ادبیاتی که اخیراً از سوی دونالد ترامپ درباره «دزدیدن نفت ایران» مطرح شده، صرفاً یک گزاره سیاسی ساده یا حتی یک لفاظی انتخاباتی نیست؛ بلکه بازتابی از نوعی نگاه عمیق‌تر در سیاست خارجی آمریکا است که نیازمند واکاوی جامعه‌شناختی و گفتمانی است.

ترامپ

به گزارش همشهری آنلاین، محمدعلی صنوبری، کارشناس سیاسی: ادبیاتی که اخیراً از سوی دونالد ترامپ درباره «دزدیدن نفت ایران» مطرح شده، صرفاً یک گزاره سیاسی ساده یا حتی یک لفاظی انتخاباتی نیست؛ بلکه بازتابی از نوعی نگاه عمیق‌تر در سیاست خارجی آمریکا است که نیازمند واکاوی جامعه‌شناختی و گفتمانی است.

این نوع ادبیات یا اعتراف متکبرانه را می‌توان در چارچوب «عادی‌سازی خشونت اقتصادی» بررسی کرد. وقتی رئیس جمهور آمریکا، به‌صراحت از «دزدی» منابع یک کشور سخن می‌گوید و آن را مایه افتخار یا موفقیت اقتصادی معرفی می‌کند، در واقع تلاش دارد یک کنش غیرقانونی را در سطح افکار عمومی مشروع جلوه دهد. این همان فرآیندی است که در ادبیات انتقادی، به «طبیعی‌سازی سلطه» تعبیر می‌شود.

اما چرایی این ادبیات چیست؟ نخست باید به زمینه داخلی آمریکا توجه کرد. ترامپ همواره کوشیده با استفاده از زبان ساده، تند و گاه شوک‌آور، خود را به‌عنوان یک سیاستمدار «بی‌پرده» معرفی کند. این سبک گفتار، به‌ویژه در میان بخشی از جامعه آمریکا که از نخبگان سیاسی سنتی ناراضی هستند، جذابیت دارد. در چنین چارچوبی، بیان عباراتی مانند «ما نفت را دزدیدیم» نه‌تنها هزینه‌زا تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از قدرت و صراحت معرفی می‌گردد.

دوم، این ادبیات ریشه در نگاه ابزارگرایانه به نظام بین‌الملل دارد. در این نگاه، حقوق بین‌الملل و قواعد اخلاقی، صرفاً تا جایی اعتبار دارند که با منافع قدرت‌های بزرگ در تعارض نباشند. هنگامی که منافع اقتضا کند، حتی مفاهیمی مانند حاکمیت ملی کشورها نیز به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند. سخنان ترامپ در واقع بیان صریح همان چیزی است که سال‌ها در قالب سیاست‌های پیچیده‌تر و با ادبیاتی دیپلماتیک‌تر اجرا شده است.

سوم، این نوع بیان را باید بخشی از جنگ روانی و رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران دانست. القای این گزاره که «دیگران منابع شما را می‌برند و شما ناتوان هستید»، می‌تواند با هدف تضعیف روحیه ملی و ایجاد نارضایتی داخلی مطرح شود. با این حال، تجربه نشان داده که چنین ادبیاتی در بسیاری موارد نتیجه معکوس داشته و موجب تقویت حس مقاومت و همبستگی ملی در ایران شده است.

در نهایت، آنچه اهمیت دارد، نه صرفاً واکنش احساسی به این سخنان، بلکه تبیین عقلانی و افشای ابعاد گفتمانی آن است. این ادبیات، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر نوعی بحران در مشروعیت اخلاقی سیاست خارجی آمریکاست؛ بحرانی که با عریان شدن چنین اظهاراتی، بیش از پیش در برابر افکار عمومی جهانی قرار می‌گیرد.

کد خبر 1033858

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha