به گزارش همشهری آنلاین، مارک فایفل، معاون اسبق مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در تحلیلی به ابعاد مختلف سفر دونالد ترامپ به چین و دلایل مخالفت طیفهای مختلف با این سفر پرداخته است.
فایفل مینویسد: دونالد ترامپ در حالی این هفته وارد پکن میشود که سه روایت متفاوت از قدرت آمریکا با خود دارد. از نگاه طرفدارانش، او رئیسجمهوری است که پس از سالها تلاش برای بازتعریف سیاست در قبال پکن، کاهش دستیابی چین به فناوری پیشرفته و اعمال فشار بر ایران که یکی از تأمینکنندگان اصلی انرژی چین است، راهی این سفر شده است.
اما منتقدان چپگرا تصویر دیگری میبینند. از نگاه آنان، رئیسجمهور در شرایطی به دیدار همتای چینی خود میرود که نارضایتی آمریکاییها از جنگی دیگر در خاورمیانه رو به افزایش است و قیمت نفت همچنان شدیداً نوسان دارد. این پرسش مطرح میشود که آیا واشنگتن هنوز توان کنترل تحولات خلیج فارس را دارد یا خیر.
برخی از جنگطلبهای حاضر در محافل امنیت ملی حتی معتقدند ترامپ اصلاً نباید این سفر را انجام میداد. یک سرمقاله اخیر از رئیسجمهور خواسته تا وقتی چین به خرید نفت ایران ادامه میدهد و آشکارا تحریمهای آمریکا را نقض میکند، سفر خود را به تعویق بیندازد. استدلال روشن بود: پکن در حال تأمین مالی همان فشارهایی است که واشنگتن تلاش دارد مهار کند.
از سوی دیگر، منتقدان دموکرات معتقدند ترامپ در موضع ضعف به پکن میرود. مارک کلی، سناتور دموکرات آریزونا، هشدار داده که درگیری با ایران بخش قابل توجهی از آمادگی رزمی نیروهای آمریکایی را تحلیل برده و نگرانیهایی درباره توانایی تأمین مهمات در بلندمدت ایجاد کرده است، به ویژه پس از آنکه از آغاز جنگ، ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و صدها نفر زخمی شدهاند.
فایفل مینویسد: دموکراتها استدلال میکنند افزایش قیمت انرژی، خستگی ناشی از جنگ و تشدید نارضایتی عمومی، برگهای برنده ترامپ را پیش از عزیمت به پکن تضعیف کرده است.
در رسانههای محافظهکار اما خوانش دیگری ارائه میشود. استدلال آنان ساده است: چین به ما نیاز دارد، نه ما به چین. از نگاه آنان، پکن در حالی وارد این مذاکرات میشود که از کندی رشد اقتصادی، بدهیهای انباشته و وابستگی شدید به واردات انرژی از طریق تنگه هرمز رنج میبرد. از همین رو، ترامپ از موضعی قویتر به پکن میرود.
فایفل مینویسد: حقیقت معمولاً جایی بین این دو روایت قرار دارد. چین زمانی نفوذ پیدا میکند که آمریکا وقت و هزینه خود را در خاورمیانه تلف کند. درگیریهای طولانی، توجه واشنگتن را پراکنده و منابع نظامی و تمرکز سیاسی آن را تحلیل میبرد.
در عین حال، پکن از گسترش جنگ منطقهای که جریان انرژی را مختل کند، هراس دارد. چین به شدت به انرژی عبوری از تنگه هرمز وابسته است و هرگاه حرکت کشتیرانی در خلیج فارس کاهش یابد، پکن به سرعت تحت فشار قرار میگیرد.
فایفل تأکید میکند تنگه هرمز اکنون پشتزمینه تمام گفتوگوهای اصلی واشنگتن و پکن است. حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این گذرگاه باریک عبور میکند. هر تأخیر در حرکت نفتکشها، هر افزایش هزینه بیمه و هر نشانه نظامی، معادله سیاسی را فراتر از خلیج فارس تغییر میدهد.
به گفته این تحلیلگر، ژئوپلیتیک مدرن بر اساس معادله «فشار در برابر فشار» عمل میکند. آمریکا از طریق تعرفهها، محدودیتهای فناورانه و تحریمها بر چین فشار میآورد. چین نیز از طریق سلطه صنعتی و صبر استراتژیک خود بر آمریکا فشار میآورد و ایران نیز با تهدید جریان انرژی و ایجاد عدمقطعیت در تنگه هرمز، بر هر دو طرف فشار وارد میکند.
فایفل سه سناریوی محتمل را توصیف میکند: نخست، ترامپ موفق شود توافقی اضطراری منعقد کند و شی جین پینگ را متقاعد سازد که منافع بلندمدت چین در گرو خلیج فارسی پایدارتر و ایران ضعیفتر است. در مقابل، واشنگتن کاهش تعرفهها، توسعه دسترسی به بازارها و امضای قراردادهای کشاورزی را پیشنهاد میکند. در این سناریو، ترامپ پکن را متقاعد میکند که خرید نفت ایران را بیسروصدا کاهش دهد.
دوم، شی جین پینگ باور کند زمان به سود چین است. از نگاه او، ترامپ از نظر سیاسی شکننده است و ممکن است در انتخابات نوامبر شکست بخورد. در این صورت، پکن صبر را بهترین استراتژی میداند و منتظر میماند تا فشارهای سیاسی در داخل آمریکا ترامپ را تضعیف کند.
سوم، سناریویی که واشنگتن به خوبی میشناسد: اجلاسی سرشار از تشریفات اما فقیر از تغییرات بنیادین. دوربینها چشمک میزنند، مدیران بوئینگ قرارداد امضا میکنند، اما نقاط فشار اصلی از جمله بسته بودن تنگه هرمز و ادامه فشار ایران بر جریان انرژی، همچنان بر جای خود باقی میماند.
فایفل نتیجه میگیرد ترامپ با این باور وارد پکن میشود که چین بیش از واشنگتن به ثبات نیاز دارد، در حالی که شی جین پینگ آمریکایی خسته را میبیند که به دنبال راه فراری از رویارویی خطرناک در خاورمیانه است. هر دو رهبر معتقدند طرف مقابل به این دیدار بیشتر نیاز دارد. اما خطر واقعی آن است که هر دو باور دارند میتوانند بیشتر از دیگری تاب بیاورند، در حالی که ایران به بازی با فشارها در تنگه هرمز ادامه میدهد.
نظر شما