همشهری آنلاین-رابعه تیموری: «سلام گلم. خوبی؟ الان ما رسیدیم بندر. یگانهای مختلف اومدن، آمریکا، انگلیس، تایلند، ایتالیا.. یه هفتهای ان شااله اینجاییم، خیلی مخلصم.» این آخرین پیام ناخدا محمود صادقی یکی از مسافران ناوچه دنا بود که از روی عرشه برای خانوادهاش فرستاد و چند روز بعد پیکر رشیدش بیجان و زخمی به آغوش وطن بازگشت.ساسان هم مسافر دنا بود و پسر عزیز خانواده افخمی. ساسان از شهدای جاویدالاثر ناو دنا است و دریا حتی پاره ای از قد و بالای رشیدش را هم به خانواده اش پس نداد. ناوشکن دنا با ۱۳۶ دریانورد جوان به دعوت کشور هند برای رزمایش صلحآمیز ۲۰۲۶ میلان به آبهای بینالمللی رفتند و در راه بازگشت مورد حمله نیروی دریایی آمریکا قرار گرفتند تا آبهای اقیانوس هند شاهد شهادت غریبانه و ناجوانمردانه ۱۰۴ دلاور دریانورد ایرانی باشد و پیکر ۲۰ مسافر دنا در لیست جاویدالاثرها جای بگیرد.

پسر دریا
سامان هیچوقت فکر نمیکرد انتظارش برای بیرون آمدن ساسان استوار یکم ناو دنا؛ از آب دریا و دوباره دیدن روی ماهش اینقدر به درازا بکشد. او تعریف میکند: «ساسان برادر بزرگ من بود، خیلی هم سربه سرم میگذاشت. خانه ما در بندرعباس روبروی ساحل بود و وقتی با هم به کنار دریا میرفتیم، او به زیر آب میرفت و مدتی طولانی آن جا میماند. وقتی دیرتر از ۱۰ ثانیه بیرون میآمد من نگران میشدم و آنقدر صدایش میزدم تا زودتر بیرون بیاید، حالا هم هنوز رفتنش را باور نکردهام و منتظرم صورت خیس و خندانش از آب اقیانوس بیرون بیاید... »
پدر جاویدالاثر ساسان افخمی از اهالی کردستان و اهل سنت است و مادرش از استان مازندران و شیعی مذهب. ساسان هم اولین ثمره شیرین پیوند آنها بود. پدر ساسان میگوید: « وقتی ساسان در یکی از بیمارستانهای تهران به دنیا آمد، ما آنقدر خوشحال بودیم که جشنی بزرگ گرفتیم و همه اقوام را دعوت کردیم... » وقتی ساسان تحصیل در رشته مهندسی برق را رها کرد و وارد نیروی دریایی شد، مادر نمیدانست روزی میرسد که آغوش دریا آرامگاه ابدی پسر خوش قد و بالای او میشود: «پسرم را میخواستم داماد کنم. دلش میخواست همسرش معلم باشد. اسم بچههایش را هم انتخاب کرده بود، دو اسم کردی: روژان و زانکو... »
به رسم ناخدا محمود
محمود صادقی در رزمایش دریایی۲۰۲۴کشور هند شرکت کرده بود و طبق قانون نیروی دریایی، همان یک بار حضورش در رزمایش آموزشی او را از حضور دوباره معاف میکرد، اما برگزاری رزمایش صلح و دوستی این کشور در روزهای پایانی اسفند سال گذشته باعث شد او برای حضور در رزمایش داوطلب شود تا دوستان متأهلش بتوانند نوروز را در کنار خانواده بگذرانند. این مهربانی و گذشت که همیشه با محمود همراه بود، دل خواهرش؛ فاطمه را میسوزاند. فاطمه براساس شنیدهها، اینگونه روایت میکند:«حمله دشمن به ناو ۲ مرحلهای بود. برادرم در مرحله اول زخمی شد، اما در حالی که خون از بدنش میرفت و پای زخمیاش توان راه رفتن نداشت، به کمک دیگر ملوانان مجروح میرود.»
با حمله دوم دشمن به ناو، محمود و تعدادی از دیگر مجروحان شهید میشوند؛ اما احساس مسئولیتی که پوشیدن لباس سفید کادر درمان در محمود به وجود آورده، مختص محل کار و موقع انجام وظایف نظامیاش نبوده: «سال۱۴۰۰ که شیوع ویروس کرونا جان بسیاری از مردم مازندران را گرفت، پدر و مادر من هم به کرونا مبتلا شدند. برادرم که آن زمان در جزیره خارک خدمت میکرد، به هیچ کدام از خواهر و برادرهای متأهلش اجازه نداد از آنها مراقبت کند. او خودش یک ماه مرخصی گرفت و از آنها در خانه مراقبت میکرد. از آشپزی تا کارهای خانه را هم خودش انجام میداد و وقتی احساس میکرد دچار ضعف و بیماری شده، با زدن سرم سعی میکرد،خودش را سرپا نگه دارد. »
ریاضت مردان دریا
محمود وقتی به عنوان دانشجوی بورسیه وارد دانشکده افسری میشود، در ۲ رشته پرستاری و فوریتهای پزشکی تحصیل میکند و بعد از فارغ التحصیلی وارد کادر درمان نیروی دریایی میشود: «برادرم با آن که میتوانست در مناطق آبی خوش آب و هوا خدمت کند، اما ۱۰ سال در جزیره خارک ماند و در آن دوره فقط سالی ۲ بار به خانواده سر میزد. کسانی که در نیروی دریایی خدمت میکنند، زندگیشان ریاضتها و سختیهای زیادی دارد. برادرم سالها در تنهایی و غربت زندگی کرد و غریب و دور از وطن هم شهید شد... »

خبری که ۲ روز بعد از شهادت رسید
سربه مهر بودن و رازداری محمود در مورد اطلاعات نظامی باعث شد خانوادهاش ۲ روز بعد از شهادتش از حضور او در میان ملوانان و ناخدایان ناو دنا باخبر شوند: «وقتی خبر حمله به ناو دنا را شنیدیم، نمیدانستیم برادرم هم در همان ناو بود.»
۲ روز بعد از حمله به ناو دنا خبر شهادت محمود به خانوادهاش میرسد:«یکی از بزرگترین نگرانیهای برادرم تنهایی مادرم بود و دو سال آخر زندگیاش را در بندرامیرآباد خدمت کرد تا بتواند از مادرم هم نگهداری کند. » پیش از آن که آبهای اقیانوس هند، پیکر پسر رشید مادر را به او بازگرداند، دل مادر به رفتن او گواهی داده و حتی به خاک سپردن محمود هم داغ دل او را سرد نکرده: «هنوز هم مادرم رفتن او را باور نکرده و فکر میکند محمودش به زودی برمی گردد... »
پهلوانان زخمی وطن
هیچکس نمیدانست دانشجویان دریانورد ایرانی که برای آموزش راهی آبهای اقیانوس هند میشوند، ۲ هزار مایل دورتر از معرکه جنگ ایران با دشمن صهیونی-آمریکایی، تنها و ناجوانمردانه مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. از آن جا هم که قرار بود تمام دنیا به تماشای قابلیتها و توانمندیهای دریانوردان جوان ایرانی بنشینند، زبدهترین و کارآمدترین ملوانان ما برای شرکت در این رزمایش انتخاب و بعد از ساعتها تمرین و آموزش راهی اقیانوس هند شدند. از میان ۱۳۶ خدمه جوان ناو که میانگین سنی آنها ۲۳ سال بود، ۳۲ ملوان و ناخدا بعد از ساعتها سرگردانی بر روی آب با بدنهایی زخمی به آغوش خانواده و وطنشان بازگشتند. فرمانده ناو دنا یکی از این دلاوران نجات یافته است که داغ فراق همرزمانش بیش از زخمهای جنگ بر دلش سنگینی میکند. او میگوید: «لازمه شرکت در رزمایش، نداشتن سلاحهای سنگین و دوربرد مانند اژدر است و ما این را رعایت کرده بودیم، اما زیردریایی آمریکایی نیمه شب به ناو ما حمله کرد. در اصابت اول تلفات جانی نداشتیم، اما در مرحله دوم، ۱۰۴ نفر به شهادت رسیدند. شلیک اژدر دوم با هدف گرفتن تلفات بود. ۸۴ پیکر همرزمانمان را که روی عرشه بودند، به دریا سپردیم که پیکرشان با کمک کشور سریلانکا پیدا شد و به کشور بازگشت.۲۰ نفر از نیروهای ما که در سکوی آسیبدیده غرق شدند، جاویدالاثر هستند.»

دنای بلندآوازه
سال ۱۴۰۱ که ناوشکن تازه نفس دنا مأموریت بیسابقه و تاریخی«ماموریت ۳۶۰» نیروی دریایی ارتش را به سرانجام رساند و با پیمایش بیش از ۶۳ هزار کیلومتر، عبور از پنج اقیانوس و پهلوگیری در بنادر استراتژیک جهان، برگ تازهای در اقتدار دریایی ایران باز کرد، جهان پی برد که این ناو مسلح به انواع سلاحهای بالستیک وپرتابگر اژدر میتواند در نبرد دریایی ایران با دشمن بسیاری از معادلات نظامی دشمن را بر هم زند. حمله ناجوانمردانه دشمن در روزهای جنگ ما با دشمن صهیونی-آمریکایی به این ناو نشان داد که نامآوری این ناو و دلاوری دریانوردان ما خوب در حافظه دشمن ثبت و ضبط شده است...
بیشتر بخوانید:ماجرای ناوچه دنا و تقصیر سریلانکا
نظر شما