همشهری آنلاین: شعر زیر یکی از آثار محدثه آشتیانی، از شاعران کشورمان برای وطن است.او این شعر را در مراسم عصر شعر خواند. وقتی عصر شعر تمام شد، نیمکتها خالی شدند؛ شاعران آمدند و شعر خواندند. شاعران اما میدانستند: نیمکتهای خالی، مخاطبانی شدهاند که شهادت میدهند، جنگ بیرحم است و کودککش…
- شعری برای وطن
به چشمم هیچکس این روزها مثل تو زیبا نیست
تو زیبایی، کسی هم مثل تو اینقدر تنها نیست
دلت دشت شقایقهاست، ای بشکوه آزاده
تو هر داغی که دیدی، پیش چشم غیر پیدا نیست
پر از امواج شورانگیز، لبریز از تلاطم باش
که بیجوش و خروش موجها، دریا که دریا نیست
جهان باید بفهمد صبر ما اندازهای دارد
بفهمد صبح ساحل ایمن از توفان فردا نیست
اگر دستی بهسوی تو بیاید، بشکند، آری!
جواب دشمنانت هرچه هم باشد، مدارا نیست
تمام نقشههاشان نقش بر آب است، میدانند
که آنجایی که مردم بیوفا باشند، اینجا نیست
به غیراز پرچمت چیزی به خاک ما نمیآید
کنار پرچم تو آسمان آنقدر بالا نیست
میان روزهای تلخ و شیرین، خوب فهمیدیم
کسی که عاشق ایران نباشد، دیگر از ما نیست
نظر شما