به گزارش همشهری آنلاین، پیش از ظهر دیروز، صدای انفجارهای پیدرپی مردم میناب را شوکه کرد. صدا از منطقهای میآمد که قبلا منطقهای نظامی بود اما از مدتها قبل ساختمان آن تبدیل به مدرسه ابتدایی شده و دهها دخترو پسر در آنجا مشغول تحصیل بودند. مدرسه شجرهطیبه تقریبا در خارج از شهر و در دل یک شهرک واقع شده و کنارآن نیز درمانگاهی است که هر دوی آنها در جریان حمله بزدلانه دیروز رژیم صهیونیستی و آمریکا هدف قرار گرفتند و در این حادثه دهها دختر و پسربچه به خاک و خون کشیده شدند.
خواهر و برادر شهید
سبحان و حنانه احمدی، خواهر و برادری هستند که در جریان حمله بزدلانه روز گذشته به مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند. خاله آنها در گفتوگو با همشهری میگوید: خواهرم 4 فرزند داشت. 3 دختر و یک پسر. دختر بزرگش راهنمایی بود و در مدرسه دیگری درس میخواند اما یکی از دخترانش به نام حنانه که کلاس اول بود و پسرش سبحان که کلاس چهارم بود، هر دو در مدرسه شجره طیبه درس میخواندند.
به گفته وی، این مدرسه مخصوص دانش آموزان ابتدایی بود و در آن هم کلاسهای پسرانه دایر بود و هم دخترانه.
او ادامه میدهد: دیروز مثل روزهای دیگر بچهها با مادرشان خداحافظی کردند و همراه پدرشان راهی مدرسه شدند. هنوز ظهر نشده بود که صدای انفجار همه مردم شهر را شوکه کرد. خواهرم وقتی فهمید مدرسه بچهها هدف قرار گرفته، وحشتزده راهی آنجا شد اما شرایط طوری بود که اجازه ورود به محل حادثه را به کسی نمیدادند. نیروهای امدادی به سرعت راهی محل حادثه شدند و اجساد بچهها را به بیمارستان منتقل کردند. پیکر سبحان در حالی پیدا شده بود که کتاب درسیاش در دستش بود و همانطور به بیمارستان انتقال یافته بود. در آنجا و از روی اسم و مشخصات که در کتاب نوشته شده بود، هویت سبحان شناسایی شد و با خواهرم تماس گرفتند. خبر مرگ سبحان آنقدر برای او وحشتناک بود که از حال رفت و حتی نتوانست به دنبال پیکر حنانه برود. برای همین من راهی بیمارستان شدم تا بتوانم پیکر حنانه را هم پیدا کنم.
در جستوجوی خواهر
شهدای مدرسه شجره طیبه فقط دانشآموزان نبودند و در این حادثه هولناک کادر مدرسه و کارمندان اداری آن نیز به شهادت رسیدند. یکی از این شهدا فرشته سنگرزاده بود که به عنوان کادر اداری در مدرسه مشغول به کار بود. خواهرش در گفتوگو با همشهری میگوید: مدرسه شجره طیبه 3 طبقه بود. طبقه اول پیش دبستانی، طبقه دوم دبستان و بخش اداری و طبقه سوم هم نمازخانه بود.
او که مدیر مدرسه کمیل در میناب است ادامه میدهد: حوالی ظهر بود که خواهرم با من تماس گرفت و گفت که به ایران حمله شده و بعد از من خواست که مدرسهمان را تعطیل کنیم و به والدین بچهها زنگ بزنیم که بیایند دنبال فرزندانشان. او میگفت که خودشان هم با والدین بچهها تماس گرفتهاند و وقتی آنها را تحویل خانوادههایشان دادند، مدرسه را ترک میکنند.
وی میگوید: از حرفهای خواهرم متوجه شدم که همه بچهها را از کلاسها خارج کردهاند و احتمالا به نمازخانه یا طبقه اول برده بودند و منتظر والدین بودند که موشکها به مدرسه اصابت کرد. وقتی خبر حمله به مدرسه را شنیدم، وحشتزده با خواهرم تماس گرفتم اما آنتن نمیداد. محل حادثه هم قرنطینه شده بود و نمیتوانستیم به آنجا برویم. وقتی شنیدم که پیکر خواهرم را به همراه بقیه شهدا به بیمارستان منتقل کردهاند، راهی بیمارستان شدم تا بتوانم او را شناسایی کنم.
به گفته خواهر شهید، فرشته حدودا 40 ساله و مجرد بود و همراه پدر و مادرش زندگی میکرد و حالا همه آنها در غم از دست دادن او عزادارند.
جایی برای پیکرها نیست
یکی از مردم محلی میناب که برای کمک به شناسایی و تحویل پیکرهای شهدا به خانوادههایشان در بیمارستان میناب حضور یافته نیز به همشهری میگوید: آنطور که شنیدهام مدرسه شجره طیبه حدود 200 دانشآموز داشت که با توجه به اینکه احتمالا بعضی از بچهها دیروز غیبت داشتند، هنوز مشخص نیست که چند نفر از دانشآموزان در این حادثه به شهادت رسیدهاند.
او ادامه میدهد: وقتی حادثه اتفاق افتاد و تیمهای امدادی پیکرها را به بیمارستان منتقل کردند، در میان آنها هم پیکرهای سوخته به چشم میخورد و هم پیکر بچههایی که زیر آوار به شهادت رسیدهاند. البته هنوز آواربرداری در محل حادثه تمام نشده و به همین دلیل احتمال میرود آمار شهدا بیشتر شود. این در حالی است که با توجه به تعداد زیاد پیکرهایی که به بیمارستان میناب منتقل شده، سردخانه بیمارستان پر شده و مجبور شدهایم بسیاری از پیکرها را در ماشینهای یخچالدار قرار دهیم تا خانوادهها بتوانند آنها را شناسایی کنند. در حال حاضر(عصر شنبه) نیز ازدحام خانوادهها مقابل بیمارستان زیاد است و همه آمدهاند تا پیکر جگرگوشههایشان را تحویل بگیرند.
نظر شما