در دور سوم مذاکرات، ایران پیشنهادی را مطرح کرده است که حتی گروسی هم آن را قبول داشته؛ اما تیم آمریکا توان تصمیم‌گیری مستقل در این باره را نداشته و ممکن است در آینده سطح تیم آمریکایی ارتقا پیدا کند.

ویتکاف و کوشنر

به گراش هشمهری آنلاین، فرهیختگان نوشت: مذاکرات هسته‌ای روز پنجشنبه (۷ اسفند ۱۴۰۴) در ژنو در حالی به پایان رسید که اکنون نگاه‌ها به ایستگاه بعدی در وین دوخته شده است. در این دور، تهران با ارائه بسته‌ای جامع و ایده‌های مبتکرانه، راه را بر بهانه‌جویی‌های طرف غربی بست. این پیشنهادها که تمامی استانداردهای نظارتی آژانس را پوشش می‌دهد، به تأیید فنی رافائل گروسی نیز رسیده بود و حضور او در اتاق مذاکرات، علیرغم تمامی نقدهای وارد به مواضع سیاسی‌اش، موید اعتبار فنی طرح ایران بود. با اینحال علیرغم پایبندی کامل ایران به اصول دیپلماتیک و فنی، یک روز پس از مذاکرات ژنو، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارشی مغرضانه و جهت‌دار ادعایی جدید و عجیب مطرح کرد که ایران ۹۸۷۴.۹ کیلوگرم اورانیوم پنهان شده دارد!

در حالی که طرف آمریکایی به لحاظ فنی نتوانسته ایرادی به پیشنهادات ایران وارد کند، اما همچنان در چنبره دستور کارهای سیاسی تندروانه از جمله توهم «غنی‌سازی صفر» گرفتار مانده است. همچنین وزیر خارجه عمان نیز متوجه سطح نازل مذاکره‌کنندگان آمریکایی شده است. سفر او به واشنگتن برای دیدار مستقیم با جی‌دی ونس، معاون ترامپ در همین چهارچوب تحلیل می‌شود.
در همین حال ایران با نشان دادن بالاترین سطح از ابتکار عمل، هم در ابعاد فنی هسته‌ای و هم در زمینه‌های دیگر مانند انرژی و نفت، عملاً راه را برای هرگونه بهانه‌جویی بسته است. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که اگر میز مذاکره با شکست مواجه شود، مسئولیت مستقیم آن بر عهده کاخ سفید خواهد بود. تهران ثابت کرده است که اگر اراده‌ای برای توافق بر اساس دکترین صلح‌آمیز هسته‌ای و رفع تحریم وجود داشته باشد، مسیر هموار است؛ لذا از این پس، هرگونه بن‌بست تنها ناشی از ناتوانی واشنگتن در عبور از فشارهای لابی‌های ضدتوافق و روحیه جنگ‌طلبانه شخص دونالد ترامپ خواهد بود.

دوراهی شکست برای آمریکا

هیئت ایرانی که از تیمی متنوع شامل کارشناسان هسته‌ای، حقوقی و اقتصادی تشکیل شده، مجموعه‌ای از ابتکارات را روی میز گذاشته که بر اساس اصول راهنمای توافق شده در ادوار قبلی تنظیم شده است. تهران با صراحت اعلام کرده است که موضوع انتقال مواد هسته‌ای به خارج از کشور به طور کامل منتفی است و هرگونه توافق باید ظرفیت تولید سوخت هسته‌ای در داخل را به عنوان یک حق بازگشت‌ناپذیر به رسمیت بشناسد. حضور رافائل گروسی در گفت‌وگوها، اگرچه با اکراه ایران همراه بود، اما به عنوان سندی بر جدیت فنی تهران تحلیل می‌شود. ایران با ارائه این پیشنهادهای خلاقانه، عملاً توپ را به زمین واشنگتن پرتاب کرده است تا نشان دهد که اگر اراده سیاسی در کاخ سفید وجود داشته باشد، راهکارهای فنی برای تضمین صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کاملاً در دسترس است.
تهران، واشنگتن را در وضعیتی قرار داده که پذیرش پیشنهادهایش به معنای اعتراف به شکست سیاست فشار حداکثری و رد آن‌ها به معنای قبول مسئولیت هرگونه تنش آتی در منطقه خواهد بود.

در جست‌وجوی جدیت آمریکایی

تیم آمریکایی به رهبری ویتکاف و کوشنر با واقعیتی مواجه است که کارشناسان فنی‌شان نیز آن را تأیید می‌کنند. واقعیت این است که توانمندی هسته‌ای ایران به نقطه‌ای از بلوغ رسیده که دیگر با ابزارهای سنتی تحریم یا تهدید قابل توقف نیست. با این حال، دستور کار سیاسی در کاخ سفید که تحت تأثیر القائات دونالد ترامپ و لابی‌های صهیونیستی قرار دارد، همچنان بر طبل «غنی‌سازی صفر» می‌کوبد.

سفر بدرالبوسعیدی، وزیر خارجه عمان به واشنگتن برای رایزنی‌های سطح بالا، از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه پرده از این واقعیت برداشت که تصمیم‌گیری در کاخ‌سفید به دلیل تصلب در لایه‌های سیاسی به گره کوری تبدیل شده و بازکردن آن نیازمند اقدامات جدی‌تر است. اهمیت دیگر سفر مربوط به سطح جرد کوشنر و استیو ویتکاف است. مذاکره‌کنندگانی که از ابتدا هم هشدار داده می‌شد علی‌رغم تجربیات اقتصادی، قادر به حل پرونده پیچیده تهران-واشنگتن نخواهند بود. بدرالبوسعیدی با آگاهی از این موضوع به آمریکا عزیمت کرده تا مستقیماً با طرف‌های اصلی مذاکره، تبادل آرا را داشته باشد.

ترامپ نیز با راهبرد همیشگی خود، سعی دارد مذاکرات را به فضای رسانه‌ای کشانده و با ادعاهای مضحکی نظیر «توسعه موشک‌های هدف‌گیرنده خاک آمریکا»، روند گفت‌وگوها را منحرف کند. در صورت شکست مذاکرات به دلیل زیاده‌خواهی‌های آمریکا، این بار به صورت واضح‌تر واشنگتن به عنوان مسئول تخریب دیپلماسی معرفی خواهد شد؛ چراکه ایران موضوع انعطاف‌پذیری دیپلماتیک خود را به افکار عمومی جهانی اثبات کرد.

بهانه ۴۰۰ کیلو اورانیوم به ۱۰۰۰۰ کیلو رسید!

نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و به ویژه شخص رافائل گروسی در این دوره، یکی از پرچالش‌ترین نقاط پرونده هسته‌ای است. گروسی که طبق اساسنامه باید مظهر بی‌طرفی و تخصص فنی باشد، عملاً به عنوان نفر سوم تیم آمریکا در فضای رسانه‌ای ظاهر شده است. تضاد میان حضور او در اتاق‌های مذاکرات ژنو برای مباحث فنی و لفاظی‌های سیاسی‌اش در خارج از اتاق، حیرت‌آور است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک روز پس از گفت‌وگوهای ژنو گزارش داد که ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تا ۱۳ ژوئن «۹۸۷۴.۹ کیلوگرم» تخمین‌زده می‌شود! گزارش در ادامه با تکیه بر همین ادعا تأکید کرده آژانس از محل تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم که ایران در اصفهان اعلام کرده بود، اطلاعی ندارد و نمی‌داند که آیا تأسیسات اصفهان حاوی مواد هسته‌ای است یا عملیاتی. این در حالی است که هر سه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در طول جنگ دوازده روزه توسط آمریکا و اسرائیل بمباران شدند و ترامپ بارها تکرار کرد که تأسیسات و اورانیوم‌های ایران را نابود کرده است.
به همین موازات، گروسی در حالی از ادبیات خطرناکی مثل «استفاده از زور در صورت عدم توافق» سخن می‌گوید که این سخنان هیچ سنخیتی با جایگاه حقوقی او ندارد. گروسی با سیاسی کردن گزارش‌های آژانس و هم‌سویی کامل با پروپاگاندای ترامپ، عملاً اعتبار این نهاد بین‌المللی را به حراج گذاشته است. او با نادیده گرفتن همکاری‌های گسترده و شفاف تهران و سکوت در برابر تهدیدات هسته‌ای و حملات خرابکارانه رژیم صهیونیستی به تأسیسات ایران، ثابت کرده است که آژانس تحت مدیریت او، بیش از آنکه یک نهاد فنی باشد، به یک ابزار فشار در دست قدرت‌های غربی تبدیل شده است. این برخوردهای دوگانه و استفاده از ادبیات تهدید، فضای مانور را برای دیپلمات‌هایی که در پی حل منطقی بحران هستند، به شدت تنگ کرده و اعتبار گزارش‌های آتی آژانس را پیشاپیش مخدوش ساخته است.
با این حال حضور او به همان اندازه که تنش‌آفرین است، می‌تواند به عنوان مکمل انعطاف ایران در دیپلماسی عمل کند. به این صورت که ایران حتی کسی که اسناد محرمانه‌اش را هم به سرقت برده بوده را در مذاکرات پذیرفته تا بهانه‌ای برای عبور از دیپلماسی وجود نداشته باشد.

اسرائیل چه می‌کند؟

رژیم صهیونیستی به عنوان اصلی‌ترین بازیگر خرابکار در این معادله عمل می‌کند که بقای خود را در فروپاشی کامل ساختار دیپلماسی می‌بیند. درباره تحرکات این رژیم در ساختار کنونی مذاکرات، نکات زیر حائز اهمیت است:

۱. یکی از مهم‌ترین ابعاد تأثیرگذاری اسرائیل، از طریق گروه‌های فشار در واشنگتن است. به طور سنتی، «آیپک» به عنوان قدرتمندترین لابی طرفدار اسرائیل، مجری سیاست‌های تندروانه تل‌آویو و حزب لیکود بوده است. این لابی با اصرار بر توهم «غنی‌سازی صفر»، تلاش کرده تا از طریق نفوذ در کنگره و جلب حمایت سناتورهای تندرو، مسیر مذاکرات را با بن‌بست مواجه کند. تلاش برای تصویب طرح‌های تحریمی علیه ایران در فاصله چندساعت مانده تا مذاکرات، بخشی از راهبرد این لابی‌ست‌ها برای تحریک ایران به ترک میز گفت‌وگوها بوده است.

۲. ارتباط معناداری بین پیشرفت در مذاکرات و تشدید تنش‌های میدانی توسط اسرائیل در منطقه دیده می‌شود. به این معنا که نتانیاهو با درک این موضوع که ایران و آمریکا در آستانه ورود به فاز تدوین متن توافق در وین هستند، استراتژی خود را بر تولید بحران متمرکز کرده است. تل‌آویو با تشدید حملات در جبهه‌های مختلف از جمله حملات اخیر به منطقه بقاع لبنان، قصد دارد از فضای غبارآلود منطقه مذاکره‌زدایی کند. هدف نهایی این است که واشنگتن در برابر یک عمل انجام شده نظامی قرار گیرد تا عملاً امکان ادامه گفت‌وگوهای فنی سلب شود.

۳. تأثیر اسرائیل بر مواضع شخصی دونالد ترامپ نیز کاملاً مشهود است. ادعاهای مضحکی که اخیراً درباره توسعه موشک‌های هدف‌گیرنده خاک آمریکا توسط ایران، پس از سفر نتانیاهو به آمریکا مطرح شده، ریشه در گزارش‌های مهندسی شده‌ای دارد که توسط نهادهای اطلاعاتی و لابی‌های مرتبط با نتانیاهو به تیم ترامپ تزریق می‌شود. اسرائیل تلاش می‌کند با ترسیم چهره‌ای تهدیدآمیز و غیرواقعی از برنامه صلح‌آمیز ایران، دستور کار مذاکرات را از مسائل فنی هسته‌ای به سمت موضوعات دفاعی و موشکی سوق دهد تا احتمال دستیابی به هرگونه توافق منصفانه را به حداقل برساند.

۴. اسرائیل هرگونه ثبات ناشی از توافق را تهدیدی برای سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود می‌داند. از این جهت مخالفت سرسختانه آن‌ها با مذاکره به دلیل هراس از رفع تحریم‌ها علیه ایران و ترمیم نقاط آسیب‌دیده ناشی از تحریم‌های چندین دهه‌ای آمریکاست. هرگونه توافقی که به تأیید فنی آژانس برسد، عملاً پروژه چندین ساله اسرائیل برای انزوای ایران را با شکست مواجه می‌کند. از همین رو، تل‌آویو حاضر است برای برهم زدن بازی دیپلماتیک، هزینه‌های امنیتی سنگینی را به کل منطقه و حتی متحدان آمریکایی خود تحمیل کند.

نافرمانی فاضلابی در جرالد فورد

ملوان‌های ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» عمداً زیرپیراهن‌ها را داخل توالت‌ها می‌چپاندند تا سیستم فاضلاب از کار بیفتد. این را داگلاس مک‌گری‌گور، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا فاش کرده و علتش را فرار از جنگ گسترده با ایران عنوان کرده است. احتمالاً ملوانان جرالد فورد با حضور میدانی خود بیش از لابیگران صهیونیست و دونالد ترامپ از محدودیت‌های لجستیکی و ژئوپلیتیکی آمریکا در منطقه باخبرند که با وجود پشتیبانی کم‌سابقه‌ای از ادوات نظامی آمریکایی در منطقه، همچنان از افتادن در یک باتلاق مرگبار هراس دارند.

مسیر با شماست نه مقصد

حاصل جمع روندهای جاری حکایت از این دارد که دستگاه دیپلماسی ایران تمامی مسیرهای ممکن برای یک توافق عادلانه را پیموده است. علی شمخانی، دبیر شورای دفاع تصریح کرد که اگر هدف واقعی مذاکرات حصول اطمینان از عدم ساخت سلاح هسته‌ای باشد، این امر پیشاپیش در «فتوای رهبری و دکترین دفاعی ایران» ریشه دارد و توافقی فوری در دسترس است. ایران از موضع قدرت و با تکیه بر ظرفیت‌های غیرقابل انکار هسته‌ای خود وارد وین خواهد شد تا ادامه فاز تدوین متن را آغاز کند. اکنون نوبت طرف آمریکایی است که مسیر را انتخاب کند و منتظر رسیدن به مقصد باشد. تنها چیزی که مشخص است، تقابل میان اراده تهران برای حفظ حقوق ملی و بازی‌های دوگانه مثلث واشنگتن-تل‌آویو-آژانس است. اگر دور چهارم مذاکرات در وین به بن‌بست برسد، بار مسئولیت تاریخی و پیامدهای امنیتی هرگونه بحران احتمالی، مستقیماً بر گردن ایالات متحده و متحدان خرابکارش خواهد بود.
آینده منطقه در گرو تصمیمی است که کاخ سفید باید انتخاب کند؛ رفع تحریم‌های ایران در کنار پذیرش حق غنی‌سازی یا ورود به معرکه‌ای که ملوانان آمریکایی بیشتر ابتدا و انتهایش را می‌دانند.

کد خبر 1020121
منبع: فرهیختگان

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار دیدگاه

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha