات چربی و کاشت «باغهای پیروزی» را به وظایفی اخلاقی تبدیل کرد و در عمل، زنان خانهدار آمریکایی را به مدافعان اصلی کشور بدل ساخت.

استراتژی «جنگ علیه اسراف»
هنگامی که ایالات متحده به اقتصاد جنگی تغییر وضعیت داد، «اداره اطلاعات جنگی» (OWI) دریافت که پیروزی نیازمند چیزی بیش از مهمات است؛ پیروزی نیازمند انضباط غیرنظامیان بود به همین دلیل پویش یا کمپینی طراحی کرد که پیام اصلی آن ساده اما قدرتمند بود: «استفادهاش کن حتی اگر کهنه شد تعمیرش کن، یا بدون آن سر کن.»
اداره اطلاعات جنگی ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: United States Office of War Information )، به صورت مخفف OWI، به عنوان یک آژانس فدرال در این دوران با هدف تحکیم و ثبت اطلاعات خدماتی و ارائه تبلیغات دولتی در داخل و خارج از مرزهای ایالات متحده، فعالیت رسانهای و تبلیغاتی گستردهای در این رابطه انجام داد.

- جیرهبندی به عنوان یک فضیلت: این اداره به جای اینکه کمبود مواد غذایی را یک بار بر دوش مردم جلوه دهد، آن را راهی برای تامین نیاز سربازان معرفی کرد. دفترچههای جیرهبندی به نمادی از مشارکت مدنی تبدیل شدند.
- پویشهای بازیافت: خانوادهها تشویق میشدند تا فلزات، لاستیک و حتی روغنهای آشپزخانه را اهدا کنند. در یک فراخوان، به زنان گفته شد که روغنهای سوختهی دورریختنی، میتواند به گلیسیرین تبدیل شود؛ مادهای حیاتی برای تولید مواد منفجره.
- باغهای پیروزی: تا سال ۱۹۴۴، حدود ۲۰ میلیون خانواده در خانههای خود باغچه ایجاد کردند. این باغچهها حدود ۴۰ درصد از سبزیجات مصرفی در ایالات متحده را تامین میکردند و باعث شدند تا زنجیره تامین تجاری، کاملاً به نیازهای نیروهای مسلح اختصاص یابد.

قدرت اقناع بصری
دولت از رسانههای جمعی استفاده کرد تا کمپین مقاومت را برای تکتک افراد ملموس کند. پوسترهای تبلیغاتی و برنامههای رادیویی از سه تاکتیک روانی استفاده میکردند:
1. القای حس مسئولیت: در تصاویر تبلیغاتی، سربازان در خط مقدم حضور داشتند و این پرسش را مطرح میکردند: «آیا شما به اندازه کافی تلاش میکنید؟»
2. بازیانگاری (Gamification): خانوادهها تشویق میشدند پیشرفت خود را در صرفهجویی ثبت کنند؛ این کار باعث میشد صرفهجویی به یک رقابت هیجانانگیز تبدیل شود.
3. قهرمانسازی: زنان در تبلیغات نه تنها به عنوان خانهدار، بلکه به عنوان «سربازانِ پشت میزِ آشپزخانه» به تصویر کشیده میشدند.

میراث ماندگار
متخصصان رسانه در آمریکا معتقدند این دوران اولین باری بود که دولت ایالات متحده موفق شد رفتار تودهها را از طریق تبلیغات هدفمند تغییر دهد. با پیوند زدن مصرف خصوصی به سیاستهای عمومی، دولت ثابت کرد که اقدامات فردی -هرچقدر هم کوچک- میتوانند در پیروزی جنگ نقشآفرین باشند.

تکنیکهایی که در این دوره ابداع شدند، به طور بنیادی نحوه استفاده دولتها و سازمانها از پیامهای رسانهای و تبلیغاتی برای تغییر رفتار عمومی در حوزههای سلامت، محیطزیست و جنبشهای اجتماعی را دگرگون کردند. امری که میتواند به عنوان پیشنهادی آزموده در شرایط دشوار جنگی مورد توجه قرار گیرد.

نظر شما