خبر ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ دهشتناک بود؛ حمله با سنگرشکن به دانشگاه شریف؛ آنهم مرکز محاسبات داده، قلب هوش مصنوعی کشور... و لابد گفتند با ویرانی‌اش و خسارت بین ۵ تا ۷ همت کشور عقب می‎رود. اما هله هشدار که ما مردم متمدن ایرانیم و تمدن بر قصه استوار... و کدام سنگرشکنی می‌تواند قصه و روایت را از بین ببرد؟

دانشگاه شریف

همشهری آنلاین- لیلا باقری: می‌خواهم جای روایتِ غصه تخریب، داستان این دانشگاه را بگویم که قصه‌ مصون از هر بمب و کارسازتر از هزار بمب است؛ روایت محمدعلی مجتهدی رئیس دبیرستان البرز که شریف (آریامهر) را پی ریخت و داستان ساخت دانشگاهی برای تربیت مهندس ایرانی تا بدانیم حتی پشت دانشگاه ۶۰ ساله ما هم جوانمردی و عشق به وطن موج می‌زند.

محمدعلی مجتهدی، مرد سرسخت آموزش

محمد میرزایی، مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه شریف و نویسنده کتاب «روزگار شریف» می‌گوید دکتر مجتهدی از چهره‌های جدی و اثرگذار آموزش کشور بود و سال‌ها مدیریت مراکز مهم آموزشی را بر عهده داشت؛ از جمله دبیرستان البرز، دانشگاه پهلوی شیراز و دانشکده صنعتی پلی‌تکنیک تهران. مدیری که زیر بار سفارش و فشار بالا دستی نمی‌رفت و حتی نامه‌های درباری را بدون خواندن کنار می‌گذاشت و می‌گفت اگر بتوانم انجام می‌دهم.

مدیر کتابخانه شریف می‌گوید: «مجتهدی مستقل و سخت‌گیر بود و اعتقاد داشت آموزش نباید درگیر رابطه و نفوذ شود. او نگاه ملی داشت و می‌گفت ایران را باید جوان‌های ایرانی آباد کنند. حتی نسبت به حضور خارجی‌ها در نظام آموزشی هم نگاه انتقادی داشت و معتقد بود درجه یک‌هایشان که نمی‌آیند و آنها که می‌آیند هم اغلب برای خدمت نیست. اصلا استعفای او از ریاست دانشگاه شیراز سر یکی از همین استادان خارجی بود که کیسه دوخته بود برای عشایر و به بهانه مداوا ازشان قالی می‌گرفت.

این کشور مهندس ایرانی می‌خواهد!

دهه ۴۰ بود و درآمد نفت رو به افزایش. کشور کم‌کم از کشاورزی سنتی با ساخت کارخانه‌های مختلف مونتاژ به سمت مدرن شدن می‌رفت، اما بیشترشان وابسته به خارج بودند و دانش فنی در داخل شکل نگرفته بود و تعداد مهندسان کشور پاسخگوی صنایع تازه پا گرفته نبود.

نویسنده کتاب روزگار شریف می‌گوید که دانشگاه‌های موجود پاسخ نیاز را نمی‌داد و آموزش مهندسی محدود و پراکنده بود. دکتر مجتهدی هم می‌دانست بدون یک دانشگاه صنعتی واقعی، کشور وابسته می‌ماند و امکان توسعه پایدار ندارد. «برای همین وقتی به تهران می‌آید و از طرف شاه به او دو پیشنهاد کاری می‌شود؛ دومی را می‌پذیرد. شاه از او خواست در خارج مسئول رسیدگی به دانشجویان ایرانی شود یا یک دانشگاه صنعتی در تهران تاسیس کند.»

یک پروژه ملی میهنی

مجتهدی علی‌رغم اینکه همسرش خارج کشور بود، راه‌اندازی دانشگاه را پذیرفت. رئیس کتابخانه شریف می‌گوید: او معتقد بود رسیدگی به دانشجویان از پس دیگری هم برمی‌آید اما ساخت یک دانشگاه صنعتی کار خودش بود. او بارها گفته بود دلش به حال جوان‌هایی می‌سوزد که نمی‌توانند برای تحصیل به خارج بروند.

میرزایی توضیح می‌دهد: دکتر از همان ابتدای کار تلاش کرد دانشگاه از کنترل مستقیم و دخالت‌های درباری خارج باشد و ساختار مالی و اجرایی را طوری طراحی کرد که وابستگی به دولت حداقلی شود. مجتهدی صریح گفته بود «اگر سر و کارم با وزیر فرهنگ و نخست‌وزیر باشد، این دانشگاه نه در سطح بالا خواهد بود و نه به این زودی ایجاد می‌شود». همین نگاه باعث شد دانشگاه به‌صورت مستقل و زیر نظر هیئت امنایی شکل بگیرد.

کمک‌های مالی مردم برای ساخت دانشگاه

انتخاب زمین دانشگاه یکی از پیچیده‌ترین مراحل پروژه بود. برخی از روی منفعت‌طلبی سعی کردند با ترفندهای مختلف زمین مورد نظر خودشان برای ساخت دانشگاه استفاده شود مجتهدی با صراحت همه را رد کرد. در نهایت زمین فعلی دانشگاه در خیابان آیزنهاور (آزادی) انتخاب شد که متعلق به آموزش و پرورش و محل یک هنرستان بود.

محمد میرزایی می‌گوید: دکتر مجتهدی از ابتدا اصرار داشت مردم در این پروژه شریک باشند. هدفش این بود که به همه، به‌ویژه آمریکایی‌ها نشان بدهد مردم ایران داوطلبانه در ساخت مراکز آموزشی مشارکت می‌کنند. در همین راستا دانشجویان ایرانی که بسیاری‌شان فارغ‌التحصیل دبیرستان البرز بودند، بخشی از پول مخارج تحصیل خود را به ساخت دانشگاه کمک کردند. معلمان دبیرستان البرز هم با درخواست خودشان، ۱۰ درصد از حقوق ماهانه‌شان را به دانشگاه اختصاص دادند. مردم عادی هم با ارسال کمک‌های مالی مشارکت کردند و حتی در مجلات آن زمان تصاویر چک‌ها و کمک‌ها منتشر شد.

درباری نیاید

دکتر مجتهدی از همان شرط روشنی هم برای شروع ساخت‌وساز گذاشت؛ هیچ فردی از دربار حق دخالت در کار دانشگاه نداشته باشد. او با پافشاری راه را بر اعمال نفوذ معماران مرتبط با دربار بست و در یک فقره به صراحت درباره معماری سفارشی گفت «...آرشیتکت نیست، دکوراتور است... اینها کیسه دوخته‌اند برای اینجا. ما پولی نداریم کیسه اینها را پر کنیم. کیسه اینها هم سوراخ دارد، از این طرف می‌ریزی از آن طرف می‌آید بیرون.»

در نهایت دکتر مجتهدی طراحی و معماری دانشگاه را به حسین امانت سپرد؛ جوانی فارغ‌التحصیل دبیرستان البرز. همان کسی که بعدها برج شهیاد (آزادی) را هم طراحی کرد. مجتهدی به او اعتماد کامل داشت و او را بدون واسطه‌های درباری وارد پروژه کرد.

کد خبر 1036769

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار دروازه طهرون

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha