همشهری _ نیلوفر ذوالفقاری: ۱۶۸ کودک بیگناه، ۱۶۸ زندگی نزیسته، آرزوهای برباد رفته و خون پاکی که در راه میهن بر زمین ریخته شد. جنایت جنگی دشمن در میناب که به شهادت ۱۶۸ کودک در مدرسه شجره طیبه انجامید، نه فقط پدران و مادران این کودکان که همه ایرانیها را در سراسر کشور داغدار کرد.
پشت نیمکتهای شهادت
نیمکتهای چوبی، کولهپشتیهای خاکگرفته، دیوار فروریخته و تختهسیاه سوخته، مسیر عابران خیابان ولیعصر(عج) را به طرف باغ فردوس کج میکند؛ جایی که کلاس درس کودکان مینابی بهصورت نمادین بازسازی شده است. این روزها هیچ ایرانیای نیست که نام مدرسه شجره طیبه را نشنیده و برای کودکان بیگناه این مدرسه که قربانی جنایت جنگی دشمن شدند، اشک نریخته باشد. حالا این کلاس درس بازسازیشده، شهروندان را به حضور در یک رویداد فرهنگی هنری متفاوت دعوت میکند؛ رویدادی که با عنوان «میناب به ایران جان داد» برگزار شده است.
به یاد دانشآموزان شهید
اسرا و کوثر حیدری، دانشآموزان مدرسهای هستند که به همراه پدرشان چند روزی از اردبیل به پایتخت آمدهاند و خیلی اتفاقی راهشان به باغ فردوس و محل برگزاری رویداد افتاده است. اسرا که ۱۰ ساله و شاگرد کلاس چهارم است، میگوید: «وقتی خبر این جنایت را شنیدم، مدام این سؤال در ذهنم تکرار میشد که دشمن چرا این مدرسه را هدف قرار داد؟ مگر این کودکان چه گناهی داشتند؟ در تصاویر کتاب درسی یکی از بچههای شهید کلاس چهارم را دیدم. خودم هم کلاس چهارم هستم و واقعا از این اتفاق ناراحت شدم.» کوثر هم ۱۲ سال دارد و در کلاس ششم درس میخواند. او میگوید: «عکسهای مدرسه میناب را که دیدم درست شبیه مدرسه خودمان بود. فکر کردم ممکن بود ما به جای این کودکان باشیم. مرگ بر دشمن کودککش که این جنایت را مرتکب شد. باید کاری کنیم تمام دنیا از این جنایت باخبر شود.»

صدای مظلومیت کودکان میناب
یعقوب حیدری، پدر ۲ دختر اردبیلی که در میان خرابههای کلاس درس بچههای میناب قدم میزند، میگوید: «بهعنوان پدر ۲ دختر از دیدن پرپر شدن دختران بیگناه مدرسه شجره طیبه قلبم به درد آمده و بارها فکر کردهام اگر این اتفاق برای دختران خودم میافتاد، چطور باید این غم را تحمل میکردم؟ تمام دنیا تحتتأثیر تلخی این جنایت قرار گرفته است. ما بهعنوان یک ایرانی باید تلاش کنیم خون پاک این کودکان پایمال نشود. رسانهها هم باید تلاش کنند این خبر در تمام جوامع بینالمللی پخش شود. در همه شهرهای ایران به روشهای مختلف برنامههایی برگزار میشود تا یاد این کودکان زنده نگه داشته شود. از اردبیل تا تهران در شهرهای مختلف شاهد بودهام که چقدر برای به نمایش گذاشتن مظلومیت کودکان میناب تلاش میشود. این رویدادها بسیار تأثیرگذار است و باید بیش از اینها به این جنایت بپردازیم تا دنیا صدای خانوادههای داغدار این کودکان شهید را بشنود.»
برنامههای فرهنگی هنری به یاد کودکان شهید
پیادهراه باغفردوس حدفاصل خیابان ولیعصر(عج) تا موزه سینما چند سالی است به پاتوق گروههای هنری و نوازندگان موسیقی خیابانی و محلی برای گشت وگذار شهروندان تبدیل شده است. اما این پیادهراه این شبها حال و هوای متفاوتی دارد. در سراسر مسیر، نمایشگاهی از تصاویر مدرسه شجره طیبه بهعنوان یکی از اسناد جنایت دشمن در جنگ تحمیلی سوم برپاست. قابهایی از چشمان معصوم کودکان شهید در بخشی از نمایشگاه به نمایش گذاشته شده و شهروندان با چشمانی گریان با گذاشتن گل و روشن کردن شمع یاد این گلهای پرپر را زنده نگه میدارند. سازمان زیباسازی شهر تهران، بانی برگزاری رویداد فرهنگی هنری «میناب به ایران جان داد» است و هر شب برنامههای متنوعی، از اجرای گروههای موسیقی تا سخنرانی و روایت ماجرای جنگ در قالبهای هنری متفاوت برای گرامیداشت یاد شهدای مدرسه شجره طیبه میناب برگزار میشود. در انتهای باغراه هم درختی با فانوسهای روشن و روبانهایی به رنگ پرچم کشورمان ساخته شده که شهروندان با آویزان کردن کارتهایی با هشتگ «من ایرانم» به شاخههای آن و گره زدن روبانها، همبستگی و اتحاد خود را در دفاع از خاک میهن به نمایش میگذارند.
این یک روایت واقعی است
گوشهای از پیادهراه باغ فردوس، جمعیت دور وسایلی که روی زمین چیده شده جمع شدهاند. مرد جوانی برای شهروندان کنجکاو روایت میکند: «این وسایل را از یکی از خانههای تخریب شده در جنگ تحمیلی سوم آوردهایم. جامدادی فرزند دانشآموز خانه، برنامه درسی که روی دیوار اتاقش چسبانده بود، لنگهای از یک کفش مهمانی، ظرف غذای نیمهخورده در ویرانههایی که از آشپزخانه به جا مانده و... همه راوی یک زندگی از دست رفته در یک جنگ تحمیلی است.» سینا صفری، هنرمند هنرهای نمایشی، همان مرد جوانی است که روایتهایی واقعی از جنگ را در باغفردوس برای شهروندان تعریف میکند. صفری میگوید: «در اجرای خیابانی همان چیزی را برای مردم تعریف میکنیم که واقعا اتفاق افتاده است، چون فکر میکنیم اینطور روایت کردن بیشتر از اینکه یک نمایش باشد، ثبت واقعیتهاست و به همین دلیل هم برای شهروندان بسیار ملموس است.» این شبها واکنش شهروندان به این نوع روایتگری جالب بوده است. صفری میگوید: «مردم پا به پای واقعیتی که میشنوند، اشک میریزند. همدردی و همدلی مردم با خانوادههای شهدا و آسیبدیدگان جنگ واقعا قابل توجه است. بعد از شنیدن این روایتها به تماشای عکسهای کودکان میناب میایستند؛ کودکانی که هر کدام آیندهساز ایران بودند و معصومانه جان دادند.» این هنرمند جوان معتقد است این روزها فعالیتهای هنری، سلاحی است که هنرمندان در مقابل دشمن در دست گرفتهاند.
این جریان هنری صدای کودکان مظلوم میناب است
مهدی مذهبی، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران:
هدف از این برنامه زنده نگهداشتن صدای مظلومیت کودکان در جنگ از طریق هنر و مشارکت مردمی است. این پویش از روز هفتم جنگ با همراهی هنرمندان شکل گرفت. ایده اولیه آن در قالب پویش اعتراضی نسبت به کشته شدن کودکان مدرسه میناب بود و اکنون نزدیک به یکماه است که بهصورت مستمر ادامه دارد. تلاش ما این است که در گامهای بعدی این روایت هنری در میان نخبگان در محیطهای علمی و هنری نیز گسترش پیدا کند. این پویش یک حرکت مردمنهاد است که سازمان زیباسازی شهر تهران در مسیر اجرای آن حمایت و همراهی کرده است. امیدواریم تا زمانی که بتوانیم صدای کودکان مظلوم میناب باشیم، این جریان هنری ادامه پیدا کند.
نظر شما