به گزارش همشهری آنلاین ، یکی از ویژگیهای ورودی خانههای قدیمی و سنتی که در بیشتر نقاط ایران و بافتهای تاریخی به وفور دیده میشد، وجود سکوهایی در دو طرف درهای خانه بود که به پیرنشین شهرت داشتند. سکو جزئی از خانههای قدیمی بود که علاوه بر زیبایی به تناسب بزرگی یا کوچکی خانه و در آن، تفاوتهایی با هم داشت. در تعریف کلی سکوی پیرنشین باید گفت، پیرنشین محلی در دو سوی در ورودی برای استراحت هنگام انتظار ورود مهمان یا گفتوگو با همسایهها بود. سر در آن تنها قسمت خارج از خانه بود که کاشیکاری داشت و معمولاً طوری ساخته میشد که زمستانها مانع ریزش برف و باران و تابستانها مانع تابش مستقیم آفتاب باشد.
پناه عابران خسته
پیرنشین محل استراحت یا پناهگاهی برای عابران هم بود، اما در رفت و آمد رهگذران یا اهالی خانه مانعی ایجاد نمیکرد. جالبتر اینکه اگر رهگذری باری بر دوش داشت و خسته میشد آن را به راحتی بر روی سکوی پیرنشین میگذاشت و پس از اندکی استراحت، راه خود را از سر میگرفت. انگار که این جزئیات معماری ایرانی، حالت عامالمنفعه داشت و نشانهای از حسن ارتباط افراد با همدیگر بود.

محل گفتوگو و مشورت
سکوهای پیرنشین فقط محل استراحت یا رفع خستگی نبود. نشستن زنان و مردان اهل خانه و همسایهها روی سکوهای پیرنشین تعامل را شکل میداد. در فرهنگی که مستوری زنان اهمیت فراوان داشت، سکوهای پیرنشین جایی بود که زنان بتوانند با همسایگان بنشینند و گفتوگو کنند، بدون اینکه کسی از محدوده خانه و محله خارج شود. در این گفتوگوها بود که اخبار و احوال اهلی محله منتقل و مجالس دعا و سفره نذری ترتیب داده میشد، ازدواج سر میگرفت و جهیزیه فراهم میشد. در عصری که از تکنولوژیهای رسانهای و اطلاعاتی خبری نبود، این نوع ارتباطات سنتی، بسیار کارآمد و ضروری به نظر میرسید.
در روزگاری که معماری مدرن و برگرفته از فرهنگ غیر ایرانی بر چهره شهرها تاخته است، سکوهای پیرنشین به ندرت دیده میشود و باید در عکسها و خاطرات موسپیدکردهها سراغی از آن گرفت. در بناهای جدید جایی برای سکوهای پیرنشین وجود ندارد. با نابودی این بخش از معماری ایرانی فرهنگ گفتوگوی بین همسایهها و اهالی محل هم کمرنگ شدهاست.
نظر شما