همشهری آنلاین: برایش غریبانه زیارت عاشورا خواندند و به سخنان همسرش که ۳فرزند ایشان را در آغوش داشت، گوش جان سپردند. مراسم با سخنرانی همکارش، استاد بنیطبا و مداحی بچهها به پایان رسید. شب عجیبی بود. همچنان بچهها انتظار داشتند آقای عسگری این روزها در کلاس درسشان حاضر شود و مثل همیشه به آنها درس زندگی بیاموزد، اما...
بیشتر بخوانید:
معلمی که شهادت برازندهاش بود
آقای عسگری سالها معلم علوم، زیست و فیزیک مدرسه بود و بچهها مثل برادر دوستش داشتند. البته با وجود رابطه نزدیکی که با او داشتند تا لحظه شهادت کسی بو نبرده بود که او فرزند سردار شهید اسلام، سرلشکر داوود عسگری و فارغالتحصیل رشته فیزیک از دانشگاه شریف است. و در آن شب آسمانی اسفند که زمین و آسمان به هم پیوند خورد، وقتی علی عسگری به دیدار پدر و خانواده شتافته بود، موشکهای آمریکایی و اسرائیلی او، پدر، مادر و ۵عضو دیگر خانواده عسگری را در جریان جنگ تحمیلی سوم به آرزوی دیرینشان، یعنی شهادت رساندند. در طول مراسم، یکی از بچهها یادداشتی خواند که بسیار اثرگذار بود، یادداشتی که جمعی از شاگردان شهید همیشهزنده نوشته بودند که بخشی از آن این بود:
جمله همیشگی آقای عسگری به بچهها این بود: «هر کمکی خواستید، روی من حساب کنید.» و بعد از شهادتش این توصیه او به یادمان آمد: «فی سبیلالله کار کنید تا در کارها موفق باشید.» آقای عسگری هیچ وقت اهل غر زدن نبود و حتی وقتی بچهها پیش او از سختیها گلایه میکردند، با همان لبخند آرامبخش همیشگی میگفت: «بهترین آدمها در موقعیتهای سختتری قرار میگیرند. خدا کند که در این سختیها کم نیاریم...»
آه از آن خاطرات شیرینت، آقای عسگری... آه از تمام لحظات خوشی که سر کلاس برای ما رقم زدی... آه از کلمه شهید که برازنده توست، ولی کاش اینقدر برای دیدار پروردگارت بیقراری نمیکردی که داغ نبودنت سردشدنی نیست. اما ما ایمان داریم که «ولا تحسبنالذین قتلوا فی سبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون». از این پس شما زندهتر از همیشه بین ما حضور خواهید داشت و تا ابد در تمامی مجالس ما تصویر شما زینتبخش خواهد بود. از امشب تصویر شما در اتاق تکتک ما نصب خواهد شد تا برای ما یادآور مردی باشد که از همهچیز خود برای مردم کشورش و شاگردانش گذشت، مردی که بهترین پایان برای زندگیاش تنها شهادت بود... نامت، یادت، خاطراتت و تمام درسهایت تا ابد در یاد ما خواهد ماند، آقای عسگری عزیز...


نظر شما