همشهری آنلاین - فتانه احدی: «ما هر روز داخل ماشینهایمان آمادهباش بودیم و به محض اینکه اصابتی رخ میداد برای کمک راهی محل حادثه میشدیم.» این را محمدامین اسلامی، دانشجوی ۲۱ساله دانشگاه فرهنگیان البرز می گوید. کسی که همراه دوستانش با تشکیل یک گروه واکنش سریع، خود را وقف کمکرسانی به مردم حادثهدیده در جنگ تحمیلی سوم کرده بودند. نگهبانی از اموال مردم آسیب دیده در جنگ، بازسازی خانههای آنها و امدادرسانی به آسیبدیدگان تنها بخشی از کارهای این گروه جهادی در این روزها بود. چکیده روایتهای این دانشجوی جوان در روند فعالیتهایشان در جنگ تحمیلی سوم را بخوانید.
آموزش امدادی
حدود ۲سالی بود که در گروههای جهادی فعالیت میکردم. کارمان خدمت رسانی به مردم شهرهای محروم بود و معمولا با برگزاری اردوهای جهادی به همراه افراد دیگر راهی مناطق محروم میشدیم و کارهای مختلفی از جمله کمک به افراد بی بضاعت و ... انجام میدادیم. ما حدود ۱۰ روز در هلالاحمر آموزش امدادرسانی دیدیدم و وقتی جنگ شروع شد تصمیم گرفتیم گروههای واکنش سریع راهاندازی کنیم.
شیفتهای شبانه
در طول شبانهروز در گروههای سه یا چهار نفر در داخل ماشینهایمان در مناطق مختلف کرج آمادهباش بودیم و به محض اصابت موشک راهی محل حادثه میشدیم. برای اینکه بتوانیم خیلی زود خودمان را به محلهای حادثه برسانیم، آماده بودیم. حتی شیفتهای شبانه هم داشتیم و در زمان حمله، از جمله نخستین نفراتی بودیم که برای امدادرسانی به محل حادثه میرسیدیم.

محافظت از خانههای مردم
اولین کارمان کمک به نیروهای امدادی آتشنشانی و هلالاحمر بود. چون آموزش دیده بودیم، در کنار نیروهای امدادی وارد عملیات امداد و نجات میشدیم تا به افرادی که حادثه دیده بودند کمک کنیم. اما کاری اصلی ما بعد از پایان عملیات گروههای امدادی شروع میشد. مثلا اگر خانهای که کسی داخلش نبود آسیب دیده بود، برای جلوگیری از سرقت اموالش در آنجا نگهبانی میدادیم. برخی از خانههای آسیب دیده متعلق به افرادی بودند که در مسافرت بودند و ما مراقب بودیم که زمان رسیدن آنها، اموالشان حفظ شود. برای مثال یک خانواده در آلمان بودند و خانه آنها بر اثر شلیک موشک آسیب دیده بود. آن خانه را ایمن کردیم تا زمانی بازگشت صاحبش، اثاثیه داخل خانه در امان بماند.
ایمن کردن مغازه
دشمن در طول جنگ به مناطق مسکونی زیادی حمله کرد. علاوه بر خانهها، واحدهای تجاری زیادی مثل مغازهها آسیب دیدند. وقتی مغازهای آسیب میدید به کمک صاحبش میرفتیم و حفاظهای آهنی جوش میدادیم تا کسی نتواند وارد آن مکان شود. حتی وسایلی که سالم مانده بود را در گوشهای میچیدیم و آنها را ایمن میکردیم. در این میان مالکانی بودند که به سراغ ما میآمدند و درخواست میکردند برای خانه یا مغازهشان که برای مدتی قابل استفاده نبود حفاظ آهنی بزنیم. ما هم کمکشان میکردیم تا خیالشان از درامان ماندن اثاثیه و اموالشان راحت شود.

باربری رایگان
جابجایی رایگان اثاثیه خانههای آسیب دیده از دیگر کارهای ما بود. وقتی خانهای آسیب می دید و صاحبخانه قصد داشت اثاثیهاش را به محل دیگری منتقل کند، به کمک وی میرفتیم. معمولا با کمک شهرداری، وانتی تهیه میکردیم و بعد اثاثیه را داخل ماشین بار میزدیم به این ترتیب به محلی امن منتقل میکردیم.
کمک به بازسازی
یکی از نقاط مسکونی که مورد حمله دشمن قرار گرفت، شهرک وحدت کرج بود. ما اولین گروهی بودیم که برای بازسازی وارد این شهرک شدیم. ابتدا خیابانها را پاکسازی کردیم تا خودروها و لودر بتواند وارد شهرک شوند. مرحله بعدی ایمنسازی خانهها و مغازههای شهرک بود که این کار را با نصب حفاظ ضد سرقت به در خانهها و مغازهها انجام میدادیم. حتی غرفههایی در این شهرک برپا کردیم که از مردم آسیب دیده پذیرایی کنیم. کار ما از ساعت ۸صبح تا ۶عصر ادامه داشت و شبها نیز به صورت شیفتی در آنجا میماندیم تا خانهها مراقب کنیم.

قدردانی مردم
وقتی در حال کار و کمک به مردم حادثه دیده بودیم، با واکنش مثبت بسیاری از افرادی که شاهد تلاش ما بودند مواجه میشدیم. مثلا مردم منطقه وقتی میدیدند که به کمک همسایهشان رفتهایم سعی میکردند با پختن غذا یا تهیه چای و آبمیوه از ما قدردانی کنند و دیدن همین صحنهها و لبخندی که با همه سختیهای و تلخیهای جنگ بر لبان آنها بود، انرژی میگرفتیم و به کارمان ادامه میدادیم. ما حالا در زمان آتشبس نیز مشغول کمک به بازسازی خانههای آسیب دیده هستیم و در منطقه یافت آباد تهران به خدمترسانی مشغولیم.
نظر شما