محسن بهاری در برنامه۲۴ تلویزیون اینترنتی همشهری از تجربه‌اش در ساخت فیلم سینمایی «قمارباز» و اپیزود «رستگاری در گاندی» از مجموعه «اهل ایران» گفت.

محسن بهاری

همشهری آنلاین: اگر از چند ده هزارنفری باشید که در ۲‌ماه گذشته به سینما رفته‌اند، حتما با فیلم «قمارباز» آشنا شده‌اید یا اگر جزو چند میلیون نفری باشید که قسمت اول سریال «اهل ایران» را دیده‌اند، حتما با نام محسن بهاری روبه‌رو شده‌اید. نام بهاری پیش از این ۲اثر، در تیتراژ بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها در مقام منشی صحنه دیده شده است. بهاری در برنامه۲۴ تلویزیون اینترنتی همشهری در گفت‌وگو با علیرضا محمودی، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما از تجربه‌اش در ساخت فیلم سینمایی «قمارباز» و اپیزود «رستگاری در گاندی» از مجموعه «اهل ایران» گفت. چکیده بخش‌هایی از صحبت‌های وی در این برنامه را در ادامه می‌خوانید.

از بدنه سینما تا کارگردانی

رشته دانشگاهی‌ام مدیریت است. نخستین کار حرفه‌ای‌ام سال۸۶ بود. تا سال۸۸ تقریبا در همه گروه‌ها کار کردم، مثل فیلمبرداری، صدا و تولید و بعد از آن هم منشی صحنه شدم و تا ۲‌ماه قبل از «قمارباز» همین کار را انجام می‌دادم. در «موسی کلیم‌الله» و «به وقت شام» با آقای حاتمی‌کیا، در «خورشید» با آقای مجیدی، در «نهنگ آبی» با آقای جیرانی، در «ایستاده در غبار» و «مرد بازنده» با آقای مهدویان، در «۵۰قدم آخر» با آقای پوراحمد و در «بی‌همه‌چیز» و چند پروژه دیگر هم کار کرده‌ام.

برای کسانی که از بدنه سینما می‌آیند فیلمساز شدن سخت‌تر است، چون خروجی مشخصی ندارند. مثلا کسی که چند فیلم کوتاه ساخته و جایزه گرفته راحت‌تر می‌تواند بگوید «این جنس کار من است». اما کسی مثل من که سال‌ها کنار کارگردان‌های مختلف کار کرده، باید تازه ثابت کند که خودش هم می‌تواند کارگردانی کند.

ایده‌ای از یک خاطره

هدفم از اول کارگردانی بود. سر صحنه سریال «سقوط» بودیم که دوستی خاطره‌ای تعریف کرد درباره مأموری که شب تا صبح به خانه فردی می‌رود که اطلاعاتی را لو داده و سعی می‌کند او را راضی کند «دوبل» (مأمور دوطرفه) شود. همان لحظه ایده در ذهنم شکل گرفت. گفتند نمی‌شود ۲بازیگر را در یک خانه نگه داشت و فیلم ساخت، اما من حس کردم می‌شود.

خانم بهجت شریف نویسنده فیلمنامه بودند و ما با هم روی فیلمنامه کار کردیم. فیلمنامه را حدود سال۱۴۰۱ نوشتیم، یعنی ۳سال قبل از جنگ ۱۲روزه. آن زمان هنوز ماجرای هک بانک سپه اتفاق نیفتاده بود. ما ۲ایده را با هم ترکیب کردیم؛ یکی همان مأموری که شب تا صبح در خانه فردی می‌ماند و دیگری ماجرای هک بانک مرکزی. خیلی روی متن کار کردیم. حتی یک ‌بار کامل فیلمنامه را کنار گذاشتیم و دوباره از نو نوشتیم. خط‌به‌خط جلو می‌رفتیم. خانم شریف می‌نوشتند و من مدام نظر می‌دادم.

دشواری اعتماد به یک فیلم‌اولی

با آقای سجاد نصراللهی‌نسب، تهیه‌کننده فیلم آشنا بودیم و درباره کار صحبت می‌کردیم، اما وارد مرحله جدی نشده بودیم. بعدتر پروژه به مرحله تولید نزدیک شد و با فارابی جلو رفتیم. اما با تغییر مدیریت فارابی پروژه متوقف شد. گفتند این پروژه در اولویت نیست. بعد دوباره با تغییر شرایط و همزمانی با فضای جنگ، فیلمنامه را ارائه کردیم و دوباره مطرح شد. جنگ به مطرح شدن دوباره فیلم کمک کرد.

متقاعد کردن فارابی برای سپردن چنین پروژه‌ای به یک فیلم‌اولی سخت بود. در جلسات می‌گفتند این فیلم نباید فیلم اول باشد و بهتر است یک کارگردان باتجربه آن را بسازد. من درباره رزومه‌ام توضیح دادم و دوستانی هم که با من کار کرده بودند کمک کردند. محمدحسین مهدویان واقعا کمک کرد. اگر حمایت ایشان نبود، شاید کار جلو نمی‌رفت.

نفوذ، تم اصلی «قمارباز»

به ‌نظر من، مهم‌ترین ویژگی آدمی که عامل نفوذ می‌شود کامل نشدن شخصیتش است. آدمی که به بلوغ شخصیتی نرسیده باشد بیشتر در معرض نفوذ قرار می‌گیرد. سیستم‌های امنیتی معمولا روی آدم‌هایی کار می‌کنند که ضعف شخصیتی دارند، ضعف عاطفی، خانوادگی یا نیاز به دیده شدن. شخصیت فرید با بازی کورش تهامی ضعف عاطفی و نیاز به دیده شدن دارد. او از نظر عاطفی بالغ نشده. فیلم از این جهت یک هشدار هم هست؛ اینکه بحران‌های عاطفی می‌توانند به بحران‌های بزرگ‌تر منتهی شوند.

دلایل انتخاب بازیگران

کورش تهامی به ‌نظرم بهترین انتخاب بود. قبلا با او کار کرده بودم و در «رگ خواب» بازی‌اش را خیلی دوست داشتم. شبنم قربانی را در «گرگ‌ومیش» دیده بودم. یکی از معیارهای من این بود که مخاطب ذهنیت قبلی خیلی پررنگی از بازیگر نداشته باشد تا پایان فیلم تأثیر بیشتری بگذارد. اگر بازیگر خیلی شناخته‌شده می‌آوردیم، تماشاگر تا وسط فیلم منتظر یک رفتار یا تیپ آشنای قبلی می‌ماند. من می‌خواستم شخصیت‌ها برای مخاطب باورپذیر باشند. آرمین رحیمیان هم بازیگر مستعدی است و به‌ نظرم برای این نقش کاملا مناسب بود. بخشی از هدایت بازیگران فیلم به تجربه منشی صحنه بودن من برمی‌گردد. من همیشه با دکوپاژ دقیق سر صحنه می‌رفتم. حتی پلان هوایی لوکیشن را خودم کشیده بودم و براساس آن دکوپاژ می‌کردم. البته قرار نبود عینا همان دکوپاژ اجرا شود. تمرین می‌کردیم، با بازیگرها جلو می‌رفتیم و اگر چیزی بهتر به ذهنمان می‌رسید، تغییر می‌دادیم.

بیمارستان لرزید، اما ما ماندیم

«رستگاری در گاندی» را ۲۷اسفند کلید زدیم. قرار بود در خود بیمارستان گاندی فیلمبرداری کنیم، اما نشد و مجبور شدیم چند لوکیشن مختلف را با هم ترکیب کنیم. یک شب که بمباران شد، کل بیمارستان لرزید و بچه‌ها ترسیدند، اما گروه خیلی حرفه‌ای ایستاد و کار را جمع کرد.

کد خبر 1035693
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سینما

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha