همشهری آنلاین| در میان روزهایی که آسمان ایران با التهاب هجوم دشمنان گره خورده بود، نام مبین عظیمی نه فقط بهعنوان یک قهرمان، که به مثابه نمادی از استقامت سرزمینی تسخیرناپذیر درخشید. وقتی در مسابقات قهرمانی آسیا، حریفان یکی پس از دیگری در برابر قدرت بیچون و چرای او زانو میزدند، او تنها برای مدال نمیجنگید؛ او روی تشک، روایتگر غیرت ملتی بود که در میانه میدان نبرد، پرچمدار عزت و سربلندی باقی مانده است. ثبت ۲۶امتیاز طلایی بدون حتی یک امتیاز از دست رفته، پاسخی بود به تمام آنانی که گمان میکردند سایه جنگ، اراده مردان ایرانی را به لرزه درمیآورد. مبین و یارانش در اردوهایی که بوی اضطراب وطن و شور دفاع میداد، همقسم شدند تا در قلب میدان، صدای رسا و مقتدر ایران باشند. نگاه تحسینآمیز ورزشکاران سایر کشورها به تیم ایران، تنها واکنشی به یک پیروزی ورزشی نبود بلکه اعترافی جهانی به شجاعت ملتی بود که همزمان در دو جبهه میجنگید؛ یکی روی تشکهای کشتی و دیگری در دفاع از حریم خانه و خانواده. این قهرمانی، یک مدال نبود؛ نجوای پیروزی ملتی بود که حتی در سختترین شرایط، ایستاده میماند تا پرچم سهرنگش، بلندتر از همیشه در آسمان جهان به اهتزاز درآید.
عملکردت در قهرمانی آسیا فوقالعاده بود؛ ۲۶امتیاز گرفتی و هیچ امتیازی هم از دست ندادی. این قهرمانی چطور بود؟
خیلی خوب بود. 3کشتی گرفتم و محک خوبی خوردم. امیدوارم بتوانم در تیم ملی جا بیفتم و به مسابقات جهانی برسم. رقابت در این مسابقات تجربه خیلی ارزشمندی برای من بود. میتوانستم بعضی از حریفانم را با امتیاز بیشتری شکست بدهم، اما آقای احسان امینی (مربی تیم ملی) و آقای پژمان درستکار (سرمربی تیم ملی) گفتند نیازی نیست، من هم به حرف آنها گوش کردم. واقعاً برای هر کشتی برنامه داشتیم و کادر فنی زحمت زیادی برای من کشید.
• این مسابقات با رقابتهای قبلی فرق زیادی داشت؛ کشور در وضعیت جنگی بود و تیم ملی در همین شرایط اردو را شروع کرد و راهی مسابقات شد. سخت نبود؟
بله، دقیقاً همینطور بود. شرایط کشور عجیب بود و حضور در این مسابقه و قهرمانی در آن مثل همیشه نبود. ما با دید دیگری وارد میدان شدیم. حتی کشورهای دیگر وقتی با ما صحبت میکردند، احترام خاصی به ما میگذاشتند و طوری میگفتند «خسته نباشید» که انگار ما از خط مقدم برگشتهایم. واقعاً احساس میکردیم با 2جنگ روبهرو هستیم؛ یکی روی تشک و یکی بیرون از آن، همین مسئله به ما انگیزه میداد که تمام توان خود را برای قهرمانی و بالا بردن پرچم بگذاریم.
• برخورد مردم و ورزشکاران کشورهای دیگر با شما چطور بود؟
خیلی خوب بود، حمایت از ایران را واقعاً حس میکردیم. همه میگفتند ایران کار بزرگی کرده، جلوی آمریکا و اسرائیل ایستاده و این شجاعت ایرانیها تحسینبرانگیز است. بحرینیها مدام میگفتند «ماشاءالله، ماشاءالله». مسابقات در قرقیزستان برگزار شد. مردمشان مسلمان هستند و خیلی هم به ما لطف داشتند و مدام از مقاومت و شجاعت ایرانیها تعریف میکردند.
• اردو چطور بود؟ با توجه به اینکه در دوران جنگ قرار داشتیم، سفر به محل مسابقات سخت نبود؟
این اردو شاید عجیبترین اردویی بود که تا حالا داشتیم. شرایط خاصی بود، مسیر سفر هم خیلی طولانی بود، حدود ۲۷ساعت در راه بودیم و نزدیک 8ساعت در مرز معطل شدیم! انگار نمیرسیدیم. با وجود این شرایط، اخبار جنگ را هم دنبال میکردیم و نگران وطن عزیزمان و خانوادههایمان بودیم، ولی وظیفه داشتیم تمرکزمان را روی بالا بردن پرچم کشورمان بگذاریم. همدل شده بودیم این قهرمانی را برای مردم کسب کنیم تا شاید ذرهای دل آنها شاد شود.
• چند قهرمانی و مدال طلا در ردههای امید و جوانان داشتی؛ این قهرمانی با آن قبلیها چه فرقی داشت؟
واقعاً فرق میکرد. اینبار حس خاصی داشتم؛ نگرانی برای وطن و خانواده باعث شده بود همه ما همقسم شویم که علاوه بر قهرمانی، عزت ایران را هم به همه نشان بدهیم. وقتی روی تشک پرچم را چرخاندم، احساس غرور خاصی داشتم که با هیچ مدالی قابل مقایسه نیست. خوشبختانه تیم ایران علاوه بر قهرمانی تیمی، بیشترین مدال طلا را هم گرفت و فنیترین کشتیگیر هم از تیم ایران بود و این یعنی موفقیت کامل.
نظر شما